پذيرش قطعنامه598 عمق ژرفنگري امام(ره) براي حفظ جمهوري اسلامي بود
خبرگزاري فارس: يك فرمانده دفاع مقدس گفت: امام خميني(ره) بسيار ژرفنگر بودند و مسائل را فراتر از زمان ميديدند؛ بنابراين پذيرش قطعنامه 598 تشخيصي بود كه ايشان به عنوان رهبر انقلاب براي حفظ جمهوري اسلامي انجام دادند.

به گزارش خبرنگار ايثار و شهادت باشگاه خبري فارس «توانا»، سردار «محمدجعفر اسدي» فرمانده تيپ 33 المهدي(عج) در طول دفاع مقدس در عملياتهاي بزرگي همچون فتح المبين، بيتالمقدس، رمضان، محرم، والفجر مقدماتي، والفجر يك و 2، خيبر، بدر، والفجر 8، كربلاي 2، 4، 5، و 10، نصر 4، ظفر 7، والفجر 10، بيت المقدس 7 و عمليات مرصاد يگان خود را فرماندهي كرد و مسئوليت بازرسي قرارگاه خاتم انبياء(ص) را بر عهده داشت.
در سالروز پذيرش قطعنامه 598 پيرامون ابعاد مختلف پذيرش اين قطعنامه با اين فرمانده دوران دفاع مقدس گفتوگويي ترتيب داديم كه مشروح آن را در ادامه ميخوانيد:
* آيا پذيرش قطعنامه 598 مولود يك امر سياسي، نظامي يا اقتصادي بود و حضرت امام خميني (ره) از اين قطعنامه به اهداف خودشان رسيدند؟
ـ پذيرش قطعنامه 598 تشخيصي بود كه حضرت امام (س) به عنوان رهبر انقلاب اسلامي انجام دادند؛ بحمدالله اين قطعنامه نعمات زيادي براي مملكت، از نظر سياسي، اقتصادي و اجتماعي داشت و اين انقلاب به تمام اهدافش رسيد.
* اگر بخواهيد اهداف را بيان كنيد، آيا حضرت امام (ره) به همه اهداف خودشان رسيدند؟ اگر بخواهيم دستهبندي كنيم متوسط، حداقل و حداكثر، ما به چه سطحي از اهداف خودمان در قطعنامه رسيديم؟
ـ قطعنامه يك سري بندهايي داشت كه يكي پس از ديگري اجرا شد، امروز اثري از صدام و بنلادن و دشمناني كه ما داشتيم، نميبينيم و اينها از بركات معاملهاي است كه حضرت امام (ره) در آن قطعنامه انجام دادند.
* گزارشاتي كه مسئولين وقت به امام (ره) ميدادند، به نظر شما چقدر صحت داشتند؟
ـ 100 درصد. حضرت امام اينطوري نبود كه كسي بتواند با ايشان غير صادقانه سخن بگويد!
* چرا حضرت امام (ره) به اين قطعنامه 598 رضايت دادند؟
ـ ما كه متوجه نميشويم كه حضرت امام كجاها را ميبيند؛ ايشان خيلي ژرفنگر بودند و مسائل را ميديدند. اگر در صدر اسلام هم نگاه كنيد، پيامبر اكرم (ص) و حضرت علي (ع) قطعنامهها و عهدنامههايي داشتند كه به قطعنامه 598 شباهت دارد، ما در چارچوب اسلام بايد اين مسائل را ببينيم، نه در آن چارچوبهايي كه براي ما درست ميكنند!
* حضرت امام (ره) در پذيرش قطعنامه 598 ميفرمايند جام زهر را نوشيدم؛ با شنيدن اين كلمه و چنين ادبياتي، اولين چيزي كه در ذهن شما تداعي ميشود، چيست؟
ـ ايشان كار بزرگي براي بشريت انجام دادهاند؛ وقتي اين كار بزرگ با آن عظمتي كه در ذهن ايشان هست، انجام نميشود جام زهر است؛ واقعاً بعدها جامعه بشريت ميفهمد كه چه ضرر بزرگي كرده كه پشت سر حضرت امام (ره) قرار نگرفته، اكنون با گذشت 32 سال از انقلاب اسلامي ايران، بعضي از كشورها آرام آرام بيدار ميشوند و اين بيداري تأثيرات همان حركت بزرگ حضرت امام (ره) است.
