تركيه به دلايل مختلف در بحران سوريه شكست خورده است


تصویر
کیهان: روزنامه لبناني السفير با ارائه تحليلي نوشت: با وجود اينكه احمد داود اوغلو بعد از انجام ده ها سفر و توصيه كه آخرين آن در ماه اوت بود؛ همچنان تكرار مي كند كه تركيه موضع خودش را در قبال مخالفان نظام سوريه قطعي و يكسره نكرده است اما آنكارا بعد از دست كم يك ماه از آغاز بحران در راستاي تشكيل «آغوشي گرم» براي مخالفان سياسي سوريه حركت كرد و اندكي بعد نيز «آغوشي گرم» براي مخالفان مسلح سوري موسوم به ارتش آزاد سوريه ايجاد كرد. تركيه اين گزينه را انتخاب كرد كه نوك پيكان براي سرنگوني نظام سوريه باشد زيرا مقر فرماندهي ارتش آزاد سوريه بود و اولين شوراي مخالفان موسوم به «شوراي ملي سوري» در استانبول تاسيس شد، السفير در عين حال افزود: دل بستن به گروه هاي مسلح بدون محاسبه احتمال شكست آن باعث ورود سياست تركيه به تنگنا و بن بستي شد كه نه تنها آنكارا آن را با بازنگري در محاسبات اصلاح نكرد بلكه در مسير سياست فرار به جلوي بيشتر حركت كرد. روشن شد كه يكي از بزرگترين اشتباهات در سياست آنكارا در قبال دمشق و شكست آن همان كوته نظري در سياست خارجه تركيه در ارزيابي واقعيت داخلي سوريه و موازنه هاي داخلي در آن بود و تركيه همچنين به درستي جايگاه منطقه اي سوريه و نقش آن، رويكردهاي سياسي خارجي روسيه و چين، درگيري براي ترسيم موازنه هاي نظم نوين جهاني و اهميت سوريه در اين درگيري را درست ارزيابي و بازخواني نكرد و قدرت نظام سوريه در داخل و خارج از نظر سران تركيه دور ماند. السفير افزود: نتيجه اين امر بروز خطراتي براي تركيه بود كه پيش بيني آن را نمي كرد كه نخستين خطر همان افزايش التهاب مذهبي بين اهل سنت و علوي ها در داخل تركيه و افزايش شدت برخوردهاي نظامي با حزب كارگران كردستان تركيه و حضور كردها در شمال سوريه بود.
اين تحليل با بيان اينكه تركيه به دنبال احياي امپراتوري عثماني بود خاطرنشان مي كند: تركيه روابط گذشته خود با كشورهاي همجوار را قرباني كرد و اعتماد موجود را از بين برد و به عنوان كشوري مداخله گر در امور داخلي ساير كشورها نمايان گشت زيرا به طور عملي در تلاش ها براي سرنگوني نظام در سوريه مشاركت كرده و در نتيجه سياست صفر كردن مشكلات به سياست سرنگون كردن نظام هايي كه تركيه از آنها راضي نيست تبديل شد. اين امر نيز تحول خطرناكي در نقش تركيه به شمار مي رود كه در گذشته به هم پيماني با غرب و اسرائيل اكتفا مي كرد اما اكنون به طرفي در درگيري هاي داخلي در هر كشوري مبدل شده است. باقي ماندن نظام در سوريه شكست براي سياست ها در تركيه به شمار خواهد رفت. امروز حتي عربستان و قطر و امارات نيز از سياست هاي اخواني تركيه ناراضي اند.

رهبر معظم انقلاب با عفو و تخفیف مجازات 1059 از محکومان موافقت کردند


رهبر معظم انقلاب اسلامی با پیشنهاد عفو و تخفیف مجازات یک هزار و 59 نفر از محکومان محاکم عمومی و انقلاب، سازمان تعزیرات حکومتی و سازمان قضایی نیروهای مسلح موافقت کردند.

به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری،‌ به مناسبت فرارسیدن عید سعید نوروز و در آستانه فرا رسیدن دوازدهم فروردین سالروز جمهوری اسلامی ایران، رهبر معظم انقلاب اسلامی با پیشنهاد عفو و تخفیف مجازات یک هزار و 59 نفر از محکومانِ محاکم عمومی و انقلاب، سازمان تعزیرات حکومتی و سازمان قضایی نیروهای مسلح موافقت کردند.

آیت الله آملی لاریجانی رئیس قوه قضائیه طی نامه‌ای به رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت فرا رسیدن عید نوروز و در آستانه فرا رسیدن سالروز جمهوری اسلامی ایران، پیشنهاد عفو و تخفیف مجازات یک هزار و 59 نفر از محکومانی را که در کمیسیون مرکزی عفو و بخشودگی قوه قضائیه واجد شرایط لازم تشخیص داده شده اند، ارائه کرد که این پیشنهاد مورد موافقت رهبر انقلاب قرار گرفت.

آیت‌الله نوری همدانی تاکید کرد: توجه ویژه به ایام فاطمیه در نوروز


آیت‌الله نوری همدانی از مراجع تقلید شیعیان در قم، طی پیامی بر توجه همگان به پاسداشت ایام فاطمیه و حفظ ارزش‌های اسلامی در ایام نوروز با توجه به مقارن شدن ایام فاطمیه با ایام عید نوروز نسبت به برگزاری مجلس عزای آن بانوی بزرگ، تاکید کرد.

 

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) - منطقه قم، در پیام آیت‌الله نوری همدانی آمده است: جای تقدیر است که مردم متعهد ایران اسلامی این مهد ولایت و مملکت امام عصر ارواحنا فداه در ایام فاطمیه در سراسر کشور مجالس با شکوه و پر جمعیت ترتیب می‌دهند و از مدایح، مناقب و جایگاه با عظمت حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا (ع) سخن می‌گویند.

ملت ایران با برگزاری مجالس در ایام فاطمیه مجامع خود را از معارف بلند اسلامی پر بار می‌سازند، بانویی که آیاتی از قرآن مجید در شأن و مقام و عصمت او نازل شده است، هنگامی که وارد محضر مقدس حضرت پیغمبر (ص) می‌شد آن حضرت به احترام مقام شامخ ایشان از جای خود برمی‌خاست و دست او را می‌بوسید و او را در صدر مجلس می‌نشانید و خود در مقابل او می‌نشست.

لازم است بانوان مسلمان، حضرت زهرا (ع) را الگوی زندگی خود از همه نظر، هم از نظر نهضت و فداکاری و هم از لحاظ حضور و شرکت فعال در عرصه اجتماع به منظور حفظ ارزش‌های اسلامی و امر به معرف و نهی از منکر و هم از نظر تعلیم و تعلّم و تربیت و نیز از نظر بیداری و هوشیاری در برابر نقشه‌های دشمنان اسلام قرار بدهند و از تاریخ پر برکت و کلمات و بیانات آن حضرت درس‌هایی بیاموزند.

جا دارد شیعیان و ارادتمندان آن حضرت و رسانه‌های جمعی به ویژه صدا و سیما با توجه به مقارن شدن ایام فاطمیه با ایام عید نوروز نسبت به مجلس عزای آن بانوی بزرگ توجه بیشتر داشته و در با شکوه و با عظمت برگزار کردن آن بیش از پیش تلاش کنند و همگان در مراسم ایام فاطمیه حضور فعال داشته و از محضر پر فیض آن حضرت بهره‌مند شوند.

چرا منافقین از پذیرش پناهندگی اعضا وحشت دارند


پس از گذشت بیش از یک سال از انتقال اولین گروه از اعضای منافقین از پادگان اشرف به لیبرتی و تلاش‌های زیاد سازمان ملل برای جلب موافقت کشورهای پناهنده پذیر به منظور پذیرش تعدادی از اعضای این گروهک، کشور آلبانی با پذیرش 210 نفر از اعضای منافقین تحت عنوان پناهنده موافقت کرد.

هر چند پیش از این نیز زمزمه‌هایی غیر رسمی مبنی بر پذیرش تعدادی محدود از اعضای این گروهک از سوی برخی از کشورها شنیده شده بود، اما این اولین اعلام رسمی برای انتقال 210 نفر از اعضای این گروه است که البته رقم مناسبی هم در پذیرش پناهنده محسوب می‌گردد و این اقدام در صورت وقوع همچنین می‌تواند شروعی برای خروج منافقین از عراق نیز باشد.
اما رفتارها و موضع‌گیری‌های سرکردگان منافقین در قبال این موضوع کاملاً بر خلاف خواست و سرو صداهایی است که پیش از این از خود بروز داده بودند و طی آنها خواستار رسیدگی به وضعیت اعضای خود در کمپ لیبرتی بودند. سرکردگان منافقین در اولین اقدام همه توجه و تمرکز رسانه‌ای خود را صرف این موضوع کردند که نقش سازمان ملل را در اعلام موافقت دولت آلبانی کم‌رنگ نشان داده و این موضوع را حاصل رایزنی‌های عوامل و عناصر خود در اروپا معرفی کنند. هر چند که اساساً منافقین به عنوان یک فرقه از هیچ جایگاه بین‌المللی برای رایزنی‌های دیپلماتیک با سران کشورها برخوردار نیستند و قطعاً این اتفاق حاصل فراخوان‌های سازمان ملل برای حل موضوع اخراج اعضای این گروهک از عراق انجام گرفته است، اما سرکردگان این گروهک قصد دارند از این طریق تسلط خود بر سرنوشت اعضای حاضر در عراق را اثبات کنند و در نهایت بتوانند در جایگاه تصمیم‌گیری برای هر اقدامی در قبال اعضای خود قرار بگیرند که به لحاظ قوانین بین‌المللی نه تنها پذیرفته نیست بلکه تلاش‌ها برای حل مشکل اخراج از عراق را پیچیده‌تر می‌کند.

زیرا که اولاً بر همه طرفین این دعوا و حتی نماینده سازمان ملل در عراق اثبات شده که سرکردگان منافقین هیچ تمایلی به خروج از عراق و لااقل پناهندگی در چند کشور مختلف را که باعث از هم پاشیدگی کامل تشکیلات می‌شود را ندارند. ثانیاً اگر این سازمان همچنان بخواهد به مانند یک تشکیلات فرقه‌ای عمل کند و برای اعضای خود تصمیم‌گیری نماید همان یک فرصت برای پذیرش پناهندگی را نیز از اعضای خود گرفته است. زیرا مسئله اساسی که تا بحال مانع پیش قدم شدن کشورها برای پذیرش اعضای این گروه به عنوان پناهنده شده است همان زندگی تشکیلاتی و فرقه‌ای منافقین است که اروپایی‌ها به شدت از آن پرهیز دارند و این مسئله را مخل امنیت ملی خود می‌دانند.به هر حال سخنگوی منافقین طی مصاحبه‌ای با خبرگزاری آسوشیتدپرس مخالفت این گروهک را با انتقال به آلبانی اعلام کرد و دلایلی واهی همچون عدم تضمین امنیت سایر اعضا را بیان نمود. اما به راستی چرا سرکردگان منافقین اینقدر از خروج اعضای خود از عراق وحشت دارند؟ این مسئله حتی در مراحل ثبت نام نوبت پناهندگی 2هزار نفر از اعضای این گروهک نیز خود را نشان داد. در آن زمان نیز سرکردگان منافقین به شدت مخالف انجام مصاحبه به صورت انفرادی با اعضا بودند و به گفته تازه جداشده‌های این گروه حتی جواب‌های اعضا به سوالات نمایندگان کمیساریای عالی پناهندگان را نیز از قبل تعیین می‌کردند و حتی مانع انجام مصاحبه با اعضای زاویه‌داری می‌شدند که از قبل در خصوص تمایل شدید آنها به جدایی از گروهک اطمینان داشتند.در پاسخ باید اشاره کرد که سرکردگان منافقین به خوبی می‌دانند که انتقال تعدادی از اعضای این گروه به کشوری دیگر به منزله پراکندگی اعضا می‌شود و این اتفاق اگر به هر نحوی صورت بگیرد مساوی با از بین رفتن تشکیلات خواهد بود. زیرا آنچه که در صحبت‌های جداشده‌های این گروهک مشهود است تمایل بیش از نیمی از اعضای حاضر در لیبرتی به جدایی از تشکیلات و زندگی اسف‌بار در این گروه است. همین موضوع سبب شده که روز‌به روز به میزان تدابیر حفاظتی و امنیتی منافقین افزوده شود تا از فرارهای بیشتر جلوگیری گردد. به همین دلایل که گفته شد، در مصاحبه سخنگوی منافقین و همچنین بیانیه‌های دیگر این گروهک نیز به خوبی مشاهده می‌شود که آنها خواستار انتقال اعضا به صورت دسته جمعی به کشوری ثالث هستند و بر حفظ بالاجبار تشکیلات خود اصرار دارند.اما موضوع دیگر اساس زندگی در اروپا است که دیگر با شرایط زندگی در بیایان‌های عراق تفاوت اساسی دارد. اول از همه همانطور که گفته شد اروپایی‌ها مخالف شدید ظهور و بروز فرقه‌گرایی هستند و با این موضوع به مثابه تهدیدی برای امنیت ملی خود برخورد می‌کنند. و دیگر اینکه سرکردگان این گروهک دیگر توانایی حبس اعضای خود در محیط ایزوله را در کشورهای اروپایی به خاطر ترس از محکومیت به نقض حقوق بشر ندارند. این دو نکته مانع ادامه زندگی تشکیلاتی منافقین در اروپا به همان شیوه زندگی در بیایان‌های عراق می‌شود که قطعاً مساوی با فروپاشی تشکیلات است.با توجه به نکات گفته شده سرکردگان منافقین در اقدامی ضد بشری همه سعی خود را بر باقی‌ماندن اعضا در عراق قرار داده‌اند و قربانی کردن نیروهای خود را گزینه‌ای بهتر در مقابل با از دست دادن تشکیلات می‌دانند.

آیا یک اتفاق انتخاباتی در راه است؟


همه‌ی این‌ها یعنی اصول‌گرایان در حال تغییر استراتژی انتخاباتی‌شان هستند و از اعلام کاندیدای جداگانه به سمت اعلام یک یا دو کاندیدا گرایش پیدا کرده‌اند. از این تغییر گرایش و سخنان محمدنبی حبیبی که علت این تغییر گرایش احتمالی را از قبل بیان کرده بود معلوم می‌شود که در سایر جناح‌های سیاسی خبرهایی‌ست. خبرهایی در حد یک "اتفاق انتخاباتی".

گروه سیاسی ـ سیدمجتبی نعیمی: 1. "اتفاق انتخاباتی" واژه‌ایست که مراد از آن، ایجاد یک نقطه‌ی عطف در انتخابات و تغییر فضای سیاسی کشور از یک شرایط متعادل به یک شرایط پر شور و هیجان است. اشخاص یا گفتمان‌های سیاسی، حاملان اصلی اتفاقات سیاسی هستند که با ایجاد شرایط جدید، رفتار دیگر اشخاص و گروه‌های سیاسی را دگرگون می‌کنند .

