فتنه گر و ضد انقلاب باید به این تناقض جواب بدهند. تناقضی که حتما مردم دنیا را به خنده وا می دارد. تناقضی که بیخ ریش شان را گرفته است ! تناقض این است: اگر در ایران آزادی نیست ، چگونه برخی زندانیان مورد علاقه ی شما، یک جین و دو جین نامه از درون زندان به بیرون می فرستند و نامه نگاری می کنند ؟ بماند که در خارج از زندان، سرعت نامه نگاری شان شتاب بیشتری می گیرد و انگار تایپیست استخدام کرده اند ! آقایان و خانم ها، آیا خودتان به این تناقض نمی خندید؟
چند نفری هستند که نامه نگاری شان جدی تر است. انگار که هر جا کاغذ پاره ای به دست شان بیفتد، مجبورند نامه نگاری کنند! انگار اگر یک روز تلویزیون ها و رسانه های بیگانه از آن ها نگویند و ننویسند و نشان ندهند، خواب شان نمی برد. کسانی که شهرت طلبی شان تمامی ندارد.

آقایی که یک زمان سینما و تلویزیون مملکت را در اختیار گرفته بود و حتی کارهای نه چندان مهمش را با بودجه ی دولتی می ساخت و اکران می کرد و می فروخت، یک شبه تغییر روش داد. البته همه می دانند چرا! او وقتی که عربده کشی چند عنصر خود فروخته را دید، فکر کرد کار نظام اسلامی تمام است و حالا نان و پلو در سفره ی دیگری است. برای آن که از قافله عقب نماند، در یک عاقبت اندیشی شتابزده و خنده دار، به جرگه ی فتنه گران پیوست و خود را سخره خاص و عام کرد. به قول سعدی علیه الرحمه: ای شکم خیره به نانی بساز!

دوستداران واقعی انقلاب و امتحان پس داده های جنگ و جبهه می دانند و به یاد دارند که کم نبودند افرادی که در زمان شاه و طاغوت، فریاد جاوید شاه سر می دادند و بعد از انقلاب یک باره محاسن دار شدند. این بنده ی خدا هم حماسه ی نهم دی را ندیده بود و فکر کرد که خبری است. خواست خود را در نظام آینده هم بیمه کند و دوباره به نان و نوایی برسد. این بود که نامه نگاریش را آغاز کرد. بی خبر از آن که هیچ خبری نیست و پایه های انقلاب اسلامی استوارتر از آن است که فرو بیفتد. نمی دانست انقلاب اسلامی مردم ایران، با انقلاب اوکراین و گرجستان فرق می کند و بیدی نیست که با باد جنگ نرم و انقلاب رنگی بلرزد. به هر حال، شتابزده عمل کرد و خود فهمید که دیگر راه برگشتی نیست. به این خاطر، هر روز نامه ای بر نامه ی دیگر اضافه کرد تا لا اقل نامش ورد زبان رسانه های بیگانه باشد.

می گویند: مردی در خیابان پایش گیر کرد و افتاد. برای آن که ضایع نشود، تا آخر خیابان را سینه خیز رفت! حالا نقل این هاست. یک بار نمی پذیرند که اشتباه کرده اند و راه را خطا رفته اند. می خواهند مدام به همان اشتباه ادامه دهند.

کسانی که همه چیزشان از انقلاب است. مدیون انقلاب هستند. یک باره به خدمت استکبار و استعمار کمر بستند.

در دو سه جین نامه ای که هر یک از این آقایان و خانم ها منتشر کرده اند، بجز دروغ و زیر سوال بردن خود کاری نکرده اند. البته نظام اسلامی مانند همیشه سعه صدر به خرج داده و از کنار این گونه مزاحمت ها صبورانه گذشته است. اگر قرار بود طبق قانون برخورد شود، هر نامه ای که این شهرت طلبان و بیگانه پسندان می نویسند، خود یک جرم سنگین و قابل رسیدگی است.

کسی که چند نامه ی به دور از ادب و احترام، خطاب به مقام معظم رهبری می نویسد و به دروغ قصد خود را اصلاح وضعیت حاضر می داند، بی شک جرمش سنگین است. نظام اسلامی تا این لحظه با رافت اسلامی و سعه صدر با این ها برخورد کرده است. کسی که خوراک خبری رسانه های استکباری را تامین می کند، جرمش سنگین است. کسی که برای چند روز لذت دنیوی، به معنویات پشت پا می زند، بی شک وجدانش آرام نخواهد گرفت.

مدتی پیش در نمایشگاه مطبوعات، چند نفر از این ها به نمایشگاه آمدند تا سر و صدایی به پا کنند. می خواستند باز هم ورد زبان این و آن رسانه ی خارجی باشند. اما چنان با بی اهمیتی مواجه شدند که ترجیح دادند با اعتراض چند نفر خیلی زود بساط شان را جمع کنند و بروند.

در پایان باید این مهم را مد نظر داشت که نامه نگاری چیز خوبی است. به شرطی که برای گیرنده یا گیرندگان مهم باشد و از نامه لذت ببرند نه برای نویسنده.