* پس ما چطور به صد در صد اهداف رسيديم، وقتي كه تازه جامعه بشريت ميخواهد بيدار شود كه چه اتفاقي افتاد؟ يعني حضرت امام قطعاً نارضايتي دارند كه ميفرمايند جام زهر، معلوم است كه كسي اين جام زهر را مينوشد چه اتفاقي برايش ميافتد، از سر اكراه يا اجبار است يا واقعاً از رغبت قلبي است؟
ـ ما در فرهنگ حضرت امام (ره) بحث نميكنيم، داريم به فرهنگ خودمان بحث ميكنيم، اگر فرهنگ امام باشد، فرهنگ امام ميفرمايد ما مأمور به اداي تكليف هستيم و كاري به نتيجه نداريم؛ وقتي كسي وظيفهاش را درست انجام داد يعني به اهدافش رسيده است.
امام حسين (ع) اگر به كربلا نميرفت، بهتر نبود! يا فرزندانش را ميگذاشت و خودش ميرفت بهتر نبود! آيا اين خودش جام زهر نبود؟ اينها هم يك بحثهايي است ولي بعضي از بزرگان ما ميگفتند ما اگر چاره ميداشتيم روز عاشورا را جشن ميگرفتيم، به خاطر آن پيروزي بزرگي كه اتفاق افتاد، حالا شما نگاه ميكنيد به صحنه ميبينيد سر بريده بالاي نيزه كجايش پيروزي است؟ دو تا بحث جداگانه و مفصل است كه بايد در وقت مناسبي به آن پرداخت.
* در اينكه حضرت امام (ره) بهترين تصميم را گرفتند شكي نيست، در اينكه ايشان با اين تصميم شان سلوك كردند و همه اطرافياني كه ولايت ايشان را پذيرفته بودند را هم با خودشان يك سلوك جمعي انجام داده بودند، شكي نداريم، در اينكه بركات اين تصميم حضرت امام سالهاي آينده معلوم ميشود، در اين نيز هيچ شكي نداريم منتهي الآن در مقام تحليل پديده قطعنامه 598 هستيم، ميخواهيم بررسي كنيم چه اتفاقي افتاد كه اين قطعنامه به تصويب رسيد؟ ميخواهيم بررسي كنيم كه در تحليل اين پديده اجتماعي امروز، آيا چنين اتفاقي امكان دارد بيفتد يا نه؟ بعد هم ما كه آن دوران را نديديم الآن بايد چكار كنيم؟ بحث ما امروز اين است كه قطعنامه 598 در حالي توسط امام امضاء ميشود كه ايشان بارها قبل ار آن يك سري صحبتها مبني بر ادامه جنگ داشتند و در همان نامه ميفرمايند من عهدي با شما داشتم ولي الآن زير عهد خودم ميزنم و آبروي خودم را در راه خدا ميدهم به خاطر مصلحت فلان و همه اينها! ما ميخواهيم ببينيم اهداف حضرت امام از جنگ واقعاً چه اهدافي بود؟ يعني ايشان جنگ را فرصت ميديدند يا تهديد؟ با اين تعبير حضرتعالي كه ميگوئيد كربلا هم واقعاً يك فرصت است، شايد امروز ده تا حزب الله لبنان درست شده بود، شايد همين قيامهاي مردم منطقه خيلي زودتر از اينها اتفاق افتاده بود، امروز وقتي كه بعضي از اهل بيت ما روايتي از آنها به دستمان نرسيده، آيا آنها به تكليفشان عمل نكردند؟ چرا، آيا آنها ولايت نكردند؟ كردند، ولي يك سري چيزها از آنها نابود شدند و اي كاش ميرسيد و ما امروز به كمال بيشتري ميرسيديم.