‌برای مثال، ظهور پدیده‌ای به اسم "احمدی‌نژاد" در انتخابات ریاست جمهوری نهم یک اتفاق انتخاباتی بود که منطق سیاسی گذشته را تغییر داد و شکل جدیدی به مناسبات سیاسی کشور بخشید. و یا ایجاد دو قطبی "احمدی‌نژاد - موسوی" یک اتفاق انتخاباتی بود که شرایط عادی سیاست کشور را عوض کرد.
2. تقریباً دو سه ماه پیش بود که "محمدنبی حبیبی" دبیرکل حزب موتلفه‌ی اسلامی، در پاسخ به این سوال که حضور جبهه‌ی پیروان خط امام و رهبری و سایر جریانات اصول‌گرا در انتخابات چگونه خواهد بود گفت: «ما و به احتمال زیاد، سایر جریانات اصول‌گرا با کاندیدای جداگانه وارد عرصه‌ی انتخابات می‌شویم، مگر اینکه از طرف مقابل کاندیدای واحد و با پتانسیل رأی‌آوری بالا مطرح شود.» (نقل به مضمون از سایت رسمی حزب موتلفه)
به عبارت دیگر، استراتژی انتخاباتی طیف‌های منتسب به اصول‌گرایی این بود که مستقلاً وارد کارزار انتخابات شوند، مگر اینکه یک اتفاق انتخاباتی در راه باشد. تقریباً همین گونه هم شد. از برخی شخصیت‌های مستقل اصول‌گرا گرفته تا طیف‌های اصلی آن مثل جبهه‌ی پایداری و ائتلاف 2+1 و پیروان، هر کدام نامزد جداگانه‌ای را معرفی کردند. اما این روزها، مناسبات موجود در بین اصول‌گرایان در حال تغییر بوده و به وحدت گرایش دارد:
دیدار عسگراولادی به عنوان دبیر جبهه‌ی پیروان با ائتلاف 2+1 و دعوت باهنر از این ائتلاف برای رسیدن به وحدت. انتخاب بذرباش به عنوان جانشین سخنگوی ائتلاف 2+1. سخنان چند روز پیش محسن رضایی که گفته بود اگر ببینیم با نبودن من و به وحدت رسیدن اصول‌گرایان، نظام به جلو حرکت می‌کند، حاضرم که کنار بروم. حرف‌های دو سه روز پیش متکی در همین خصوص و چند مثال دیگر.
همه‌ی این‌ها یعنی اصول‌گرایان در حال تغییر استراتژی انتخاباتی‌شان هستند و از اعلام کاندیدای جداگانه به سمت اعلام یک یا دو کاندیدا گرایش پیدا کرده‌اند. از این تغییر گرایش و سخنان محمدنبی حبیبی که علت این تغییر گرایش احتمالی را از قبل بیان کرده بود معلوم می‌شود که در سایر جناح‌های سیاسی خبرهایی‌ست. خبرهایی در حد یک "اتفاق انتخاباتی". اما این اتفاق انتخاباتی چیست؟
3. احتمال اول: برای اصول‌گرایان، "به وحدت رسیدن اصلاح‌طلبان" فی‌نفسه یک اتفاق انتخاباتی‌ست. و البته شواهدی در این خصوص نیز وجود دارد. گذشته از حساسیت استراتژیکی که این مقوله برای اصلاح‌طلبان دارد و از آنها توقع می‌رود که برای ادامه‌ی حیات سیاسی‌شان دست به این کار بزنند، مهمترین دلیل این امر مصاحبه‌ی سید محمدرضا خاتمی با خبرگذاری تسنیم در 26 اسفند بود که خبر از وحدت اصلاح‌طلبان داد.
احتمال دوم: هرچند هنوز تصمیمش را نگرفته و اطرافیانش، از نیامدنش صحبت می‌کنند، اما آنچه بدیهی‌ست این است که "هاشمی رفسنجانی" در حال رصد شرایط سیاسی‌ست. تا مثل دوبار گذشته (مجلس ششم و دولت نهم) وارد بازی از پیش باخته نشود. مصاحبه‌ی 24 اسفند باهنر که گفته بود: «به هاشمی توصیه می‌کنم کاندیدا نشود اما اگر به صحنه بیاید به مقتضیات زمان تصمیم می‌گیریم» این احتمال را تقویت می‌کند.
احتمال سوم: "احمدی‌نژاد" دو خصوصیت ویژه دارد که وقوع اتفاق انتخاباتی در پیرامون وی را زیاد می‌کند. اولاً؛ او آدم باهوشی‌ست و از آدمی با این خصوصیت بعید به نظر می‌رسد که سرمایه‌ی اجتماعی‌اش را خرج فردی مثل مشایی کند که از یکطرف معلوم است رد صلاحیت می‌شود و از طرف دیگر، با توجه به تجربه‌ی 11 روز خانه‌نشینی، معلوم است پافشاری برای نگه‌داشتن او در داخل نظام فایده ندارد.
ثانیاً؛ احمدی‌نژاد آدم تصمیمات پیش‌‌بینی نشده است. یعنی می‌توان درباره‌ی او حدس زد که دست روی گزینه‌ای بگذارد که تا الان کسی به فکرش نرسیده. کسی که هم بتواند از شورای نگهبان بگذرد و هم بتواند با گفتمان او عجین شده و بخش قابل توجهی از آرای قبلی احمدی‌نژاد را مال خود کند. پس وقوع اتفاق انتخاباتی در این گوشه‌ی بازار سیاست هم هست.
حال به نظر شما، کدام یک از این احتمالات باعث گرایش اصول‌گرایان به سمت وحدت رویه شده است؟ آیا احتمال دیگری هم وجود دارد؟

پیش نویس تبریک عیدانه اوباما برای ایرانیان را هم اکنون بخوانید

این ما بودیم که به رئیس جمهور آمریکا پیشنهاد دادیم در پوشش پیام تبریک عید نوروز به کشورهای فارسی زبان منطقه بخش مهمی از خواسته های ما را مطرح کند.
به نقل از رویداد، یکی از فراریان جریان فتنه در اروپا به منظور ارائه کارنامه فعالی از تیم اصلاح طلبان فراری، به تشریح بخشی از خوش رقصی های ایشان پرداخته است.

این عنصر فتنه گر اظهار داشت: دوستان داخل فکر میکنند ما در اروپا و آمریکا دائما در حال سیاحت و عیش و نوش و خوشگذرانی هستیم،در جلساتشان از ما انتقاد می کنند که عملکرد موثری نداشته ایم و هرچند وقت یکبار هم به ما غری می زنند یا شماتتی میکنند.در حالی که میدانند در اینجا (کشورهای غربی)چه پوستی از کله ما کنده می شود!

چقدر فعالیت میکنیم و چقدر توسط غربی ها تحقیر می شویم و توسط عوامل اطلاعاتی رژیم(جمهوری اسلامی)تعقیب و اذیت و آزار می شویم،قطعا ما از دوستان داخل فعال تر و موثر تر بوده ایم،چون آنها صرفا به بهانه حاکمیت فضای امنیتی در کشور همه کارها را زمین گذاشته و مشغول کار و کسب و زندگی خودشان شده اند وبعضی از آنها هم کار و کاسبی نان و آب داری راه انداخته اند و ویلاهای ییلاقی خریده اند اما به ما که می رسند توقع دارند از همین جا حصر سران جنبش را رفع کنیم و از همینجا بدنه اجتماعی جنبش سبز در داخل کشور را زنده و پا به کار نگه داریم و کل ضعف ها و اختلافات آنها را بپوشانیم!

این عضو سابق حلقه همکاران نزدیک محمد خاتمی در ادامه درد و دل های خود گفته است:در حالی که آنها(فتنه گران داخل) میدانند که بیش از 50 درصد گزارش اخیر احمد شهید بر مبنای مطالبی که ما داده بودیم تنظیم شده ،می دانند در پیگیری های آژانس انرژی اتمی از رژیم و تشدید فشار های غرب و تحریم مقامات ،این ما بودیم که از چندین کانال روی آژانس تاثیر گذاشتیم!

در پرونده 3هزار میلیاردی این ما بودیم که نگذاشتیم رژیم از محاکمه متهمین آن پرونده و احکام صادر شده استفاده تبلیغاتی کند بلکه نتیجه اقدامات را به طرف بار منفی برای رژیم سوق دادیم.

این فتنه گر ضد انقلاب برای ارائه کارنامه درخشانی از اصلاح طلبان فراری مقیم خارج ادامه داده است:اخیرا هم از کانال دوستان مستقر در آمریکا به رئیس جمهور آمریکا پیشنهاد دادیم در پوشش پیام تبریک عید نوروز به فارسی زبانان منطقه بعضی از خواسته ها و اهداف ما را بیان کند و در همانجا گفته ایم که رعایت حقوق بشر در ایران،آزادی زندانیان سیاسی،رفع حصر سران جنبش سبز،کنار گذاشتن برنامه هسته ای و بجای آن پرداختن به مشکلات اقتصادی مردم را مطرح نماید.

گفتنی است که پیش از این اطلاعات زیادی در مورد تلاش فرستادگان اصلاح طلب به خارج برای تشدید تحریم ها علیه مردم و فروش اطلاعات کشور به بیگانگان و خوش رقصی برای آمریکا،اسرائیل و مرتجعین منطقه منتشر شده بود که اظهارات این عضو قدیمی حلقه همکاران خاتمی نیز مهر تاییدی بر همان اطلاعات می باشد.

عارف رسما اعلام کانديداتوري کرد


تصویرمحمدرضا عارف، معاون اول دولت اصلاحات اعلام کانديداتوري کرد.

باشگاه خبرنگاران:   بر اساس پيگيري‌هاي به عمل آمده از دفتر محمدرضا عارف، معاون اول اصلاحات مشخص شد که وي روز گذشته اعلام کانديداتوري کرده است.

همچنين جعفر توفيقي به عنوان رئيس ستاد انتخاباتي وي منصوب شده است. شعار انتخاباتی عارف نيز در روزهای آینده اعلام می‌شود اما در شعار انتخاباتی بر روی معیشت، منزلت و عقلانیت تاکید شده است.

تردید در صحت نامه 91 اصلاح طلب به خاتمی


«محمد دادفر، نماینده سابق بوشهر در مجلس (یکی از افرادی که نام او در لیست 91 نفری است) در تماس"روزآنلاین" با او، از اساس نسبت به وجود چنین نامه ای اظهار بی اطلاعی کرد و گفت که "از هیچ چیز خبر ندارد".»

به گزارش « سراج24 » سایت ضد انقلاب روز آنلاین در مصاحبه با "مصطفی سبطی" عضو شورای شهر گرگان  و رئیس جبهه مشارکت در استان گلستان نظرات وی را در خصوص نامه 91 نفر از اصلاح طلبان برای دعوت از خاتمی را جویا  شد.



به نوشته روز آنلاین، بسیاری از اصلاح طلبان این روزها امیدوار تر از قبل به کاندیداتوری سید محمد خاتمی در انتخابات آینده ریاست جمهوری دل بسته اند. ۹۱ نفر از آنها هم نامه ای خطاب به رئیس جمهور پیشین نوشته و از وی خواسته اند کاندیدای انتخابات آتی ریاست جمهوری بشود.


مصطفی سبطی، عضو شورای شهر گرگان و رئیس جبهه مشارکت در استان گلستان یکی از این ۹۱ نفر است. او به "روزآنلاین" می گوید اصلاح طلبان امضاکننده نامه به خاتمی، امیدواری زیادی به کاندیداتوری او دارند: "با توجه به بحث هایی که شده، احتمال بالایی وجود دارد. ولی عجله ای در کار نیست".



این سایت افزود: مصطفی سبطی تنها کسی بود که از میان حدود ۲۰ امضاکننده نامه، حاضر به مصاحبه شد. تعداد زیادی از کسانی که نامه دعوت از خاتمی را امضا کرده بودند برای ساعت ها یا تلفن های خود را پاسخ نمی دادند و یا خاموش بودند.


اکرم مصوری منش و فاطمه راکعی، نمایندگان پیشین مجلس نیز با اینکه تلفن های خود را پاسخ دادند، حاضر به اظهار نظر در این خصوص نشدند.



به نوشته این سایت: "محمد دادفر" نماینده سابق بوشهر( یکی از افرادی که نام او در لیست 91 نفر است)در مجلس هم در تماس"روزآنلاین" با او، از اساس نسبت به وجود چنین نامه ای اظهار بی اطلاعی کرد و گفت که "از هیچ چیز خبر ندارد".
او گفت: "من چند روز است که شهرستان هستم و نامه ای ندیدم. باید نامه را ببینم. شاید یک نامه ای یک روزی دست من دادند و من هم امضا کردم یا نکردم".


در جمع ۹۱ نفری که نامه دعوت از خاتمی برای نامزدی در انتخابات را امضا کرده اند، علاوه بر تعدادی از وزرا، معاونان و استانداران دولت او، نمایندگان سابق و فعلی مجلس، روحانیون اصلاح طلب، فعالان سیاسی و اساتید دانشگاه، تعدادی افراد گمنام و کمتر شناخته شده نیز وجود دارند.



در این نامه از خاتمی خواسته شده تا با "عنایت به سابقه ممتاز در اداره کشور، قانون‌گرایی، اعتدال و منش شخصیتی" و نیز با توجه به "محبوبیت کم نظیر" وی، در انتخابات نامزد شود.

طرفداران کاندیداتوری رئیس جمهور سابق در انتخابات آینده، خطاب به او گفته اند که "امروز چشم امید بسیاری از مردم به سویش" است.


شورای هماهنگی جبهه اصلاحات نیز در اطلاعیه ای که روز گذشته به صورت رسمی صادر کرد، خطاب به "مردم شریف ایران" گفت که با "اجماع نظر" تمام اعضای خود از خاتمی می خواهد تا به عنوان "نامزد اصلاح طلبان" در انتخابات آتی ریاست جمهوری شرکت کند.
این مجموعه ابراز امیدواری کرده "شرایط به گونه‌ای پیش برود که ایشان [خاتمی] نامزدی در انتخابات پیش رو را بپذیرند".



روز آنلاین در ادامه با اشاره به احتمال "رد صلاحیت" خاتمی نوشت: اما واکنش مسئولان جمهوری اسلامی به احتمال نامزدی رئیس جمهور پیشین در انتخابات آتی کاملا متفاوت بوده است.
در آذرماه که مباحث درباره احتمال کاندیداتوری خاتمی در انتخابات بالا می گرفت، احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان تصریح کرد که "فتنه گران حتی توهم حضور در انتخابات ریاست جمهوری را هم نداشته باشند".



حامیان محمد خاتمی می گویند که علیرغم تمام این تبلیغات، امکان رد صلاحیت او توسط شورای نگهبان وجود ندارد هر چند برخی هم نظر دیگری دارند. افرادی مانند مرتضی نبوی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و از چهره های بانفوذ اصولگرا هم می گویند که خاتمی دیگر مانند سال ها ی ۷۶ و ۸۴، بیست میلیون رأی ندارد.



مصطفی سبطی می گوید: "احتمال رد صلاحیت آقای خاتمی خیلی کم ولی احتمال موفقیت او در انتخابات خیلی زیاد است".
این عضو جبهه مشارکت در عین حال می گوید که "اگر خدای نکرده بخواهد اتفاقی هم بیفتد، اصلاح طلبان به تکلیف خود عمل کرده اند".



او در واکنش به سخنان مرتضی نبوی می گوید: "اشکالی ندارد. ما خوشحال می شویم که آقایان اینطور فکر کنند و اجازه حضور آقای خاتمی را بدهند تا ما خودمان هم بفهمیم که ایشان دیگر فایده ای ندارند".



سبطی در عین حال تأکید می کند که "ارزیابی اصلاح طلبان" مشابه ارزیابی های اصولگرایان نیست: "آقای خاتمی همچنان محبوبیت دارند و مردم خصوصا در این چند سال که آقای احمدی نژاد سکان اداره کشور را در دست داشتند، بیشتر متوجه جایگاه و منش و شخصیت و مدیریت و تدبیر و عملکرد آقای خاتمی شده اند".



مصطفی سبطی همچنین در پاسخ به اینکه "چرا نامه اخیر را تنها ۹۱ نفر که در میان آنها چهره های ناشناخته ای هم هستند، امضا کرده اند؟" گفت: طبیعتا دیگرانی هم بودند و هستند که خواهان حضور آقای خاتمی در انتخابات هستند.

این عضو جبهه مشارکت تأکید می کند که این نامه "مقدمات" بود: در آینده حتما نامه هایی با تعداد بیشتری امضا در دعوت از آقای خاتمی برای کاندیداتوری در انتخابات منتشر می شود.



گفتنی است ظاهرا اصلاح طلبان که سابقه نظر سازی در خصوص کاندیداتوری های مورد حمایت خود را در دوره های گذشته دارند این بار انتشار نامه های فدایت شوم به آقای خاتمی -برای نشان دادن محبوبیت ایشان در بین چهر ه های سیاسی- را در دستور کار خود قرار داده اند که از قضا صحت این نامه ها دوام چندانی پیدا نمی کند.



پیشتر نیز در فضای رسانه‌ای کشور خبری مبنی بر نامه چند تن از اصلاح‌طلبان مجلس به خاتمی برای دعوت از وی به منظور حضور در انتخابات و پاسخ مثبت وی به این دعوت منتشر شد.



در این نامه که محمدرضا تابش و غلامرضا تاجگردون نیز از امضا کنندگان آن بودند؛ گفته شده بود رئیس دولت اصلاحات هم این نامه را پذیرفته و حضور خود در انتخابات را قطعی اعلام کرده است.بر همین اساس غلامرضا تاجگردون از نمایندگان اقلیت مجلس نهم ضمن تکذیب نگارش چنین نامه‌ای به خبرنگار فارس گفت: من خاتمی را بسیار قبول دارم و اگر بیایید حتماً به وی رای می‌دهم اما از این نامه خبر ندارم.


یک منبع نزدیک به سید محمد خاتمی نیز با بیان اینکه بعید می‌دانم این نامه درست باشد، درباره قطعیت حضور خاتمی در انتخابات ۹۲ به دیدار هفته گذشته خود با خاتمی و مثبت نبودن و عدم‌جمع‌بندی وی برای حضور در انتخابات اشاره کرد و گفت: بعد از عید و اواخر فروردین فضا روشن‌تر می‌شود اما خاتمی شخصاً علاقه‌ای به حضور ندارد اما عقل جمعی اصلاح‌طلبان در آمدن یا نیامدن وی موثر خواهد بود./

پیوند آشکار «من وتو» با گروهک منافقین


ارمیا عضو مجاهدین است و برای افرادی که ذره ای با این سازمان تروریستی آشنا هستند این حرف قطعی و حتمی است. چرا؟ به دلیل اینکه مجاهدین رفتار شناسی خاص خود را دارند.

به گزارش سراج24 یکی از افرادی که در بعنوان خواننده در برنامه ای تحت عنوان آکادمی موسیقی در شبکه من و تو حضور پیدار کرده از اعضای گروهک تروریستی منافقین است.

بنا بر این گزارش فردی به نام ارمیا که با حجاب!!! در این برنامه در حال خوانندگی است عضو گروهک مجاهدین  است و برای افرادی که ذره ای با این سازمان تروریستی آشنا هستند این حرف قطعی و حتمی است. به دلیل اینکه مجاهدین رفتار شناسی خاص خود را دارند و افرادی که به دنبال مدرک هستند، افرادی هستند که تابه حال هیچ گونه مطالعه ای در رابطه با جنایات این سازمان مخوف نداشته اند! سازمان مخوفی که برپایه دروغ بنا شده است!  
حال حاضر شاهد هستیم که یکی از اعضای مجاهدین در یک شبکه طرفدار سلطنت حاضر شده و به نوعی ائتلاف پنهان را شکل داده است.

