رفتار غیر روشنفکرانه و عامدانه منورالفکر محترمی که در یک برنامه اجتماعی و نسبتا فرهنگی در شبکه یک سیما یک بحث عمیق فلسفی را در مقابل چشمان حیرت زده بینندگان خسته و بی حوصله یک شبکه تلوزیونی با رویکرد غیر تخصصی باز می کند!
مرصاد به نقل از "صراط" - سرویس سیاسی / به طور معمول در محافل علمی با هر موضوعی اعم از اجتماعی، فرهنگی، سیاسی یا حتی اعتقادی آزادانه برخورد می شود. به طور مثال در دانشکده پزشکی ساعت ها در مورد نظریه ضد خدای داروین در مورد آفرینش بحث می شود در حالی که در کتب آسمانی نظریه ای کاملا در تضاد با آن چه داروینیسم خوانده می شود، ذکر شده است.

یا در دانشکده حقوق سال هاست که در مورد قواعد فقهی مورد وفاق حوزویان بحث می شود و اختلافات جدی علمی بین ایشان وجود دارد اما از اصول یک بحث مستدل و نتیجه گرایانه این است که از نفی افراد و احزاب و گروه ها خودداری شود و در عوض به اصل نظریه علمی پرداخته شود.

البته این بدان معنا نیست که در صورت رعایت همه شروط یک مباحثه متقن، نتایج یکسانی حاصل خواهد شد و طرفین با اشتراک فکری قابل ملاحظه ای بحث را ترک خواهند کرد.

یکی از شرایط دیگر یک بحث کامل با رویکرد اصلاحی و عالمانه این است که به شرایط مکانی و زمانی آغاز و پایان مباحثه علمی توجه شود. مسلما یک بحث دانشگاهی یا حوزوی سنگین که مخالفان و موافقان زیادی هم دارد در یک مکان عمومی که عوام الناس زیادی در حال گذر هستند مطرح نمی شود چرا که این کار از عقلانیت به دور است.

در حوزه وقتی یک مرجع باب خداشناسی را آغاز می کند به طلاب می گوید: من یک ضد خدا هستم، استناد کنید به هر آن چه می دانید تا ببینم واجب الوجود بودن رب از بحث تان بیرون می آید یا نه! فی المثل تلاش می شود به همه دلایل و استنادات کفار پرداخته شود تا برای طلبه شبهه و سوالی بی پاسخ نماند. حال شما فرض کنید چنین بحثی در وسط بازار با ادبیات رایج طلاب در ملاء عام مطرح شود. نتیجه این است که احتمالا مرجع عالیقدر و محترم از شهر اخراج خواهند شد!

از این مثال استفاده می کنیم برای بررسی رفتار غیر روشنفکرانه و عامدانه منورالفکر محترمی که در یک برنامه اجتماعی و نسبتا فرهنگی در شبکه یک سیما یک بحث عمیق فلسفی را در مقابل چشمان حیرت زده بینندگان خسته و بی حوصله یک شبکه تلوزیونی با رویکرد غیر تخصصی باز می کند!

بگذریم از این که گوینده سخن مطمئن است که مجری در این زمینه بی تخصص است  و البته لزومی هم ندارد اداره کننده یک برنامه معمولی و غیرتخصصی عالم به مسائل پیچیده فقهی و طلبگی باشد.

اما جناب آقای افروغ نباید فراموش کنند که نتیجه چنین بی احتیاطی یا حتی عمل غیر عقلانی نه تنها صدمه خوردن یک بحث علمی است بلکه شخص ایشان نیز در مضان اتهام قرار می گیرند و این کاملا طبیعی است.

روشنفکری که خود را دانشمند می داند اما با ایجاد شبهات سنگین علمی و فلسفی در یک شو تلوزیونی بدون رقیب علمی، سعی دارد افکار عموم جامعه را با به کار بردن چند اصطلاح مشهور سیاسی درگیر در بحث کند باید بداند که این اقدام وی به منزله یک خودکشی سیاسی است.

علاوه بر موضوعات ذکر شده چطور عالمان و سیاستمداران و فیلسوفانی که این اخبار و سخنان به گوش شان می رسد باید همزمانی نمایش این فیلم مستند هیاهو محور را با اتفاقات سیاسی اخیر مزدوران فتنه گر توجیه کنند؟!

کلام وقتی منعقد شد دیگر اختیارش با گوینده نیست. ساعت ها توجیه و حاشیه زنی بر یک برنامه تلوزیونی هرگز جبران آن چه قبلا بیان شده را نخواهد کرد کما این که امثال علایی نیز بلافاصله سعی در توجیه نامه نگاری بی ادبانه و دشمن مدارانه شان کردند.

برداشت روشنفکران داخلی این است که اگر افعال نوری زاد و علایی قابل اغماض است، شو تلوزیونی عماد افروغ نیز اتفاقی و بی غرض بوده است!