 


نام اصلی این فرد اورینب مشایخی است که دراین شبکه با ظاهری با حجاب بنابر دستور سازمانی این گروهک مشغول آوازه خوانی است .گفتنی است این برنامه توسط خواننده بدنام و بدکاره زمان طاغوت (فائقه آتشین معروف به گوگوش) مدیریت می شود و ظاهرا نامبرده با همکاری گروهک تروریستی منافقین قصد دارد امسال تمام قد در خدمت این گروهک تروریستی باشد.

 

شبکه من و تو1 در سری برنامه آکادمی موسیقی گوگوش سعی در ایجاد الگویی دقیقا همانند الگو های رفتاری سازمان مجاهدین را دارد. سازمانی که هیچگاه اخلاق و انسانی را رعایت نکرده است. البته در ابتدای راه این سازمان با دنبال کردن مبانی اسلامی خودرا به عنوان یک تشکیلات دین محور معرفی کرد و از این طریق با جذب جوانان متدین مبارزات خود را با رژیم شاهنشاهی آغاز کرد. پس از پیروزی انقلاب و براندازی رژیم شاه سران جمهوری اسلامی با بی اخلاقی ها و خودسری های این سازمان برخورد کرد و درنتیجه این سازمان به یکی از دشمنان اصلی جمهوری اسلام ایران تبدیل شد. در زمان شروع جنگ ایران و عراق نیز این سازمان از هیچ گونه دشمنی با مردم ایران دریغ نکرد تا جایی که 12000 نفر از مردم عادی را به قتل رساندند تا رژیم ایران را قانع کنند تا با آنان تعامل نمایند.

از آنجا که سالهاست از سرنوشت رهبر اصلی این گروه خبری در دست نیست، مریم رجوی رهبری سازمان را در دست دارد و جنایت های خود را با هماهنگی سازمان های جاسوسی اسرائیلی و غربی پی گیری می کند. اما جدای از بخش تروریستی، این سازمان دست به انجام فعالیت های در زمینه فرهنگی و اجتماعی زده است تا به خیال خود در صورتی که حکومت فعلی ایران تغییر کرد خود را درون حلقه نظام حاکمیتی نماید و آرزوی خود یعنی بدست گرفتن قدرت را محقق نماید. از جمله این اقدامات فرهنگی ایجاد شبکه ماهواره ای مجاهدین، حضور در رسانه های اجتماعی اینترنتی مانند فیس بوک، بالاترین و پالتاک، ایجاد سایت های خبری، و ایجاد دفاتر و نهاد های به ظاهر بشردوستانه و حقوق بشری در کشورهای اطراف ایران به منظور ارتباط گیری با ایرانیان مهاجر و خارج نشین است که تا به حال نتوانسته است لکه ننگ ابدی خیانت را از دامن این سازمان تروریستی حتی کمرنگ کند!

جدیدترین توطئه این سازمان مخوف برای سفید کردن خود را می توانید در برنامه آکادمی موسیقی گوگوش مشاهده کنید. متذکر می شوdم به هیچ عنوان این چهره در صدد نام بردن از این سازمان نیست و فقط در پی ایجاد یک تصویر مثبت از بانوانی با این ظاهر (مریم رجوی) دارد. بانگاهی کوتاه به ظاهر ارمیا و شباهت او به مریم رجوی می توانیم به این موضوع پی ببریم. تاکید می کنdم هدف فقط و فقط  کاشتن یک ذهنیت خوب از این چهره در ذهن بینندگان است.

نام: اورینب

نام خانوادگی: مشایخی

متولد: اردیبهشت 1360

نام پدر: ح.مشایخی

نام مادر: ف.شهبازی

خواهر ایشون: ع.مشایخی

متولد: 1365

همسر اول: سید ع.ش (ساکن اصفهان)

نام فرزند از همسر اول در ایران: علی

طلاق در سال :85

مهاجرت به ترکیه در سال 86

ازدواج دوم: در سال 87

نام همسر دوم: میشائیل هانس

نام فرزندان ازهمسر دوم در آلمان:  ارلاوپانا – الیزابت

مادر و پدر ایشان از هم جدا شدند و پدر ایشون هم مجددا ازدواج کردند که مادر ارمیا همسر اول ایشون هستش.

مادر ساکن: ایران-تهران-منطقه نیروی هوائی

محله فعلی خیابان سازمان برنامه

پدر ساکن: ایران-تهران-شهرک غرب

همسر ارمیا با نام میشائیل هانس از مسیحیان جذب شده توسط این سازمان است که همکاری با این سازمان را پذیرفته است.

اورینب مشایخی یا ارمیا در آلمان توسط 3 خانواده طرفدارن مجاهدین حمایت مالی می شود پس از معرفی وی به شبکه من و تو1 مقدمات حضور وی برای شرکت در این شوی تلویزیونی انجام می شود. وی پس از گذراندن دوره های آواز و شناخت دستگاه های موسیقی وارد آکادمی موسیقی گوگوش شد. لازم به ذکر است این شخص به گونه ای انتخاب شده است که از هر نظر در فضای مجازی بدون سابقه قبلی است. شخصی که حتی یک ایمیل و  پروفایل در هیچ سایتی ندارد. این درحالی است که بقیه هنرجویان حاضر در آکادمی حضور فعالی در اینترنت هستند.

بوی انتخابات به روزنامه ایران رسید

برخی خبر ها حاکی از آن است که با نزدیک شدن به دور جدید انتخابات ریاست جمهوری قرعه تعدیل نیرو به روزنامه ایران و روزنامه های زیر مجموعه ان خورده است و باید دید گردانندگان این روزنامه در روزهای آینده چه برنامه ای را به نمایش خواهند گزاشت.

این روزها اخباری به گوش می رسد مبنی بر اینکه روزنامه ایران حدود 150 نفر از نیروهای روزنامه های خود از قبیل ایران، الوفاق، ایران ورزشی، ایران سیاسی و... را تعدیل کرده و به نیروهای تعدیلی گفته است برای پیدا کردن کار جدیدی می توانند به روزنامه شهروند مراجعه کنند.

البته بنابر اخبار دریافتی این نیروهای تعدیل شده پس از مراجعه به روزنامه شهروند با بی خبری مسئولین این روزنامه روبرو شده اند و جالب اینکه مسئولین این روزنامه هم اعلام کرده اند که ما خودمان هم در حال تعدیل نیرو هستیم.

به گزارش بولتن نیوز، نکته مهم اینکه با توجه به نزدیک شدن به دور جدید انتخابات ریاست جمهوری این حرکت روزنامه دولت شائبه های سیاسی تعدیل نیرو در روزنامه ایران را قوی می کند چرا که وقتی دولت به دنبال جذب بالغ بر 120 هزار نفر نیروی انسانی در مراکز و فرمانداری های کشور است چطور است که 150 نفر از نیروهای جذبی خود در روزنامه ایران و روزنامه های زیر مجموعه آن را تعدیل می کند.

احساس بر این است که این تغییرات عمده باید در راستای جایگزینی نیروهای تبلیغی برای ورود به جنگ رسانه ای نزدیکان دولت در دور یازدهم انتخابات ریاست جمهوری باید صورت گرفته باشد. موضوعی که در روزهای آینده نتایج آن آشکارتر خواهد شد.

نظر سیدمحمد خاتمی درباره تمدن غرب

سید محمد خاتمی رئیس دولت دوم خرداد که در دولت هاشمی رفسنجانی مسئولیت وزارت «فرهنگ و ارشاد» جمهوری اسلامی را بر عهده داشت، اندیشه های خواندنی‌ای درباره تمدن غرب دارد که بازخوانی برخی از آنها در این روزها خالی از فایده نیست.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، در سخنانی که از سیدمحمد خاتمی در تاریخ 30 اردیبهشت 1375 در روزنامه سلام منتشر شده بود، اینچنین آمده است: «امروز به جرات می توان گفت در زندگی قومی که عزم تعالی و پویایی کرده است، هیچ تحول کارسازی پدید نخواهد آمد مگر آنکه از متن تمدن غرب بگذرد و شرط دگرگونی اساسی، آشنایی با غرب و لمس روح آن تمدن یعنی تجدد است. کسانی که با این روح آشنا نیستند، هرگز به پدید آوردن دگرگونی سودمند در زندگی خود توانا نیستند.

سوگمندانه اقوامی نظیر ما، هنوز از آن آشنایی محروم هستیم. توسعه به معنای امروزش، میوه یا شاخ و برگ تمدن جدید است. اگر آن تمدن آمده، توسعه هم خواهد آمد و به این معنا سخن کسانی که می گویند ابتدا باید خرد غربی را پذیرفت تا توسعه بیاید، سخن بیراهی نیست و این سخن را کامل کنم که علاوه بر خرد و بینش غرب، باید منش غربی متناسب با این بینش را نیز پذیرفت».

اما امام راحل، آن پیر فرزانه و بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی گویا وقتی آبان ماه 1362 در جمع مسئولان وزارت ارشاد وقت که خاتمی در راس آنها بود، سخن می گفتند، دقیقا نگران چنین روزی در حیات سیاسی خاتمی بودند که به صراحت فرمودند:

«نباید دستمان را پیش دیگران دراز کنیم، تمدن اسلام بر سایر تمدن ها مقدم است»

جمله ای که سیدمحمد خاتمی در فردای روز دیدار با امام (18 آبان 1362)، آن را به عنوان تیتر نخست کیهان برگزید اما گذر زمان ثابت کرد که نه آن روز به آن معتقد بود و نه بعدها به آن وفادار ماند.

* برشی از کتاب سودای سکولاریسم (رمزگشایی از زندگی و کارنامه سیدمحمد خاتمی) نوشته سیدیاسر جبرائیلی-انتشارات خبرگزاری فارس

ديگر توان جسمي لازم را ندارم!

هاشمي رفسنجاني در ديدار شماري از نمايندگان سابق مجلس گفت توان جسمي براي نامزدي انتخابات ندارد.


کیهان: به گزارش مشرق هاشمي رفسنجاني در ديدار شماري از نمايندگان ادوار مجلس كه از وي خواستند در انتخابات رياست جمهوري كانديدا شود گفته است: «ديگر توان جسمي لازم را ندارم. امروز داشتم خاطرات دوران جنگ را مي خواندم كه در يك روز به كرمانشاه و ايلام و خرمشهر رفتم و شب به تهران برگشتم اما الان راه رفتن برايم مشكل شده است.»
همچنين 10 تن از اعضاي مجمع روحانيون مشهد اخيرا با محمد خاتمي و هاشمي رفسنجاني ديدار كرده اند. خاتمي در پاسخ به دعوت آنان براي نامزدي رياست جمهوري گفته است: «شرايط براي نامزدي من مهيا نيست و سراغ هاشمي رفسنجاني برويد.» هاشمي هم در پاسخ گفته «بايد به جوانها ميدان داد. من از نظر جسمي آمادگي لازم را ندارم.»

معركه گيري هاي طنز آلود نوچه هاي رضا ربع پهلوي


معركه گيري هاي طنز آلود برخي نوچه هاي رضا ربع پهلوي در خارج كشور، صداي طيفي از اپوزيسيون را درآورد.


کیهان: گويانيوز در واكنش به يكي از حمايت هاي نچسب درباره شاهزاده ناكام پهلوي نوشت: آقاي نوري علا چگونه و با اتكا به كدام آمار و اسناد، آن هم از قول ملت ايران اعلام مي دارد كه رضا پهلوي معرف آرزوهاي ملت ستم كشيده و بلاكشيده ايران هستند؟ آيا معيار «شاهزاده» بودن و معروفيت آن هم به خاطر نام و پول و پله خانداني مستبد كافيست؟
نويسنده خاطرنشان كرد: پس از گذشت 34 سال از سرنگوني حكومت و رژيم استبدادي پهلوي و عليرغم تجربه ها، بحث ها، سمينارها، مقالات متعدد و برنامه هاي رسانه هاي وسيع ايراني در خارج از كشور عده اي نمي توانند و يا نمي خواهند باور كنند كه علل واژگوني سلسله پهلوي چه بوده و چگونه محمدرضا شاه پهلوي علي رغم اينكه «صداي انقلاب مردم را شنيده» بود براي بار دوم مجبور به فرار از كشور شد.
وي مي افزايد: آيا به راستي علت انقلاب ايران توطئه ابرقدرتها و كمپاني هاي نفتي بود يا حاكميت استبداد و نتيجه 58 سال حكومت پدر و پسري ديكتاتور و بي هويت كردن مردم سرزمينمان؟ آيا سانسور و شكنجه هاي ساواك كه بطور عمده زيرنظر و تحت فرماندهي محمدرضا شاه پهلوي انجام مي شد از علل انقلاب بود، يا آزادي و دمكراسي زيادي شاهانه براي محققين و نويسندگان و روشنفكران كشورمان؟
گويانيوز مي پرسد: آيا كساني كه باعث اين فلاكت و سقوط انساني و فاجعه در جامعه ما شده اند، به جاي تخطئه مردم و گفتن اينكه «ملت ايران نمك نشناس هستند» چرا نقش خودشان در رابطه با جنايات و كشتار گذشته، فساد مالي شخص محمدرضاشاه پهلوي و بستگان و فاميل و اطرافيان ايشان و نقش حكومت پهلوي در بروز انقلاب اسلامي را نمي بينند؟ آيا سلطنت طلبان باقي مانده و منجمله آقاي رضا پهلوي كه مي گويد درباره «كوتاهي هايي كه در رژيم گذشته شده است»، و نيز بي هويت كردن مردم و بي عدالتي ها و كشتار حكومتي دوران پهلوي نقد و سخني گفته است؟ اين چگونه درك دموكراتيكي است كه از يك ديكتاتور نه فقط يك دموكرات حتي از نوه اش هم يك سرمايه ملي مي سازد؟!
مهدي ذوالفقاري نويسنده اين تحليل همچنين يادآور شده است: بفرماييد آقاي رضا پهلوي با پول ملت ايران كه انگار ارث پدرشان است، چكار كرده اند؟ آيا جناب رضا پهلوي در اين 34 سال «سنگي را روي سنگي»گذاشته اند؟ كه به حساب آن «سرمايه ملي» به حساب بيايند؟ او داراي كدام «امتياز اجتماعي» مي باشد و به غير از فرزند پدر و پسري «مستبد» بودن چه دسته گلي به سر مردم زده است؟

این همه اصرار برای آمدن خاتمی برای چیست ؟

هرچند تصدی پست یاست جمهوری شرایط و معیارهایی دارد که سید محمد خاتمی واجد همه آنها نیست اما وی را می توان از نتایج عملکرد منفی اش در دوره موسوم به اصلاحات نیز مورد قضاوت قرار داد و با این وجود معلوم نیست چرا برخی همچنان اصرار بر آمدن وی به صحنه انتخابات دارند.

موارد زیر در دوران دولت اصلاحات آقای خاتمی و یاران و مسوولان آن زمان رخ داده است :
- درگیری های فراوان و زد و خورد ها در پارک ها و دانشگاه ها .
- حادثه کوی دانشگاه و افتضاحات بعدی آن . و اینکه هنوز در مورد بی سیم های وزارت کشور خاتمی  که در دست کودتاچیان بود به مردم توضیح داده نشده است و اگر نبود تدابیر رهبری و هوشیاری مردم ،کشور ما شاید به سرنوشت  گرجستان دچار شده بود.
- قتل های زنجیره ای که حادثه ای کم نظیر از تمامی جهات علی الخصوص نحوه برخورد با عاملین و بی آبرو کردن نظام و دستگاه اطلاعاتی کشور توسط خود مسئولین بود .
- درگیری های شورای شهر تهران .
- ماجرای مشکوک و تامل برانگیز ترور حجاریان .
- هجمه بی وقفه به اسلام ، ائمه اطهار ، امام خمینی ، رهبری ، شهدا ،سپاه ، شورای نگهبان و... .
- تخریب باورهای دینی و اعتقادی با شدیدترین بمباران تبلیغاتی با پول بیت المال و از جیب خودمان .
- ماجراهای غم انگیز مجلس ششم که تنها کاری که نکردند توجه به مردم بود .
- تحصن نمایندگان مجلس ششم که نقش اپوزوسیون در داخل را به خوبی ایفا نمودند .
- لو دادن تصمیمات شورای عالی امنیت ملی به نحوی که رادیوهای بیگانه شاید یک ساعت بعد از آنها اطلاع داشتند .
- استعفا و تهدید به استعفای اکثر فرمانداران و استانداران در رابطه با تحصن نمایندگان .
- دست دادن رئیس جمهور سابق ( خاتمی ) با زنان در ایتالیا که ابتدا تکذیب بعدا توجیه شد و سکوت مرگبار همه در خصوص بدیهی ترین چیز(حرام بودن) حتی علما و بی آبرو کردن شیعیان در بین مسلمین - شخصی که خود رو فرزند زهرا می داند و پاک بی عیب ؛ چگونه با زنان اجنبی دست میدهد ؛ آیا فرزند زهرا و علی این گونه است؟
- خدمت به آمریکا و دشمنان نظام به خاطر نفوذ دادن سکولاریسیم در بدنه جامعه و دولت .
- طرح شعار زنده باد مخالف من (فقط شعار نه عمل) و دفاع از آزادی بیان (البته به این بهانه توهین های بزرگی در این زمینه به مقدسات صورت گرفت که خاتمی برای رفع آنها اقدام موثری نکرد) بزرگترین اقدامات چشمگیر دولت اصلاحات بود که در کنار همین ها افتضاحات شدیدی رخ داد که خاتمی نسبت به آنها کم توجهی می کرد .
- اخیراً هم آقای خاتمی وقتی از آمدن یا نیامدنش سخن گفت، تأکید کرد که اگر بیاید، حتماً باید اصلاحات را تعریف کند. خب چیزی که بزرگان و سردمداران آن هنوز در تعریفش به یک معنای مشترک نرسیده اند، چه طور مدعی هستند که مردم دنبال آن بودند و امروز هم تشنه آن هستند؟!
- آقای ابطحی گفتند که اصلاحات یک "نه" بود به جریان حاکم، خب سئوال این است که جریان حاکم قبل از دوم خرداد چه کسانی بودند، دولت سازندگی و کارگزاران الآن در کدام جبهه هستند؟ اکثر وزرای آقای خاتمی از چه طیفی و کسانی بودند؟ همین الآن هم آقای هاشمی معتقد است که متولی دوم خرداد ایشان بوده. پس این "نه" در دوم خرداد به چه بوده، به چه کسی بوده؟
- در روزنامه های اصلاح طلب مردم را دلفین نامیدند که بالا و پایین می پرند!
- در یکی از گزارش های سازمان بازرسی کل کشور آمده است که در زمان ریاست جمهوری خاتمی "چندین" میلیارد دلار برداشت اضافه از حساب ذخیره ارزی شده و آن هم "بدون اجازه مجلس" بوده است.
- در دوران اصلاحات وقتی حرف از وضعیت اقتصادی می شد،مسئولین دولتی از تمام ترفندها برای منحرف کردن اذهان عمومی از این موضوع استفاده میکردند.حتی یکی از مسئولین بی شرمی را به جایی رساند که بصورت علنی به شعور اجتماعی مردم توهین کرد وگفت:"اگر ما مرگ موش هم بدهیم،مردم برای گرفتن آن صف می بندند." حال همینان دم از مشکلات اقتصادی می زنند. از طرفی همه ی ما کم و بیش از پروسه های تدوین شده در دوران اصلاحات برای براندازی نرم نظام مقدس جمهوری اسلامی خبر داریم و امروز چهره ی جدیدی از امثال آقای خاتمی می بینیم که خود را پیرو مکتب خمینی کبیر(ره)می داند.
- متاسفانه ویژگی شخصیتی آقای خاتمی به شکلی است که همه را دور خودش جمع می کند و زمینه اعتماد دشمن را فراهم می کند.
- چرا آمریکایی ها از اصلاح طلبان حمایت می کنند؟ چرا بسیاری از آنها اعلام برائت نمی کنند از مواضعی که غربی ها روی آن سرمایه گذاری کرده اند!
- طرح طرد ولایت فقیه در زمان خاتمی مطرح شد و طرفدارانش عکس امام رو پاره کردند (در دانشگاه تهران).
- تورم زمان خاتمی به گفته بانک مرکزی بیست و پنج درصد بوده است.
- خاتمی راجع به بی بند وباری های سیاسی و فرهنگی خیلی خوب عمل کرد همان چیزی که موافقان خاتمی دنبال آن بودند و هستند.
- آقای خاتمی در سال اولی که رئیس جمهور شدند، مسئله آقای کرباسچی به وجود آمد، که متهم به اختلاس از شهرداری بود، قانون می گوید اگر کسی بیش از ده هزارتومان متهم به اختلاس شود، باید توبیخش کنند. ایشان نامه نوشتند که مقام معظم رهبری شما دستور بفرمایید، آزادش کنند.
- در دولت آقای خاتمی، سی و پنج نفر از مسوولان مطرح شدند که مدارک دکترای تقلبی از دانشگاه هاوایی داشتند .
- کسانی که در دوره اصلاحات می گفتند اندیشه امام به موزه سپرده شده است،‌ خود به موزه تاریخ رفته اند و امروز دست و پا می زنند تا از موزه تاریخ خود را رها کنند.
- چرا باید در زمان دولت آقای خاتمی، هواپیمای چهل میلیارد تومانی از سلطان برونئی خریداری و بیست میلیارد تومان هم صرف تشریفات آن شود؟ این سمت و سوی امام و خط امام بود؟! یا رئیس جمهوری که الآن خیلی ساده با مردم برخورد می کند و سر یک سفره با آنها می نشیند؟
- در رفسنجان کاخ و فرودگاه ساختند و در اردکان بسیاری ازامکانات را فراهم آورده اند، در حالی که در جیرفت و عنبرآباد مردم در کپر زندگی می کردند؟!
- در قم چند تا طلبه را به خاطر چند تا سؤال به دویست ضربه شلاق و دو سال زندان و... محکوم شدند.
- امام آقای منتظری را که در جایگاه قائم مقام رهبری قرار گرفته بود، عزل کرد و گفت این شیخ ساده لوح کمر مرا شکست ؛ ولی آقای محمدرضا خاتمی در دوره اصلاحات پایش را بوسید! که عکسش هم منتشر شده.
- آقای مهاجرانی که شخص رهبری فرمودند، من از ایشان راضی نیستم، چون همه سیاست هایش چه در فیلم و کتاب و موسیقی و... غالباً بر ضد اسلام بود، در حالی که مقام معظم رهبری فرمودند من از ایشان راضی نیستم، آقای خاتمی گفتند که اگر مهاجرانی استعفا دهد، من هم با وی استعفا می دهم. برخی از همان مراجع در این رابطه در تحصن شرکت کردند و ایشان به آن مراجع بی اعتنایی کرد.
- مراجع به مجلس ششم نامه نوشتند و گفتند آقای کروبی! این "کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان" تنها اصل اولش با نود حکم شرعی مخالف است، ولی مجلس ششم باز هم اعتنا نکرد و آن را تصویب کرد!
- کنفرانس برلین هنوز یادمان نرفته است !
- کمرنگ کردن ارزش های انقلاب و هجمه به دستاورد های آن
- آقای خاتمی 16 آذر 83 وقتی از سوی برخی عناصر تندرو در دانشگاه تهران مورد بی احترامی قرار گرفت، فی المجلس فریاد برآورد که «از درون اردوگاه اصلاحات صدای دشمن به گوش می رسد» اما پس از 4 سال اکنون در دیدار جمعی از دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی می گوید «بهترین و یکی از لذت بخش ترین لحظه های زندگی من روز 16 آذر 83 بود که تعدادی دانشجو اعتراض کردند و سخنان تند به زبان آوردند».
- سهم خواهی و گروکشی یکی از بیماری هایی بود که دولت خاتمی را از پای درآورد. اکنون با گرد هم آمدن اکثریت قریب به اتفاق مؤتلفان سابق، باید این پرسش را پاسخ گفت که سابقه داران سهم خواهی، آیا توبه کرده اند و برای رضای خدا و خلق آستین بالا زده اند؟ آیا قرار است کشور به 12 سال قبل بازگردد و درجا زدن و عقبگرد را از نو شروع کند؟
- عدم مرزبندی با جریان هایی نظیر گروهک نهضت آزادی .
- آقای خاتمی در نطقی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری هشتم کلمه"مولاه" در " من کنت مولاه فعلی مولاه " را به معنی دوست گرفت تا از آرای اهل سنت بهره مند گردد.
- چرا باید حزب کارگزاران که در فضای سیاسی کشور به واسطه وابستگی‌اش به هاشمی شناخته می‌شود، امروز به اذعان بزرگان آن حزب که غالبا صاحب منصبان دولت شما نیز بوده‌اند به عنوان حزبی لیبرال معرفی شود. مگر امام امت(ره) نبود که فرمود: "نگذارید انقلاب به دست لیبرال‌ها بیفتد".
- جدیدترین آمار فاش کرد که 2350 شبهه علیه دین و انقلاب در دوران اصلاحات توسط دوم خردادی‌ها تولید شد. رئیس‌جمهور طبق سوگندی که می‌خورد باید پاسدار دین و انقلاب باشد؛ لذا نمی‌تواند در برابر مخالفان دین و نظام ساکت باشد. اما متاسفانه شاهدیم هنوز آقای خاتمی مرزبندی مشخصی با دشمنان اسلام و منافقین ندارد.
- آقای محمود کاشانی عضو هیات مدیره کانون وکلای استان تهران که خود مخالف دولت نهم محسوب میشود در حاشیه میزگردی که با حضور عباس سلیمی نمین در همایش درآمدی بر کارنامه نظام جمهوری اسلامی ایران برگزار شد در جمع خبرنگاران گفت:  بیشترین تخلف از قانون اساسی در دوره خاتمی صورت گرفت. این درحالی است که من بارها از وی برای مناظره دعوت کرده ام که وی پاسخ منفی داده است لذا دولتی که حساب پس نمیدهد را نباید به عنوان دولتی مردم‌سالار یاد کرد.
- آیا تأسیس بنیاد باران و برآورد حقوق مادام‌العمر برای یاران و اعوان سابق آقای خاتمی در جهت عدالت اجتماعی می‌باشد؟
- در حالی رسانه‌های مخالف دولت بر شایعاتی همچون اخراج و بازنشستگی اساتید تاکید دارند که در دوران خاتمی بیش از 200 تن از اساتید مذهبی دانشگاههای کشور از جمله بسیاری اساتید دانشگاه تهران به ناحق اخراج شدند (به نقل از مصاحبه صادق زیباکلام) اساتیدی همچون دکتر نجفی، فتح‌الهی، نامدار و... در عرض 3 ماه بیش از 30 هزار نفر از مدیران اجرایی کشور به جرم عدم همراهی با ستادهای خاتمی برکنار شدند و دولت خاتمی حتی به آبدارچی و خادم مسجد نیز رحم نکرد !
- مصوبه های عجولانه در آخرین جلسات هیات وزیران دولت اصلاحات، در برخی موارد به مصوبه هایی برای تامین منافع اقتصادی برخی گروه های سیاسی مبدل شد. دولت هشتم در آخرین جلسه هیات وزیران، و یک روز مانده به پایان کار این دولت، طرحی را به تصویب رساند که  به پیشنهاد وزارت نفت و در همان روز به هیات وزیران واصل شده بود. این طرح که از آن به عنوان طرح " اکتشاف گاز در منطقه حفاظت شده سراج" در ناحیه عسلویه یاد میشود، در حالی با پیشنهاد وزارت نفت در تاریخ 11 مرداد 1384 به تصویب هیات وزیران رسید که بر اساس آن دولت موظف شد پانزده هزار هکتار از اراضی بخشهایی از منطقه حفاظت شده سراج و نیز محدوده پیرامون آن را جهت اکتشاف گاز به وزارت نفت واگذار کند. اما شاید آنچه علاوه بر تصویب خارج از روال این طرح در روز ارائه به هیات وزیران سوال برانگیز بود، بخش های پایانی مصوبه هیات وزیران دولت اصلاحات است. بر این مبنا وزارت نفت  مکلف شد نسبت به تامین خسارت آسیب دیدگان از اجرای این مصوبه نیز اقدام کند.
- آقای خاتمی در دوران ریاست بر نهاد اجرایی کشور پس از عزل خرم وزیر راه در اثر برخی ریخت پاشها وضعف در عملکرد توسط مجلس شورای اسلامی، او را به سمت مشاور خویش گماشت و همچنان او را موثر در تصمیم گیریها ابقا نمود. (آقای خرم در وزارت راه و ترابری در دولت اصلاحات از طرف مجلس شورای اسلامی استیضاح شد. از او به خاطر حادثه ی نیشابور و کشته شدن حدود 400 نفر در این سانحه و افتتاح فرودگاه امام خمینی که ناتمام بود و حول 1/3 الی 1/7 میلیارد تومان هزینه شد فقط درازای افتتاح، درکنار دیگر موارد او توسط مجلس عزل شد ، اما جای ارائه ی توضیحی درخور و مقتدرانه توسط خاتمی او مشاور رئیس جمهور شد.)
- آقای خاتمی از عناصر بی تقید و نا متعهد در زمره ی برخی مسئولین دولتش و جریان دوم خرداد در رنج و تحت فشار بود، حتی تا بعد از گذشت تقریبا 4 سال از دوران ریاست جمهوریش شاهد گوشه ای از جریانات ابراز شده ی او هستیم . اما بنقل از محمد مهدی امامی رئیس ستاد مردمی انتخابات آقای هاشمی رفسنجانی ، آقای خاتمی در جایی گفته بود : عبدی و حجاریان بهترین مشاوران من هستند، زیرا هرچه میگویند بر عکس آن را عمل میکنم. و در ادامه گفته است ضربه ای که این دو به من زدند هیچ کس نزد. (اینجا باز به نمونه ی دیگری از عدم تحکم کافی در آقای خاتمی ونداشتن دافعه ی لازم که ممکن است باعث بروز مشکلات در اداره ی بهتر مملکت و امنیت ملی شود میتوان اشاره نمود .)
- در مجموعه ی دولت توسعه ی سیاسی یا همان دوم خرداد امثال آقای رمضانزاده کم نبودند . این شخص که سخنگوی دولت وقت بود بعد از اتمام دوران یکه تازی در اقدامات ضد امنیتی در شهر های عمدتا سنی نشین از جمله در کردستان سعی در تحریک حس قومیت گرایی مردم و هراهی حداقل غیر مستقیم در شعارهای تجزیه طلبانه داشت.
-دولت آقای خاتمی در مقطعی با برداشت 130درصدی از حساب رکورد تخلف از قانون مازاد از حساب ذخیره ارزی را شکسته است که هنوز هم این رکورد ادامه دارد.
-  ضعف عملکرد دولت خاتمی و تعلل مسئولان مربوطه در بهره‌برداری هرچه سریعتر از میدان پارس جنوبی باعث شد کشور همسایه در این میدان به میزان قابل توجهی از ما جلوتر باشد .
- در دولت هفتم و هشتم شاهد بکارگیری روش‌های غیر صیانتی در تولید از میادین نفتی بودیم که این مسئله هم در قالب قراردادهای بیع متقابل انجام شد و هم به دلیل عدم تزریق گاز لازم به میادین نفتی.
بخاطر عدم تزریق گاز مورد نیاز در مخازن نفتی کشور که عمدتاً در نیمه دوم عمر خود هستند حجم عظیمی از ذخائر نفت خام درجای این میدان ها دچار هرزروی شده اند که خسارت آنها میلیاردی است.
-  روش های پیشنهادی شرکت های سرمایه گذار نفتی باعث از دست رفتن حدود ۱۰میلیارد بشکه نفت از میدان های نفتی کشور شده است که با قیمت ۳۰دلار برای هر بشکه، نزدیک به ۳۰۰میلیارد دلار خسارت به مخازن نفتی وارد شده است!
- شاید تعجب آور باشد که علیرغم ایجاد بدهی های کلان برای کشور طی ۸ ساله اصلاحات ، اهداف تولید نفت و گاز در برنامه های دوم و سوم محقق نشد! نگاهی به ارقام تولید نفت ، گاز و پتروشیمی در سال ۸۳ گواه این مدعا است.
- در دوره اصلاحات حدود ۱۵۰ شرکت درون وزارت نفت ایجاد شد که منجر به افزایش نجومی هزینه ها و ناکارآمدی سیستم گردید. هم اکنون این تعداد شرکت ایجاد شده با صدها سمت زائد مدیریتی که بعضا" بصورت موازی عمل می کنند بعنوان یک معضل برای وزارت نفت مطرح است.
آیا امروز که کارگزاران مجری سیاست های ۸ ساله دولت خاتمی خواستار آن هستند که نفت در خدمت مردم باشد ، توجیهی برای افزایش این دهها شرکت نفتی در بدنه وزارت نفت دارند؟ آیا با انتقال این شرکت ها از جنوب کشور به پایتخت چیزی عاید ایران شده است؟
- فروش نفت خام در بهترین حالت کمتر از یک سوم محصول فرآوری شده ارزش دارد و این اقداما خطا در اقتصاد کشور است.
متاسفانه کشور ما در این دوره ۸ ساله، همچنان تولید کننده و فروشنده مواد اولیه و وارد کننده محصولات کشورهای دیگر بود. در صورتی که می توانستیم با تکمیل چرخه تولید و فرآورش مواد هیدروکربوری مورد نیاز صنایع داخلی در کشور به صادر کننده محصولات با ارزش افزودة بالا تبدیل شویم .
عدم ساخت پالایشگاه برای تامین بنزین مورد نیاز به دلیل نداشتن برنامه ریزی مناسب موجب شد تا سالانه بیش از ۷-۶ میلیارد دلار برای واردات بنزین اختصاص یابد که خوشبختانه در دولت نهم با انجام سهمیه بندی و کنترل مصرف از افزایش این خسارت جلوگیری شد. (گفتنی است در سال ۷۶ یعنی سال آغاز دولت اصلاحات تنها ۲۰۰ میلیون دلار صرف واردات بنزین می شد).
-  فروش گاز ایران برای مدت 20 سال به قیمت 5/17دلار (14برابر زیر قیمت جهانی) به طرف اماراتی با رشوه های کلان برای دلالان دولتی و... .
- حیف و میل ۷/۱ میلیارد تومان در موضوع افتتاح فرودگاه امام خمینی(ره) در وزارت راه دولت اصلاحات و نهایتا استیضاح وزیر مربوطه در اثر کم یا بی کفایتی در رخ دادن حادثه ی نیشابور و عزل او .
- تعلیق سه ساله ی مراکز غنی سازی اورانیوم و پلمپ نیروگاههای نطنز و بوشهر سرافکندگی ملی و دولت در اثر وادادگی در برابر دول غربی در مذاکرات فرسایشی و زمان کش در مضوعات متفاوت از جمله مسئله ی هسته ای !! حقوق بشر و دموکراسی .
- عدم شجاعت و درایت کافی در تحویل گرفتن هواپیمای سفارشی و اسرافی دولت برای هیئت وزیران به قیمت 60 میلیون دلار در سفارش به فرانسه که طرف قرار داد از تحویل امتناع می کرد و سرانجام اقدام سریع و به دور از انفعال دولت احمدی نژاد در شکایت از فرانسه و تحویل گرفتن هواپیما و فروش آن .
- دادن مجوز چاپ کتابهای الحادی و مروج فساد ارتباطهای نامشروع و چاپ شدن آنها در درصد های قابل توجه توسط وزارت فرهنگ دولت اصلاحات به علاوه ی اکران فیلمهای تاسف بار مروج بی تقیدی و آزادی خواهی در روابط اجتماعی بی هیچ منع قانونی و سیاه نمایی وضعیت زندگی در ایران و ضربه به دین اعتقادات دینی و افراد با ظاهر مذهبی در سیمناها و فیلمهای منتشره ی دولت توسعه ی مدنی.
-  بروز تخلفات حجیم انتخاباتی در اثر کوتاهی ها در وزارت کشور به طوری که در یکی از حوزه های انتخابی کشور 30 هزار جلد شناسنامه ی تقلبی یافت شد!
-  در نهایت تعجب شاهد کم شدن بودجه ی وزارت دفاع در اوج تهدیدات داخلی و خارجی اوزیسیون و دولتهای غربی بودیم .
- آقای خاتمی از عناصر بی تقید و نامتعهد در زمره ی برخی مسئولین دولتش و جریان دوم خرداد در رنج و تحت فشار بود، حتی تا بعد از گذشت تقریبا 4 سال از دوران ریاست جمهوریش شاهد گوشه ای از جریانات ابراز شده ی او هستیم .

پشه


گفت: يكي از ضدانقلابيون فراري در سايت بالاترين نوشته است؛ ماموران آمريكايي مثل يك حيوان از ما كار مي كشند ولي حقوقي كه مي دهند فقط در حد «بخور و نمير» است.
گفتم: پس انتظار دارد به حيوانات، پست و مقام هم بدهند!
گفت: همين ضدانقلاب فراري نوشته است؛ به همين علت دعوت يك شبكه تلويزيوني فارسي زبان را براي همكاري با قاطعيت رد كردم.
گفتم: كار خوبي كرده! از پشه پرسيدند چرا زمستون ها پيدات نمي شه؟ گفت؛ نه اينكه تابستون ها خيلي تحويلم مي گيرين!

بازگشت مهدی‌هاشمی به ساختمان هیئت‌امنای دانشگاه آزاد

دیده ها و شنیده ها از این ساختمان حاکی است پس از آمدن آقازاده لندن نشین به کشور، نامبرده همچون سال های قبل در طبقه ششم این ساختمان مستقر شده و به همراه برادرش یاسر هاشمی در طبقه پنجم به پیگیری امور مشغول هستند!

ـ آقای اکبر هاشمی رفسنجانی ریاست هیئت امنای دانشگاه آزاد را برعهده دارد. مهدی هاشمی نیز قبل از خروج از کشور رئیس دفتر رئیس هیئت امنای دانشگاه آزاد بود که پس از خروج وی، برادرش یاسر هاشمی بجای وی نشست.

به گزارش بولتن نیوز، موضوع دانشگاه آزاد و بررسی وضعیت این دانشگاه مدتی است در دستور کار مجلس شورای اسلامی قرار گرفته است. این موضوع بهانه‌ای شد تا مشاهدات برخی افراد شاغل در ساختمان هیات امناء دانشگاه آزاد که برای تعدادی از خبرنگاران مطرح کردند را به عنوان یک موضوع خاص به نمایندگان مجلس ارائه کنیم.

دیده ها و شنیده ها از این ساختمان حاکی است پس از آمدن آقازاده لندن نشین به کشور، نامبرده همچون سال های قبل در طبقه ششم این ساختمان مستقر شده و به همراه برادرش یاسر هاشمی در طبقه پنجم به پیگیری امور مشغول هستند!

چند نکته در این زمینه قابل توجه است اول این که مهدی هاشمی در این ساختمان چه می کند؟ برابر پیگیری های خبرنگار ما مشخص شده عمده فعالیت مهدی هاشمی در این ساختمان، جلسه با وکلای خود تنظیم شکایت از افراد حقیقی و حقوقی که به نحوی در راستای پرونده وی درگیر بوده اند، در کنار برخی ملاقاتهای سیاسی است.

کنجکاوی بیشتر خبرنگار ما مشخص کرده که فراغ بال ایشان از اینکه کسی به اصطلاح قادر به محکومیت او نیست، درصدد تهیه لوح فشرده ای مشابه Cd 90 با موضوع پرونده استات اویل و کرسنت بوده و قصد دارد با انتشار آن همزمان با انتخابات آتی ریاست جمهوری ضمن مظلوم نمایی، مجدداً به فضاسازی مشابه سال 88 اقدام نماید.

جالب آن که یکی از خبرنگاران بازداشت شده اخیر در این موضوع دخالت و نقش داشته و اتفاقاً این فرد با حمایت یاسر هاشمی مدتی در دفتر هواپیمایی ایرشیا ( متعلق به یاسر هاشمی) به همراه همسرش در مالزی فعالیت داشته و با نزدیک شدن به انتخابات به ایران بازگشته است.

از طرفی دیگر از افراد بازداشت شده، در حوزه رسانه های همراه با «بی بی سی» فردی است که در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع فعالیت داشته و علیرغم اخراج توسط مسئولین مرکز تحقیقات، لیکن به واسطه پیگیری یاسر هاشمی قصد داشته مجدداً در این مرکز مشغول بکار شود که منجر به بازداشت او به واسطه ارتباط با شبکه شایعه پراکنی BBC شده است.

این ها گوشه ای از مسائل بود که فقط به واسطه حضور دو آقا زاده در ساختمان هیات امناء می گذرد.

جایزه نوبل برای کسی که پیگیر شدید اجرای حکم اعدام است!


عجیب است ولی حقیقت دارد! شیرین عبادی که به دلیل ضدیت با احکام اسلامی و حمایت از غوغاسالاری غرب علیه ایران و انقلاب اسلامی، مزد احترامات خویش را در قالب جایزه نوبل چند سال پیش از این اخذ کرده است.

به گزارش بولتن نیوز، وی همواره در طی سالهای پس از انقلاب اسلامی مورد حمایت و توجه دستگاه های استکبار که دشمنی و خصومت دیرینه خود را با ملت ایران به کرات به اثبات رسانده بودند قرار می گیرد. دستگاه استکبار در قالب های حقوق بشری و به دورغ اقدامات خویش تحت این پوشش قرار داده و با اینکه در اقصی نقاط جهان بدترین و زشت ترین نقض حقوق بشر را تحت عنوان مبارزه با تروریسم انجام می دهند و کشتارهای وحشیانه ای را مرتکب می شوند، هر گونه اقدام مقابله‌ی عادلانه ای را نقض حقوق بشر می خواند!؟ در محکومیت آن با فشارهای اقتصادی و بین المللی قطعنامه صادر می کند و هر ندای آزادی خواهانه و رهایی بخش را تروریستی جلوه می دهد.

خانم شیرین عبادی که در کارنامه قضایی خود در رژیم پهلوی و در راستای تحکیم پایه های ظلم و ستم آن رژیم ارتجاعی و شکنجه گر، احکام قضایی صادر می نمود و افتخار خویش را قضاوت در چنین رژیم سفاکی که دستانش به خون جوانان و حتی کودکان کشور در بیدادگاه ها و شکنجه گاه هایی همچون کمیته مشترک ضد خرابکاری ساواک (امروزه به عنوان موزه عبرت شهرت یافته) آغشته بود، می داند.

وی پس از انقلاب با ترحم حاکمیت اسلامی به عنوان وکیل نقش آفرینی کرد! و در حالی که اروپا و کمیته نوبل از وی برای مخالفت با لایحه قصاص و احکام اسلامی این حوزه تجلیل می کرد. وی برای اجرای حکم اعدام و قصاص قاتل لیلا فتحی به هر دری کوفت و حتی به اعتراف خودش خواستار حذف قانون دیه برای اجرای آسانتر حکم اعدام متهم شد.

عبادی: این چه قانون ظالمانه ای است که کسی دخترش را از دست بدهد خانه و زندگی و همه چیزش را بفروشد تا بتواند مرتکب را مجازات کند! (شبکه بی بی سی فارسی 18/12/91 ساعت 21:59)

با این وصف خانم مذکور همواره وکیل مدافع تروریستهای جانی که ده ها نفر از مردم بیگناه را به خاک و خون کشیده اند بوده و از این طریق قصد انتقام جویی از ملتی دارد که گناهش استقلال طلبی و طرد بیگانه پرستانی همچون شیرین عبادی است.

تصمیمم برای کاندیداتوری جدی‌تر شده است


عارف با بیان اینکه اصلاحات مرامنامه‌ای مصوب ندارد، سیدمحمد خاتمی را رهبر اصلاحات دانست و گفت: اگر در سال 84 رهبری اصلاحات فعال عمل می‌کرد، در انتخابات آن سال اصلاح‌طلبان شکست نمی‌خوردند.
به گزارش مشرق، محمدرضا عارف معاون اول دولت اصلاحات در دیدار جمعی از فعالان دانشجویی دانشگاه‌های گرکان، شیراز، اراک و جمعی از فارغ‌التحصیلان دانشگاه تهران در پاسخ به نگرانی برخی از دانشجویان در خصوص انتخابات آینده ریاست جمهوری گفت: این نگرانی و دغدغه همه ماست، فضای دانشگاه‎ها در کمتر از 3 ماه مانده به انتخابات به صورت غیرقابل قبولی بی‌تحرک و بی‌رمق است و یکی از دلایل اصلی آن، برخوردهای حذفی با فعالان دانشجویی است.
عارف در واکنش به انتقاد دانشجویان نسبت به برخوردهای صورت گرفته در حوادث انتخابات سال 88 با فعالان سیاسی و  دانشجویان گفت: اگر در انتخابات حضور پیدا کنم و پیروز شوم، زمینه‌ای را فراهم می‌کنم که مسائل سال 88 در یک فضای باز در دانشگاه‌ها تحلیل شود تا با آسیب‌شناسی آن، راه برای جلوگیری از تکرار اینگونه حوادث تبیین شود.
وی با تاکید بر اینکه انتخابات را باید فرصتی برای بازگرداندن اعتماد عمومی بدانیم، اظهار داشت:کنار کشیدن و عافیت‌طلبی، پاک کردن صورت مساله است و راه‌حلی برای مشکلات کشور نیست. علی‌رغم تمام بی‌مهری‌هایی که به اصلاح‌طلبان شده است، معتقدم هیچ راهی جز حضور قوی در انتخابات وجود ندارد.

دیدار خاتمی با جاسوس سازمان سیا در داووس

پس از افشای دیدار محرمانه خاتمی با جورج سورس صهیونیست این‌بار ماه‌نامه زنجیره‌ای اندیشه پویا با نقل خاطره‌ای از سید حسین نصر جاسوس رسمی سازمان سیا از دیدار محرمانه خاتمی با این جاسوس در یک مکان محرمانه پرده برداشته است.

به نقل از دیده‌بان، پس از فتنه 88 و روشنگری‌هایی که صورت گرفت در لا به لای این روشنگری‌ها که به فروکش کردن غبار فتنه کمک می‌کرد، خبری بر روی خروجی رسانه‌ها قرار گرفت که خبر از دیدار محمد خاتمی با جورج سورس صهیونیست می‌داد. خاتمی پس از انتشار این خبر تلاش کرد تا این واقعیت را که اسناد غیر قابل انکاری از آن نیز در رسانه‌ها وجود دارد تکذیب کند.

اما این‌بار یکی از مطبوعات زنجیره‌ای حامی فتنه که برخی از اعضای آن را در ماجرای دستگیری به اصطلاح خبرنگاران به جرم همکاری با بازوی رسانه‌ای سازمان جاسوسی انگلیس (MI6) بازداشت کردند، با انتشار مطلبی خبر از دیدار خاتمی با یکی دیگر از جاسوسان سازمان سیا داده است.

سید حسین نصر که رئیس دفتر فرح دیبا بود و نقش مهمی در تغییر کتب درسی کودکان و همچنین آموزش‌های ضد دینی در کانون پرورش فکری زمان شاه ایفا می‌کرد و اکنون نیز مواجب بگیر سازمان سیا در دانشگاه هاروارد است، طی سفری محرمانه به داووس واقع در سوئیس که به قول نصر مکان بسیار محرمانه‌ و خاصی است با محمد خاتمی دیدار می‌کند.

اگر چه نصر تلاش می‌کند تا از محتوای این دیدار محرمانه و هدفمند چیزی بازگو نکند و این دیدار را تنها اتفاقی و غیر منتظره نشان دهد، اما با نقل خاطره‌ای از آن ماجرا و اظهارات خاتمی در آن دیدار از ارادت ویژه خاتمی به فلاسفه سازمان سیا پرده برمی‌دارد. نصر با اشاره به استقبال گرم خاتمی و ماچ و بوسه و بغل کردن وی اینچنین از خاتمی خطاب به خود نقل قول می‌کند:« شما بودید که من را نجات دادید. تنها صدایی بودید که من را نجات دادید. و گرنه من اصلا الآن معمم نبودم. من اصلا در کار دینی نبودم و این صدای شما بود که من را کشاند به این طرف.»
اگرچه پس از این اظهارات محمد خاتمی با تکذیبیه‌ای از نوع همان تکذیب کردن دیدار با جورج سورس صهیونیست سعی کرد تا ماجرا را ختم به خیر کند اما ناخواسته به برگزاری این دیدار محرمانه در مکانی محرمانه و خاص مهر تایید زده و البته چون نصر از محتوای محرمانه آن جلسه چیزی بیان نکرده است.

در پایان نکته قابل اشاره آن است که نفس این دیدارها با ماموران سازمان‌های جاسوسی استکبار که البته با هدف صورت می‌گیرد در نزد مردم ایران مذموم و مصداق عینی و واقعی خیانت به کشور و ملت تلقی می‌شود.

اعتماد به نفس عجيب خاتمي و يارانش در تدارك براي حضور در انتخابات

خاتمی آماده حضور در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم است. این گزاره، چیزی است که در روزهای اخیر به طور پشت پرده و دهان به دهان میان فعالان سیاسی وابسته به طیف اصلاحات می‌چرخد و اگرچه در ظاهر و در رسانه‌های این جریان خبری از پرداختن به این ماجرا نیست، به نظر می‌رسد هر روز بر میزان پررنگ شدن این احتمال افزوده می‌شود؛ احتمالی که تا چندی پیش غیرممکن بود اما اکنون یه یک احتمال جدی تبدیل شده است و حتی سایت اینترنتی ضد انقلاب و لندن نشين هم تبليغات خود را براي آن شروع كرده‌اند.

به گزارش رجانیوز، اصل حضور سیدمحمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری، مساله خاص و عجیبی نیست و حتی به دلیل مواضع او در دوران هشت سال ریاست جمهوری و همچنین حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم، نگرانی خاصی هم از این بابت وجود ندارد؛ چرا که تجریه نشان داده مردم ایران خیلی وقت است که از خاتمی و یاران خاتمی عبور کرده‌اند و عدم صداقت او و تیم همراهش در بیان نظراتشان و عمل به خلاف آن‌ها، آنان را از چشم مردم انداخته است.
پیش از این و در انتخابات مجلس هشتم نیز لیست «یاران خاتمی» در شهر تهران، حتی نتوانست یک نفر از کاندیداهای خود را وارد مجلس کند و این مساله آنقدر آشکار بود که مرتضی حاجی رئیس سابق ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان تهران در ۲۶ فروردین ماه ۸۷ و در آستانه دور دوم انتخابات مجلس هشتم در خبری که سایت نوروز منتشر نمود، درباره حذف لوگوی خاتمی از عنوان ستاد انتخابات اصلاح‌طلبان گفت: «به استنباط من دلیل اصلی این تغییر این است که هم خود کاندیدا‌ها و هم اصلاح‌طلبان ترجیح داده‌اند که لزومی ندارد این هزینه به نام آقای خاتمی انجام شود و گفته شود که از نام آقای خاتمی هم خرج کردید اما نتیجه‌ای به دست نیاوردید» و همه این‌ها در حالی بود که خاتمی در سال ۸۵ نیز از لیست اصلاح طلبان در شورای شهر حمایت کرده بود که در آن برهه نیز تنها ۳ نفر از ۱۵ نفر توانستند از سوی مردم جواز حضور در شورای شهر تهران را کسب کنند.
شاید از همین رو بود که وقتی در آستانه انتخابات ۸۸ خاتمی عزم میدان کرد تا خود داعیه‏دار فتنه‏گران باشد، یاران او به اصلی‏‌ترین و جدی‏‌ترین منتقدان حضورش تبدیل شدند.‌‌ همان کسانی که سال‏‌ها پیش در حلقه آئین گرد او حلقه می‌‏زدند و او را شمع محفل خود می‌‏دانستند این بار به میدان آمدند تا بگویند که اگر نظر ما را می‌‏خواهید خاتمی مرد این میدان نیست.
بسیاری از تحلیلگران معتقدند انصراف خاتمی در سال ۸۸ و کاندیداتوری میرحسین موسوی به جای وی تنها یک علت داشت و آن هم اطمینان خاتمی از تکرار نشدن رای دوم خرداد ۷۶ به وی، به عبارت دیگر خاتمی حتی جرات ریسک کردن در آن برهه را هم نداشت چرا که دوست نداشت اسطوره رای ۲۰ میلیونی‌اش شکسته شود؛ چنانکه نشانه‌های این موضوع در سفرهای دوره‌ای او به جنوب کشور در آستانه انتخابات ۸۸ و خصوصا عدم استقبال از وی در خوزستان و بوشهر نمایان شد. موضوعی که اعتراض خاتمی به اطرافیان را نیز به دنبال داشت و زمینه را برای انصراف وی از کاندیداتوری فراهم کرد.
اما موضوعی که اساسا در این زمینه مطرح است، اعتماد به نفس خاتمی براي حضور در عرصه انتخابات بدون ملاحظه اين سوابق و نقش آفريني غيرقابل چشم پوشي در فتنه 88 است. فارغ از اینکه خاتمی تایید صلاحیت می‌شود یا خیر و حتی این مساله که اساسا امکان رای آوری برای او وجود دارد یا نه، مساله‌ای که باید مورد توجه بگیرد، پا گذاشتن بر تمام مواضع و سخنرانی‌هایی است که او از سال ۸۸ به این طرف بیان کرده و صراحتا با همراهی و هم داستانی با آشوبگران و براندازان، جمهوری اسلامی را به تقلب در انتخابات، برخورد خشن با اعتراضات مدنی و بسیاری دیگر از کلیدواژه‌هایی که صراحتا از سوی دستگاه‌های امنیتی و اندیشکده‌های آمریکایی و اسرائیلی تدارک دیده می‌شد، متهم کرده است.
خاتمی در حالی در تدارک جمع و جور کردن عبای شکلاتی خود و تکاندن آن به منظور حضور در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم و به عبارتی دیگر، صحنه سیاسی ایران است که نه تنها هنوز از مواضع حمایت آمیز خود از جریان برانداز ابراز برائت نکرده، بلکه در سخنرانی‌های متعدد، سعی کرده تا فتنه بزرگ و خطرناک ۸۸ را به یک درگیری سیاسی و اختلاف سلیقه حزبی و گروهی تقلیل دهد.
از سوی دیگر، خاتمی باید راهی برای اقناع حامیان خود که از میان فتنه‌گران بودند نیز پیدا کند؛ چرا که او و یارانش تا دیروز از «تقلب در انتخابات» سخن می‌گفتند و نظام را متهم به «دزدیدن آرای مردم» می‌کردند؛ پس چگونه است که اکنون به طور ناگهانی به این جمع‌بندی رسیده‌اند که انتخابات در جمهوری اسلامی ایران کاملا آزاد و رقابتی است و بر مبنای همین تحلیل، آماده حضور در یک رقابت سنگین انتخاباتی و سیاسی می‌شوند؟ آیا در چهار سال گذشته، عقب‌نشینی از سوی مسئولان کشور صورت گرفته یا این اصلاح‌طلبان و در راس آن‌ها، «سید خندان» است که پس از مشاهده استواری کشور در برابر فتنه و حمایت تام و تمام مردم کشور از حاکمیت، پا پس کشیده‌اند و سعی در به فراموشی سپردن نظرات و سخنرانی‌های سابق خود هستند؟ پس در این میان تکلیف «رای‌های دزدیده شده» که مورد ادعای اصلاح‌طلبان بود و به همین بهانه، زمینه برای هشت ماه اردوکشی خیابانی فراهم شد و جان تعدادی از هموطنان و جوانان کشور از دست رفت، چه می‌شود؟
چه اخبار حضور خاتمی در انتخابات جدی باشد و چه این شایعه بنا داشته باشد تا نوعی تست فضای سیاسی کشور و زمینه‌سازی برای حضور مجدد و احیای اصلاح‌طلبان در میان گروه‌ها و احزاب فعال در کشور باشد، سیدمحمد خاتمی باید متوجه باشد که او مدت‌هاست دیگر حتی لقب «رئیس‌جمهور سابق ایران» را نیز به یدک نمی‌کشد و در میان مردم و افکار عمومی یکی از «سران اصلی فتنه» در داخل کشور است؛ اعلام موضعی که به صریح‌ترین شکل ممکن در خروش تاریخی ۹ دی به نمایش گذاشته شد.
خاتمی به دلیل مواضع فتنه‌انگیز خود تایید صلاحیت نخواهد شد و حتی در صورت تحقق یک احتمال غیرممکن، مقبولیتی در میان مردم نخواهد داشت و رای اندکی از مردم را نیز کسب نخواهد کرد اما فارغ از همه این بدیهیات، نفس تمایل او برای حضور در انتخابات نشان می‌دهد که هنوز صدای شعارهای مردم در راهپیمایی ۹ دی و ۲۲ بهمن ۸۸ خوب به گوش خاتمی نرسیده است؛ ماجرایی که در صورت وقوع شاید این نیاز را بیش از هر زمان دیگری عیان کند که مردم یکبار دیگر نظرشان درباره مردی با عبای شکلاتی و یارانش را به شکل کاملا رسا به گوش او و اطرافیانش برسانند.

فائزه هاشمی 30 اسفند آزاد می شود/ تمام خبرنگاران بازداشتی آزاد شده‌اند

دادستان تهران با بیان اینکه تمام خبرنگاران بازداشتی آزاد شده اند از آزادی فائزه هاشمی در تاریخ 30 اسفند خبر داد.

به گزارش گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»، عباس جعفری دولت‌آبادی در مراسم تودیع و معارفه سرپرست دادسرای ناحیه یک، در مورد فائزه هاشمی گفت: محکومیت وی 30 اسفندماه به اتمام می‌رسد و بنابراین پس از پایان دوران محکومیت آزاد می‌شود.

 

دادستان تهران در مورد پرونده مهدی هاشمی نیز گفت: همانطور که پیش از این گفتیم، کیفرخواست این پرونده صادر شده و به دادگاه ارسال شده است و در این رابطه دادگاه باید تعیین تکلیف کند.

 

خبرنگار دیگری سوال کرد که چرا با توجه به اصرار طرفین پرونده کهریزک برای برگزاری علنی دادگاه جلسات این دادگاه به صورت غیرعلنی برگزار شد که دادستان تهران پاسخ داد: تشخیص علنی بودن یا غیرعلنی بودن با قاضی است. قانون در ماده 188 و برخی موارد دیگر در این خصوص پیش‌بینی کرده است.

 

خبرنگاری از نامه فاضل لاریجانی و اقدامات دادستانی تهران سوال کرد که وی پاسخ داد: در این پرونده جز دو نفر که احضار شده‌اند، از همه متهمان مرتبط تحقیق کردیم. از این دو نفر یکی از همکاران قضایی بود که طبق مقررات داریم اقدام می‌کنیم و یکی از متهمان دیگر در شهرستان بود که به دنبال آدرس بودیم و آن را احضار می‌کنیم. تحقیقات مفصلی در این پرونده انجام شده است و امیدواریم در سال آینده به نتیجه برسند. ما در مجموع در این خصوص از 5 نفر تحقیق کردیم.

 

دادستان تهران درخصوص پرونده خبرنگاران بازداشتی به این پاسخ که تمامی خبرنگاران بازداشت شده آزاد شده‌اند، اکتفا کرد.

 

وی در مورد پرونده میرزایی حکمتی نیز گفت: این پرونده با اعتراض محکوم قرار است بررسی شود.

 

دادستان تهران همچنین درخصوص چهارشنبه آخر سال تاکید کرد که ما با اخلال‌ها و ناهنجاری‌ها برخورد می‌کنیم و مردم فهیم و هوشمند خود باید تمام موارد را رعایت کنند.

اسوه ی صبر و استقامت


حضرت زینب کبری(س) در سال پنجم یا ششم هجرت در مدینه منوره به دنیا آمدند. نامگذاری آن حضرت را به جد بزرگوارش پیامبر اکرم (ص) واگذار نمودند و آن حضرت به واسطه پیام الهی و وحی، او را «زینب» نامیدند که به معنای درخت خوش منظر یا مرکب از دو کلمه «زین» و «اب» به معنای «زینت پدر» است.


این بانوی بزرگ از اقیانوس علمی مربیان نمونه بشریت بهره برده است و در متن رنج‎ها و مرارت‎ها، شخصیتی مستحکم و استوار و شکست ‎ناپذیر یافت.
گر چه ما نیز به روایت معتبری از پیامبر اکرم (ص) در خصوص آن حضرت دست نیافتیم، ولی روایاتی که از پیامبر(ص) در باره ذریه حضرت زهرا (س) وارد شده است شامل این بانوی بزرگ اسلام نیز می شود. چنانچه در روایتی آمده است که شخصی از امام صادق (ع) سوال کرد: آیا پیامبر (ص) چنین فرموده است: همانا فاطمه پاکدامن است پس خداوند ذریه او را بر آتش جهنم حرام کرده است؟ حضرت در پاسخ می فرماید: بلی مقصود پیامبر(ص)حسن وحسین و زینب و ام کلثوم (ع) بوده است.[1]
همچنین امام سجاد (ع) به حضرت زینب (س) فرمودند:...شما بحمدالله عالمه غیر معلمه هستید (دانشمند تعلیم ندیده) و فهیمی هستید که کسی چیزی به شما تفهیم نکرده است.[2]
شاید بتوان گفت علت وجود احادیث فراوان در باره فضائل امام حسن و امام حسین(ع) از پیامبر اکرم (ص)و در دسترس نبودن حدیث یا احادیثی از آن حضرت در باره دیگر فرزندان امام علی(ع)، امامت این دو بزرگوار بوده است، اما اجمالا باید گفت که آن حضرت از مکتب پدر و مادر بزرگوارشان درس ایمان و تقوا، صبر و استقامت، مبارزه و ظلم ستیزی، حرکت و قیام، دفاع از حریم اسلام، دفاع از اصل اصیل امامت و ولایت، حمایت از مکتب شجاعت و شهامت، ایثار و فداکاری و فصاحت و بلاغت آموخت . ما در اینجا به بیان گوشه ای از ویژگی های آن بانوی قهرمان اشاره می کنیم:


1-ایمان راسخ حضرت زینب (ع):
اولین و مهمترین خصلت آن بانو، محبت و عشق وافری به ذات احدیت است . در عظمت ایمان و اعتقاد او به خداوند همین بس که همه مصائب را در راه رضای حق تحمل ‌کرده و همه را چون از سوی معبود است، زیبا می‌دید. وقتی در کوفه ابن زیاد از او سوال می‌کند: «کار خدا را با برادرت چگونه دیدی؟» در جواب می‌فرماید: «چیزی جز زیبایی ندیدم.»[3]؛ زیرا که این حرکت در راستای حق و حقیقت و جاودانگی بود و آن گاه که بدن پاره پاره برادر را در گودال قتلگاه مشاهده می‌کند با تضرع در پیشگاه خدا می‌گوید: «اللهم تقبل منا هذا القربان.»[4]
عبادت زینب (ع) آن چنان در اوج است که امام حسین (ع)در هنگام وداع به زینب کبری(س) فرمود: «خواهرم در نماز شبت مرا به یاد داشته باش.»[5] و نیز از امام سجاد (ع)نقل شده است: «عمه‌ام زینب در مسیر اسارت از کوفه به شام هم فرایض و هم نوافل خود را به جای می‌آورد و غفلت نداشت. فقط در یکی از منازل به خاطر شدت ضعف و گرسنگی، نشسته نماز خواند که بعد معلوم شد، سه روز است غذا میل نکرده است؛ زیرا به هر اسیر شبانه روز یک گرده نان می‌دادند و عمه‌ام سهمیه خود را بیشتر اوقات به بچه‌ها می‌داد.»[6]


2-دانش حضرت زینب (س)
حضرت زینب کبری (س) بانوی علم و فضل است. او علم خود را از جد بزرگوارش پدر ارجمند و مادر گرامی و برادران عزیزش دارد، کسانی که متصل به وحی‎اند.
نوشته‌اند حضرت زینب (س) درس تفسیر برای بانوان داشت[7]. ابن عباس از وی با این عبارت نقل می‌کند و می‎گوید: «بانوی خردمند ما زینب (س)»[8] و همین بس که در بنی‎هاشم به «عقیله» یعنی بانوی خردمند معروف بود.
از سخنان حضرت زینب (س) در طول مسافرت کربلا، کوفه و شام و خطبه‌ها و سخنرانی‎هایی که در فرصت‌های مختلف در برابر ستمکاران و طاغوتیان آن زمان و مردم دیگر ایراد فرمود، به خوبی معلوم می‌شود که مراتب علم و دانش و کمال آن بانوی بزرگوار از راه تحصیل و تعلیم اکتسابی نبوده و بهره‌ای الهی و جنبه خارق‎العاده داشته است. شاهد این مطلب، کلام امام سجاد (ع)است که پس از خطبه کوفه بر او فرمود: عمه جان آرام باش و سکوت اختیار کن که تو بحمدالله دانشمندی معلم ندیده و فهمیده‌ای هستی که کسی تو را فهم نیاموخته است.[9]


3-فداکاری و ایثار عقیله بنی‎هاشم
بهترین جلوه‎گاه برای شناخت شخصیت وجودی زینب (س) همان سفر تاریخی کربلا و حضور مؤثر در واقعه عاشورا و به اسارت آزاد منشانه آن بزرگوار و چگونگی برخورد با ستمگران زمان است که تاریخ تنها گوشه ای از آن را برای ما نقل کرده است.
زینب کبری وقتی احساس کرد مسئولیت بزرگ جهاد در راه خدا و پیکار و مبارزه با بی دینان به دوشش آمده است و در این راه باید از مال و منال و شوهر و زندگی و فرزند بگذرد، حتی اگر لازم شود از دادن جان نیز دریغ نکند، با کمال شهامت و فداکاری از خانه و کاشانه و شوهر و زندگی دست ‌کشید و در صحنه کربلا حاضر شد و فرزندان خود را نیز برای قربانی به قربانگاه نینوا ‌آورد و سخاوت مندانه در راه خدا هدیه کرد. در همه جا یاری مهربان و دلسوز برای رهبر عالیقدر این قیام و نهضت مقدس یعنی اباعبدالله الحسین (ع)بود و چون عصر عاشورا شد و آن حجت الهی به شهادت رسید، بار تازه‌ای به دوش این بانوی فداکار نهاده شد که چون کوهی پولادین در برابر دشمنان منحرف ایستاد.[10]
تجلی و نقش بسیار مهم حضرت زینب (س)به گونه‌ای است که اکنون پس از قرن‌ها باز هم چنان جلوه‌ای دارد که جامعه اسلامی ما برای ارج نهادن به روحیه ایثار و فداکاری پرستاران و تجلیل از این قشر ایثارگر، روز ولادت فرخنده این بانوی گرانقدر را روز پرستار نامیده است.

 

منابع :

[1] مجلسی، بحارالأنوار، ج43، ص 231، مؤسسه الوفاء، بیروت، سال 1404هجری: مع، [معانی الأخبار] أَبِی عَنْ سَعْدٍ عَنِ الْبَرْقِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع هَلْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ فَاطِمَةَ أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَحَرَّمَ اللَّهُ ذُرِّیَّتَهَا عَلَى النَّارِ قَالَ نَعَمْ عَنَى بِذَلِکَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ وَ زَیْنَبَ وَ أُمَّ کُلْثُومٍ ع.
[2] بحارالأنوار، ج45 ص : 164.
[3] بحار الأنوار، ج‏45، ص: 116.
[4] علامه سید عبدالرزاق مقرم، مقتل الحسین، ص379.
[5]زینب کبرى، ص 62 - 63.
[6]ریاحین الشریعه، ج‏3، ص‏62.
[7]نک: مجله دیدار آشنا، شماره 25، سید صادق سیدنژاد .
[8]سفینة‏البحار، ج 1، ص 558.
[9] بحارالأنوار، ج 45، ص 164.
[10] نک: مجله آشنا، ش 117، لیلا ذوالفقاری، با دخل و تصرف.

رادیویی که رهبر انقلاب به آن گوش می‌کنند


حجت‌الاسلام محمدی گلپایگانی گفت: مکرر دیده‌ام حضرت آقا در مسیری که در اتومبیل در حال رفتن هستیم، از این رادیو استفاده می‌کنند.


به گزارش گروه فرهنگي باشگاه خبرنگاران به نقل از روابط عمومی رادیو معارف، رئیس دفتر رهبر معظم انقلاب در بخش‌های دیگری از اظهارات خود افزود: مخاطبان رادیو معارف منحصر در داخل کشور نیست و (این رادیو) در بسیاری از کشورها شنیده می‌شود و خوشبختانه فرکانسش خیلی خوب است.

وی ادامه داد:  این رادیو به امر رهبری و تقاضای علمای قم ایجاد شد و این امتیاز بزرگی است. خوشبختانه رادیو معارف سهم عمده‌ای در شناختن شخصیت‌های عظیم دینی دارد و باید بیشتر در این راه تلاش کند.

حجت الاسلام گلپایگانی افزود: من از مشتریان پر و پا قرص رادیو معارف هستم مخصوصاً‌ قبل از طلوع فجر، یک ساعت قبل از طلوع فجر، برنامه‌ها را گوش می‌کنم و استفاده می‌کنم.

آقاي هاشمي! منع استفاده از بيت‌المال در تبليغات انتخابات شامل مهدي هم مي‌شود!؟

"آنچه فضای انتخابات را از حالت رقابتی خارج و جنبه ناعادلانه به آن می‌بخشد، سوءاستفاده محافل قدرت و جریانات انحصارطلب از امکانات حکومتی برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی و سپهر سیاسی جامعه است و این امر است که موجبات ایجاد فتنه و انحراف را فراهم می‌کند."

اينها بخشي از سخنان اكبر هاشمي رفسنجاني است كه روز شنبه در ديدار با جمعي از  نمایندگان خانه احزاب ایران مطرح كرده است.

به گزارش رجانيوز، شايد اگر اين اظهارات را هر چهره سياسي ديگري مطرح مي كرد،‌ اهميت چنداني نداشت اما بيان اين صحبتها از سوي هاشمي رفسنجاني نشان مي دهد ظاهرا وي به ريشه يابي بسياري از فتنه ها و انحراف هاي سالهاي گذشته علاقه مند شده است و با اين اظهارات دست به "نقد خويش" زده است.

اين سخنان در حالي در اسفندماه 91 از سوي هاشمي رفسنجاني مطرح شده است، كه اگر چهار سال قبل و در آستانه انتخابات رياست جمهوري دهم، اين سخنان از سوي وي حتي مطرح نشده بود و تنها به برخي از اطرافيانش از جمله مهدي هاشمي، تذكر داده شده بود، كشور شاهد فتنه پر هزينه 88 نبود.

در همين رابطه حمزه كرمي، از افراد نزديك به مهدي هاشمي رفسنجاني در 3 شهريور 88 در دادگاه خود با اشاره به نگاه متفاوت فرزند هاشمي رفسنجاني در استفاده از بيت المال براي انتخابات، واقعيات ديگري را مطرح كرده است را از بكارگيري اين شيوه در سال 84 از سوي مهدي هاشمي مطرح كرده است:

"از سال 82 به توصيه محمد هاشمي رفسنجاني به سازمان بهينه سازي مصرف سوخت رفتم. وقتي وارد آن سازمان شده و شروع به كار كردم در خلال كار متوجه قصد حضور آيت الله هاشمي رفسنجاني در انتخابات دور نهم شدم. بايد بگويم كه در سازمان بهينه سازي مصرف سوخت نيز مهدي هاشمي نقش موثري داشت. وي معتقد بود كه انتخابات در ايران با پول بيت المال برگزار مي‌شود و اعتقادي به هزينه شخصي براي انتخابات نداشت. لذا بنده با وي صحبت كردم و البته گوشزد هم كردم كه استفاده از پول بيت المال در انتخابات جرم است ولي مهدي هاشمي نمي‌پذيرفت."

وي خاطر نشان كرد: "سازمان بهينه سازي مصرف سوخت بايد در جهت كاهش و بهينه سازي مصرف سوخت كار مي‌كرد. البته شركت‌هاي مختلفي هم با اين سازمان قرارداد داشتند كه از جمله اين شركت‌ها شركتي با مديريت ... بود كه كار اين شركت نيز ساخت تيزر‌هاي تبليغاتي و در كل تبليغ بود. همه روساي اين شركت‌هايي كه با سازمان بهينه سازي قرارداد داشتند از دوستان مهدي هاشمي بودند و آمادگي گرفتن پول تحت عنوان بهينه سازي و تبليغات انتخاباتي براي كانديداي مد نظر مهدي هاشمي را داشتند و اين شركت‌ها با سند سازي‌هاي صورت گرفته، موظف شدند كه كار تبليغاتي براي مهدي هاشمي انجام بدهند."

اين متهم بازداشت شده در جريان حوادث بعد انتخابات ادامه داد: "يك شركت 500 ميليون تومان براي چاپ يك ميليون جلد كتاب پول دريافت كرده بود در حالي كه تنها 25 هزار جلد كتاب شد و مابقي پول صرف تبليغات مورد نظر مهدي هاشمي شد. مهدي هاشمي معتقد به پولشويي بود. وي پول‌هاي را از سازمان بهينه سازي دريافت مي‌كرد و آنها را مكررا به دلار و ريال تبديل مي‌كرد. وقتي كه دليل اين كار را از وي پرسيديم، وي گفت كه با اين كار كسي نمي‌تواند منشاء پول‌ها را كشف كند."

وي اضافه كرد: "با فشار مهدي هاشمي از سازمان بهينه سازي مصرف سوخت به منظور تبليغات در دوره نهم انتخابات رياست جمهوري براي پدرش يعني آيت الله اكبر هاشمي رفسنجاني پول برداشت مي‌شد و مهدي هاشمي پس از شكست پدرش در انتخابات به اقدامات خود ادامه داد و مابقي پول‌هاي باقي مانده و بدهكار شده خود را نيز به شركت‌هايي كه براي پدرش تبليغ مي كردند، پرداخت كرد."

كرمي اظهار داشت: "مهدي هاشمي به اين اقدامات خود در حالي دست مي‌زد كه كه اين پول‌ها بايد صرف تبليغات براي بهينه سازي مصرف سوخت صرف مي‌شد نه تبليغات براي پدر وي. پول‌هايي كه وي براي تبليغات در انتخابات دور نهم انتخابات رياست جمهوري براي پدرش هزينه كرد معادل 2 ميليارد تومان بود."

وي در پاسخ به سوال قاضي دادگاه در باره اينكه در سازمان بهينه سازي مصرف سوخت چقدر وجه از مهدي هاشمي دريافت كرديد، گفت: "فقط به خود من 320 ميليون تومان پول دادند كه البته حاضرم بخشي از آنها را كه در اختيارم هست بازگردانم ولي بخش ديگر را بين پرسنل توزيع كردم."

اما اين تنها مصداق سواستفاده اطرافيان هاشمي از امكانات عمومي و بيت المال در راستايي مهندسي انتخابات نيست، بلكه نامه انتقادي مهدي كروبي در 20 خرداد 88 خطاب به هاشمي و انتقاد از وي درباره سواستفاده اطرافيان هاشمي از بيت المال نيز مويد اين مساله است. كروبي در بخشي از اين نامه خطاب به هاشمي مي نويسد:

"امیدوارم به دوستان خود تذکر بدهید که از ادامه این حرکت تخریبی – که جز به سود حریف نیست – خودداری کنند و بدانید که به‌رغم برخی داعیه‌ها اکنون همه این رفتارها منتسب به حضرتعالی است و گرچه سهم برخی نهادهای عمومی – مانند دانشگاه آزاد اسلامی – را نمی‌توان در ترویج نامزد مورد نظر شما را نادیده گرفت اما حق شهروندی‌شما در دفاع از نامزد خاص ملازمتی با خروج از دایره عدل و انصاف ندارد. "

با اين اوصاف، به نظر مي رسد هاشمي رفسنجاني كه "سوءاستفاده محافل قدرت و جریانات انحصارطلب از امکانات حکومتی برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی" را موجب فتنه و انحراف دانسته است، بيش از هر چيز قصد داشته تا صادقانه فتنه ها و انحرافات ايجاد شده طي سالهاي اخير را كه به نوعي تحت نظر شبكه نزديك به وي انجام شده است مورد نقد قرار دهد! اقدhمي كه درخور توجه بوده و اميد است اولين گام جدي وي در راستاي عذرخواهي از مردم و نظام باشد.  در غير اين صورت مشخص نيست بيان اين اظهارات توسط وي به چه دليل سالها دچار تاخير شده است؟!

چند حدیث زیبا از حضرت زینب (س)

وسیله ارتباط خلق و خالق
ابوبکر با این سند: محمد بن زکریا، جعفر بن محمدبن عماره‏کندى، پدرش، حسین بن صالح، حى دو مرد از بنى‏هاشم، از حضرت‏زینب علیهاالسلام دختر على علیه‌السلام روایت کرد که زینب علیهاالسلام فرمود: «قالت فاطمه علیهاالسلام: ... و نحن وسیلته فى‏خلقه و نحن خاصته و محل‏قدسه و نحن حجته فى غیبه و نحن ورثه انبیائه...» «ما وسیله‏ارتباط خدا بامخلوق‏هاى او هستیم. ما برگزیدگان خداییم و جایگاه پاکى‏ها، ما راهنماهاى روشن خداییم و وارث پیامبران اوهستیم‏». 1

بهشت جایگاه شیعیان
ابى‏حجاف (از محمدبن عمر بن حسن)، از زینب، به نقل از فاطمه علیهاالسلام و اشجع، بلیدبن سلیمان (از ابى‏حجاج، محمدبن عمرو هاشمى) اززینب دختر على علیه‌السلام نقل کرد که فاطمه علیهاالسلام فرمود: «قالت فاطمه علیهاالسلام : ان رسول الله قال لعلى اما انک یابن‏ابى‏طالب و شیعتک فى‏الجنه‏» «و سیجى‏ء اقوام ینتحلون حبک ثم‏یمرقون من الاسلام کمایمرق السهم من الرمیه.» رسول خدا به‏على علیه‌السلام فرمود: «اى پسر ابوطالب! همانا تو و رهروان تو در بهشت‏اند و به زودى قومى مى‏آیند که از دوستى تو سخن مى‏گویند. آنگاه از اسلام فرار مى‏کنند. مانند پرت شدن تیر از کمان.» 2

دوستى آل محمد صلى الله علیه و آله و سلم
روایتى مشهور به «فاطمیات‏» در باب دوست داشتن آل محمد که بااین اسناد نقل شده است: «... عن فاطمه بنت السجاد على بن الحسین زین العابدین علیه‌السلام عن‏فاطمه بنت ابى عبد الله الحسین علیه‌السلام عن زینب بنت امیر المؤمنین علیه‌السلام عن فاطمه بنت رسول الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله قالت: الا من مات على حب آل محمد مات شهیدا» «آگاه باشید هر کسى که ‏بر دوستى آل محمد بمیرد، شهید است.» 3


1- مشارق انوار الیقین، ص 51
2- مناقب الخارزمی، ص 257
3- اثبات الهداة، ج 2

دموکراسی از نوع خانم نعمیه اشراقی!

اینروزها شنیده میشود که خانم نعمیه اشراقی،نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران قرار است در انتخابات شورای شهر تهران کاندیدا شود و در سر لیست اصلاح طلبان قرار گیرد.

به گزارش سراج24 علی اصغر شفیعیان یکی از فعالان رسانه ای جریان اصلاحات در انتقاد به عملکرد نعیمه اشراقی نوه امام خمینی(ره) در صفحه فیس بوک خود نوشت :

اینروزها شنیده میشود که خانم نعمیه اشراقی،نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران قرار است در انتخابات شورای شهر تهران کاندیدا شود و در سر لیست اصلاح طلبان قرار گیرد.
فارغ از اینکه ایشان دارای چندان سابقه مدیریتی نمیباشد و چگونه است که دوستان اصلاح طلب به چنین نتیجه ای رسیده اند،به تجربه ای که با دموکراسی ایشان برخوردم،اشاره میکنم.
قصد نداشتم این موضوع را بیان کنم ولی وقتی شنیدم که ایشان قرار است در سرلیست قرار بگیرد بر خود واجب دانستم که بیان کنم
حدود یک ماه قبل بود که ایشان به خاطره ای از امام اشاره نمودند که انتقاد بسیاری را برانگیخت.ایشان در صفحه شخصی خود مطلبی عنوان نمودند به این مضمون که:یک بار از امام سوال کردم که شما در پاسخ خبرنگاری که در هواپیما از شما سوال کرد که احساستان از اینکه به ایران برمیگردید چیست چرا در پاسخ گفتید که هیچ؟
که امام گفتند من نگفتم هیچ بلکه منظورم این بود که مصاحبه نمیکنم!
چکیده نظراتی که بین حقیر و ایشان رد و بدل شد بدین شرح بود:در بخش نظرات به ایشان گفتم خانم اشراقی چرا اینقدر دیر این خاطره را مطرح کردید؟در ثانی وقتی این فیلم برای اولین بار در صدا وسیما پخش شد یک روحانی که از حاضرین جماران و نزدیکان به امام بود در توضیح این فیلم گفت دلیل اینکه امام گفتند هیچ به این دلیل بود که ایشان در فراز و نشیب زندگی و رخدادها،اسیر احساسات نبودند و حتی در مرگ فرزندش کسی ندیده بود که امام اشک بریزد.
خانم اشراقی که در پاسخ به نظرات بسیار عصبی برخورد میکردند خطاب به منتقدین گفتند اصلا اگر من حرفم سند نیست چرا بیست و چهار ساعته در صفحه من هستید!! و من که نوه امام هستم میگویم پس حرفم سند است و هرکسی که مخالفت میکند بلاک خواهم کرد! در پاسخ به ایشان عرض کردم که اگر امام،پدربزرگ شما بودند رهبر جمهوری اسلامی بودند پس متعلق به شخص شما نیستند و اساسا این ادبیات شایسته شما نیست و اتفاقا چون نوه امام هستید نظراتتان دارای انعکاس است.شما به این موضوع نبالید که نوه امام هستید بلکه مفختر باشید که امام پدربزرگ شما بودند.
به هر حال پس از دقایقی دیدم ایشان محبت کردند و از صفحه ایشان بلاک شدم.
فارغ از اینکه اساساً نظر و خاطره ایشان از امام صحیح میباشد یا نمیباشد،اینگونه عصبانیت و نوع برخورد با منتقدین در ارزیابی شخصیتی که میخواهد سکاندار منصبی باشد،قابل تامل است.حال سوال این است عزیزانی که به این نتیجه رسیده اند تا ایشان را در سرلیست اصلاح طلبان قرار دهند،آیا در ایشان توانایی چنین پست و سمتی و داشتن تریبون و سرلیست قرار گرفتن برای اصلاح طلبان را دیده اند؟به نظر نمیرسد به هر قیمت و تنها برای جلب بخشی از آرا،یک جریان سیاسی هزینه بر خود تحمیل کند.وقتی شخصی در چنین حوزه کوچکی که تنها قدرت بلاک کردن دارد،کوچکترین انتقاد را برنمیتابد چه بسا اگر دارای قدرت فراتری باشد منتقد خود را راهی ....
اشخاص قبل از محک جدی در زمینه های اجرایی و کنترل احساسات و مواضع شخصی و تعمیم ندادن آنها به مواضع جمعی و حزبی بهتر است از حضور در عرصه های مدیریتی و مقام های اجرایی جدی که چهره و پیشانی یک جریان هستند خودداری کنند.
مبادا که برخوردها و مواضع شخصی آنها برای یک جریان سیاسی ریشه دار ایجاد هزینه کند.
ممکن است حضور خانم اشراقی در فضای مجازی و ارتباط ایشان با نسل جوان و انتساب به بیت امام در نگاه اول دلیل نیکو و مثبتی برای چنین منصبی باشد،اما آیا چنین جایگاهی ( سر لیست اصلاح طلبان) که آماج تهمت ها، نقدها و تشکیک های تند و بی تعارف میباشد و نیاز به صبر و عدم تحریک پذیری و دوری ازاحساسی شدن دارد،با روحیات ایشان که شاید در برخی زمینه ها حسن باشد اما در این عرصه ضعفی بنیادین میباشد سازگار است؟
نیکوست که انتقاد را از خود شروع کنیم

توطئه تازه منافقین برای باقی‌ماندن‌در عراق


اعضای جداشده از گروهک تروریستی منافقین از تلاش جدی سران این گروهک برای ابقای عناصر خود در خاک عراق خبر دادند.

فارس به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی «مجلس اعلای اسلامی عراق» نوشت: تنی چند از اعضای جداشده از گروهک تروریستی منافقین، در نامه‌ای سرگشاده به کمیساریای امور پناهندگان سازمان ملل خبر دادند که سران این گروه تروریستی برای مانع‌تراشی در خروج این اعضا از عراق در حال بحران‌سازی در این کشور هستند.

در این نامه سرگشاده تأکید شده که سران منافقین توطئه‌های تازه‌ای برای تعویق خروج اعضای سازمان چیده‌اند که از جمله آنها فراخوان به وابستگانشان در سراسر دنیا برای نوشتن نامه به کمیساریای امور پناهندگان برای بازگرداندن این افراد به اردوگاه اشرف است.

نویسندگان نامه افزوده‌اند که رهبران منافقین از اعضای این گروهک در اردوگاه لیبرتی عراق خواسته‌اند که با نمایندگان کمیساریای عالی امور پناهندگان و دیگر نهادهای بین‌المللی دیدار و همکاری نکنند.

این اعضای عالی‌رتبه جداشده از منافقین در نامه خود از سازمان ملل و نهادهای بین المللی خواسته‌اند که حق آزادی انتخاب سرنوشت را برای اعضای این سازمان در عراق فراهم کنند.

اینجا زمینش گسترده است و دلش تنگ


اینجا زمینش گسترده است و دلش تنگ؛ تنگ چزابه، با دست گوشه‌ای از خاک را لمس کن، بگرد! شاید نسیم خوش عشق را اینجا بیابی...

گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»، راهی تا دشت نینوا نمانده است، از مرز جنون باید گذشت، مرز خون و آتش، از رود ساکن و نیزارهای تشنه، اینجا بی سنگر و سایبان می شود زیر آسمان پهناور، ندبه عشق خواند.

 

اینجا زمینش گسترده است و دلش تنگ، تنگ چزابه؛ با دست گوشه ای از خاک را لمس کن، بگرد! شاید نسیم خوش عشق را اینجا بیابی.

 

رهبر معظم انقلاب در فروردین 89 در جمع کاروان راهیان نور جنوب کشور در فتح المبین فرمودند: «در این سنت بسیار ستودنی و حرکت با برکت که از چند سال پیش در قالب کاروان های راهیان نور آغاز شده، باید همچنان ادامه یابد، ملت ایران هرگز نباید مقطع حساس، تاریخی و پرافتخار دوران دفاع مقدس را فراموش کند؛ زیرا آن مقطع یک تجربه گران سنگ است».

 

اکثر اعزم کاروا‌ن‌های راهیان نور از جمله کاروان دانشجویی همزمان با فرا رسیدن آخرین ماه سال و تعطیلات نوروزی، برای مناطق جنوب کشور، فعال می‌شوند و مناطق مرزی استان خوزستان بویژه منطقه شلمچه از مقصدهای پرطرفدار این گروه‌هاست.

 

اعزام کاروان دانشجویی راهیان نور دانشگاه های استان فارس از 23 بهمن ماه آغاز شده و تا 15 فروردین ماه سال 92 ادامه خواهد داشت.

 

طبق آمار سازمان بسیج دانشجویی استان فارس، تا 15 فروردین 92، 5679 دانشجوی دختر و پسر دانشگاه‌های استان فارس به سفر کاروان راهیان نور منطقه عملیاتی جنوب اعزام خواهند شد که از این تعداد 4128 دانشجوی دختر و 1551 دانشجوی پسر به این مناطق اعزام می شوند.

 

این تعداد از دانشجویان از دانشگاه‌های سراسری، آزاد، پیام نور، غیرانتفاعی، علوم پزشکی، علوم و تحقیقات، جامع علمی کاربردی، دانشکده‌های فنی و فنی و حرفه ای اعزام خواهند شد.

 

همچنین نواحی شهرستان ها، ستاد بسیج دانشجویی استان فارس و کشور، قرارگاه شهید صیاد و دفتر بسیج دانشجویی شهرستان ها محل قرارداد کلیه اعزام‌ها هستند.

 

دانشگاه شیراز با اعزام 300 دانشجوی دختر و 200 دانشجوی پسر در 24 بهمن ماه امسال به مدت چهار روز بالاترین اعزام کاروان راهیان نور دانشجویی در استان فارس را به خود اختصاص داده است.

 

میثم فضل‌الله پور، مدیر اردویی راهیان نور سازمان بسیج دانشجویی فارس با بیان اینکه اعزام کاراون راهیان نور دانشجویی نسبت به سال گذشته کم شده است، گفت: امسال به دلیل وجود مشکلات اقتصادی در برخی از دانشگاه های شهرستان های فارس تعداد کمتری دانشجو نسبت به سال گذشته اعزام شده اند.

 

وی با اشاره به اینکه بیشترین مشکلات اعزام‌های دانشجویی در استان فارس مربوط به دانشگاه غیرانتفاعی بوده است، افزود: متأسفانه دانشگاه های غیر انتفاعی به دلیل خصوصی بودن به راحتی ار کنار مسائل و بودجه فرهنگی می گذرند و در واقع اعتبار خاصی برای اعزام های دانشجویان غیرانتفاعی لحاظ نمی کنند که در این صورت بار مالی این اعزام ها بر دوش خود دانشجو و بسیج دانشجویی این دانشگاه ها خواهد افتاد.

 

مدیر اردویی راهیان نور سازمان بسیج دانشجویی فارس ادامه داد: مشکل اعزام دانشجویی در دانشگاه‌های استان فارس تنها مربوط به دانشگاه غیر انتفاعی آن هم به دلیل اینکه بخش فرهنگی، بودجه لحاظ نمی کند، و دانشگاه پیام نور نیز به دلیل بضاعت مالی کم نسبت به سال گذشته بوده است.

 

فضل‌الله پور متوسط هزینه اعزام هر دانشجو به مدت چهار روز به کاروان راهیان نور منطقه عملیاتی جنوب کشور را حدود 110 هزار تومان ذکر و خاطرنشان کرد: متوسط هزینه یک روز هر دانشجو حدود 25 هزار تومان در نظر گرفته شده است.

 

وی تصریح کرد: از هر دانشجو با توجه به بودجه ای که قسمت فرهنگی دانشگاه ها در نظر گرفته اند از 10 هزار تا 30 هزار تومان گرفته شده است و مابقی را نیز سپاه تأمین اعتبار می کند.

 

مدیر اردویی راهیان نور سازمان بسیج دانشجویی فارس بیان کرد: بسته های فرهنگی توزیع شده در این سفرها یکی از برنامه های جانبی ما در اعزام کاروان دانشجویی راهیان نور استان فارس است که در این بسته های فرهنگی یک کتاب با عنوان اصل قضیه شامل مروری بر بیانات مقام معظم رهبری بر بحث تمدن نوین اسلامی، الگوی اسلامی پیشرفت و سبک زندگی است.

 

فضل الله پور بیان کرد: جایزه این کتاب کمک هزینه خرید لپ تاپ، کمک هزینه سفر یه مشهد مقدس و کارت هدیه خواهد بود.

 

وی افزود: در این بسته فرهنگی یک فلش کارت در مورد مردان آسمانی مربوط به سرداران و 14 هزار و 600 شهید استان فارس وجود دارد.

 

مدیر اردویی سازمان بسیج دانشجویی فارس همچنین به وجود یک کتابچه شامل خاطرات مقام معظم رهبری در زمان جنگ در مناطق عملیاتی جنوب اشاره کرد و گفت: چفیه، پلاک زنجیر و یک کیف دستی  از جمله مواردی است که در بسته فرهنگی کاروان راهیان نور دانشجویی استان فارس وجود دارد.

 

فضل الله پور بیان داشت:دانشجویان در سفر چهار روزه خود به مناطق عملیاتی هشت سال دفاع مقدس از مناطق شلمچه، فکه، طلائیه، هویزه، شوش دانیال، بستان، سوسنگرد، اروند رود، جزیره مجنون، دهلاویه دیدن خواهند کرد.

 

ما هنوز شهادتی بی درد را می طلبیم، غافل از آن که شهادت را جز به اهل درد نمی دهند!

با هم خواندیم مقدمات سفر دانشگاهیان را به سرزمین نور از زبان خادمی از خادمان شهدا و حال باید ببینیم دانشگاهیان مان در سفر معنوی «دانشگاه تا دانشگاه» چه توشه‌ای می آورند...

كارهاي آيت‌الله مجتبي تهراني در زمان تحويل سال


مرحوم آيت الله مجتبي تهراني همیشه قبل از تحویل سال مقیّد بودند که 365 مرتبه دعای «یا مقلّب القلوب» را به‌ طور کامل بخوانند. و برای اینکه این دعاها، تا لحظۀ تحویل سال تمام شود، از یک ساعت قبل از اعلام عید، شروع می کردندو مشغول خواندن این دعای شریف بودند.

ایشان بعد از لحظۀ تحویل سال هم، مقیّد بودند که اوّلین چیزی که میل می‌کنند، تربت امام حسین‌علیه‌السلام باشد.
یعنی حضرت استاد در دو روز از سال، مقیّد بودند که اوّلین چیزی که می‌خورند، تربت امام حسین‌علیه‌السلام باشد؛ یکی عید فطر بود که در ابتدای روز با تربت، افطار می‌کردند، و یکی هم نوروز که بعد از تحویل سال، کمی از آن را میل می‌کردند.

چرا بايد منحصرا از خاتمي حمايت كرد؟


يك شبكه ضد انقلاب مي گويد وقتي بشود از امثال مشايي حمايت كرد چرا بايد منحصرا از خاتمي حمايت كرد؟


کیهان: بالاترين به نقل از ارگان گروهك سلطنت طلب مشروطه (ليبرال دموكرات) نوشت: اگر هدف، يك رفتار عملگرايانه است و اگر تصميم بر راي دادن باشد، حمايت از كسي همچون مشايي به عنوان يك تاكتيك در مقطع فعلي- و نه بيشتر- به گواه آنچه گفته خواهد شد گام بسيار موثرتري از انتخاب خاتمي است كه كارنامه 8 ساله اش را ديده ايم. حرف اين است؛ ما انتخاباتي نداريم كه در آن شركت كنيم، اين ادامه انتصابات شوراي نگهبان است، تازه آن هم اگر سالم باشد! در اين شرايط شانس ما فقط شايد اين باشد كه شكاف بين تيم حاكم را تقويت كنيم.
بالاترين مي افزايد حرف آخر را اول بزنم؛ چه كسي سند ششدانگ جنبش را به اسم اصلاح طلبان زده است؟ چه كسي مي گويد همواره اصلاح طلبان را بايد انتخاب كرد؟! اگر گزينه اي غير از تحريم مدنظر ما باشد، كدام قانون نانوشته مي گويد انتخاب خاتمي گزينه بديهي است؟ آيا راهي غير از تحريم يا انتخاب خاتمي نيست؟
اين رسانه ضدانقلابي با بيان اينكه هدف اصلي هجمه به رهبري، روحانيت و سپاه است، مي نويسد: اصولا تقليل انتخابات به پيروزي يك شخص در مختصات امروز ايران سودي به ما نخواهد رساند. شايد بشود بهره هاي ديگري برد. در مثل مناقشه نيست اما گيريم بر فرض محال تضمين شود به شرط آن كه در روز انتخابات به جاي راي دادن، آفتابه به گردن برويم پاي صندوق و بدون راي دادن يك اردنگي نوش جان كنيم و برگرديم اين سه مسئله و مشكل حل مي شود، بايد با افتخار آفتابه به گردن بيندازيم و پاي صندوق برويم و اردنگي را بخوريم و بازگرديم.هدف ما بايد تضعيف آن سه محور باشد.
بالاترين به رغم ادعاي اينكه «8سال آشفتگي و بي برنامگي دوران احمدي نژاد، به سختي جايي براي دفاع معنادار از عملكرد او باقي گذاشته و او پوپوليستي رفتار كرده»، مي افزايد: با اين وجود مسئله ما تهديد و كاهش قدرت رهبري، روحانيت و سپاه است. با اين مقدمه چرا اگر گزينه اي غير از تحريم انتخابات مدنظر باشد، انتخاب مشايي بر خاتمي ارجحيت دارد؟ امروز پس از ماجراي عزل مشايي و خانه نشيني 11روزه و جنجال بر سر جوانفكر و نامه نگاري با صادق لاريجاني و پخش فيلم فاضلشان و دهن به دهن شدن چاله ميداني و... ديگر براي يك ناظر معمولي هم محرز شده است كه احمدي نژاد ديگر در قامت اطاعت مانند يك اصول گرا يا اصول گراي افراطي عمل نمي كند. بسياري از ما حرف هايي را كه حسرت شنيدن چند بار ملايم ترش را از زبان خاتمي داشتيم از زبان او شنيديم- گيرم به قصد دفاع از يارانش يا فريب مردم- و بارها مقايسه كرديم شجاعت اين دو را.
اين شبكه در ادامه با بيان اينكه حلقه انحرافي «بيشترين اصطكاك را با حاكميت داشته و بيشترين هزينه را تحميل كرده» مي افزايد: تعارض با روحانيت و مرجعيت چيزي نيست كه بشود انكارش كرد. اين تيم بسيار قاطع تر از اصلاح طلبان رفتار كرد.
نويسنده سلطنت ادامه مي دهد: نمي توان راجع به انتخابات 92 نوشت و در مورد صحت يا عدم سلامت انتخابات 88 ساكت بود. اگر انتخابات 88 بدون تقلب بود؛ پس بايد پذيرفت اين تيم احمدي نژاد و همراهانش مي توانند با غافلگيري هايي همچون مناظره 13 خرداد88 و هزاران حربه پوپوليستي ديگر بهتر از خاتمي عمل كنند اما اگر انتخابات 88 با تقلب همراه بود؛ بزرگترين پارادوكس حاميان بازگشت خاتمي همين جا شكل مي گيرد. شمايي كه حامي حضور او هستيد جدا از بحث هاي اخلاقي مربوط به خون هاي ريخته شده يا زندانيان دربند و غيره چه تضميني مي دهيد كه اين بار انتخاباتي كه همان دولت برگزار مي كند و همان شوراي نگهبان، نگهبانش است اين بار تقلب رخ ندهد؟ چه تضميني مي دهيد كه بتوانيد در فرصت باقي مانده موج لازم را براي آمدن خاتمي امتحان پس داده فراهم كنيد؟ اصولا اگر موج ايجاد شد با چه تضميني اين بار انتخابات سالم است؟
اتفاقا در اين زمين بازي تيم مورد اشاره كه برگزاركننده انتخابات است بسيار بهتر عمل خواهد كرد.
بالاترين مجددا در ادامه تصريح كرده است: در اينجا لازم به ذكر است كه بده بستان سياسي و نوعي حمايت مشروط ( يا حمايت به قصدي ديگر) از مشايي نه به عنوان پذيرفتن برنامه هاي او و تيم احمدي نژاد مثل يك نقشه راه، بلكه صرفا به عنوان تاكتيكي براي غلبه بر مشكلات فعلي مطرح مي شود. مشخص است كه بسياري از خواسته هاي جنبش اعتراضي فعلي، حتي با راديكال ترين شعارهاي احمدي نژاد و تيمش نه تنها همپوشاني ندارد بلكه در تعارض نيز هست. اما جالب اينجاست كه با كمي شيطنت و آسان گيري مي توان ادعا كرد اگر يك بار ديگر به صورت تيتر وار برخي از شعارهاي اصلاح طلبان و خواسته هاي ما حاميانشان را مرور كنيم مي بينيم كه در عرصه عمل در بسياري موارد كارنامه احمدي نژاد چندان هم سياه نيست. گيرم كه او و مشايي اين موارد را براي عوامفريبي اجرا كردند اما عمل عوامفريبانه هم ارزش و هم ارجحيت دارد بر شعار عوام فريبانه.
نويسنده ارتباط گيري با عناصر مخالف مقيم خارج كشور، طرح ادعاي رفتن زنان به ورزشگاه ها، پيش كشيدن رابطه با آمريكا و معارضه با روحانيت را مورد استناد قرار داده و مي افزايد: « در موقعيت كنوني بولد شدن و جدي گرفتن نامزدي مشايي و حتي حمايت از او به عنوان يك تاكتيك نه تنها براي زمان تاييد صلاحيت ها حتي بعدتر در كارزار انتخابات نيز مزيت هاي فراوان دارد. خلق و خوي مخصوص احمدي نژاد و رفتارهاي غيرقابل پيش بيني او از طرفي و علني شدن نظر او بر كانديداتوري مشايي از طرف ديگر فرصتي است تا فشار بر شوراي نگهبان افزايش بيايد، با توجه به تنها ماندن او در ماههاي پاياني دولتش و نياز مبرم به پايگاه اجتماعي ( كه با توجه به وضعيت اقتصادي شايد قسمتي از آن را از دست رفته مي بيند) اگر سيگنالهايي از طرف معترضان 88 مبني بر حمايت مشروط دريافت كند مطمئنا مي توان بر روي وعده هاي متقابل او تا حدي حساب باز كرد. تحريك نيمه حاشيه دوست و جنجال برانگيز او مي تواند نتايج عجيب و حتي غيرقابل باوري داشته باشد».
نويسنده در عين حال با حمله به سياست خارجي اصولگرايانه احمدي نژاد به ويژه در دوره اول رياست وي مي نويسد: در اين كه مواضع راديكال احمدي نژاد در چهار سال اول در زمينه سياست خارجي هزينه بسياري به ما تحميل كرد شكي نيست اما از طرفي امروز مي بينيم كه سكان هدايت اين مساله از دست او خارج شده است و مواضع سياست خارجي او به مراتب ملايم تر شده و در مورد كسي مثل مشايي حتي مي توان به درنورديدن خط قرمزهاي جدي تري نيز اميدوار بود. حرف و حديث ها در مورد ارتباط امثال هوشنگ اميراحمدي با مشايي و اظهارنظرهايي از جنس دوستي با مردم اسرائيل مي تواند نويدبخش رويه اي كاملا تنش زدايانه باشد. خصوصا اينكه اگر براي تقويت موضع خود در مقابل حاكميت، نيازمند بدست آوردن دل غرب باشد. از طرفي رويكرد اجتماعي و فرهنگي شخص مشايي به كرات نشان داده است كه به هيچ وجه مقيد به خط قرمزهاي ساخته انقلاب نيست؛ از حضور در مراسم رقص در تركيه گرفته تا حمل قرآن همراه دختركان دف نواز و نشست هاي رنگارنگ با سوپراستارهاي سينما و بسياري حواشي ديگر.
شبكه بالاترين در ادامه خاصيت تحريك كنندگي اصلاح طلبان به تندروي از سوي حلقه انحرافي را مورد توجه قرار داده و مي نويسد: اصلاح طلبان اگر يك رقيب جدي مانند مشايي-كه سخن از سبزبهاري مي گويد- در سبد راي خود ببينند ناچار مي شوند كمي فعالانه تر و رقابتي تر امتيازات بيشتري از حاكميت بخواهند و ديگر با وجود فرصت سوزي هايشان هميشه طلبكارانه راي نخواهند. حرف آخر اينكه به جد يا به طنز به حق يا ناحق، ما بارها براي اين تيم لطيفه ها ساختيم. اما دست روزگار و چرخش قدرت و بي عرضگي بسياري مدعيان شايد ما را وادار كند كه اين بار هم آفتابه را به گردن انداخته و پاي صندوق برويم.