ما امروز بحثمان اين است كه اهداف حضرت امام چطور بود كه ايشان 10 تا 20 روز قبل صحبتي ميفرمايند و بعد از آن تعبير جام زهر را دارند و استناد ميكنند به گزارشاتي كه بعضي مسئولين دارند؟
ـ اين بحثها يك كيس كامل است، شما يك بخشش را نميتوانيد تحليل كنيد و بقيهاش را از ديگران بپرسيد؛ بعد از همين بحثها حضرت امام (ره) ميفرمايند من به خاطر تحليلهاي غلط اين روزها از ملّت قهرمان ايران معذرت ميخواهم، از خانوادهي معزز شهدا معذرت ميخواهم، ما براي يك لحظهاي از جنگ نادم و پشيمان نيستيم، ما در جنگ ابهّت هر دو ابرقدرت را شكستيم، ما در جنگ انقلابمان را صادر كرديم، در جنگ فهميديم كه بايد روي پاي خود بايستيم، اينقدر ميگويند كه آدم ميگويد اين هشت سال دفاع مقدس چقدر نعمت داشته، بلندي بينش حضرت امام را كه درك نميكنيم كه ببينيم حضرت امام به كجا ميخواستند برسند؟ در همان 10 ساله عمر پربركتشان در اين انقلاب، حالا ممكن است اين مصلحت باشد كه ظرف 40 سال برسيم، ولي داريم ميرسيم و ميبينيم در اين مسير بحمدالله روز به روز دشمنان ما ذليلتر و ما بحمدالله عزيزتر ميشويم.
فتنه سال 88، قضايايي كه در خليج فارس، عراق، افغانستان، لبنان، فلسطين و اخيراً كه از مصر بگيريد تا يمن و بحرين، اينها همه مطالبي است كه پيوسته با هم هستند، همه را بايد با هم ببينيم، اين مقطع زمان هم واقعاً براي حضرت امام تلخ بود كه آن چيزي كه ميخواستند نشد! ولي در سرجمع چون وظيفهشان را انجام دادند.
* بحث ما سر همان نكته اولي است كه فرموديد، به برخي نرسيدند، به چه چيزهايي نرسيدند و چرا نرسيدند؟
ـ چيزهايي كه الآن يكي پس از ديگري داريم ميرسيم! جهان اسلام بيدار ميشوند، استكبار جهاني زمينگير ميشود.
* قطعنامه 598 به نظر شما كه يكي از رزمندهها و مسئولين بوديد از لحاظ نظامي قابل قبول بود يا نه؟ آيا توجيهي داشت؟
ـ بله، ما اگر مسلمان باشيم و نظامي باشيم، آن كسي كه ميآيد خدمت امام معصوم و ميگويد اين انار را كه از يك درخت و از يك باغ است شما نصف كنيد و بگوئيد نصفش حلال و نصفش حرام، من نصف را ميخورم و از نصف ديگر اجتناب ميكنم! اين معنايش نيست كه يك نظامي بگويد، اين نظام امام خيلي هم درست نبود و نبايد قطعنامه را ميپذيرفت، اين غلط است، تازه نظاميهاي بيدين عالم مطيع فرماندهشان هستند، ما كه مسلمانيم و آنچه حضرت امام تصميم گرفتند، روي سر ما و چشم ما جايگاه داشته و نظر يقيناً نظر درستي بود.
* بعضي از گزارشهايي كه به حضرت امام (ره) دادند كه فرموديد مسئولين هم صداقت داشتند، در آن گزارشها استنادهاي نظامي بود، يعني اينكه از جهات نظامي قضيه قطعنامه را توجيه ميدانستند و بعد امام خميني (ره) هم به استناد آن توجيهات نظامي استناد ميكنند در آن نامه، سؤال حقير همين است كه از اين جهتي كه ايشان هم با استناد آن، اين نامه را مينويسند، آيا از اين جهات توجيه نظامي داشت؟
ـ بله، آنها وظيفهشان را انجام دادند؛ بنده ميگويم اگر شما ميخواهيد باغ درست كنيد، زمين، آب و درخت ميخواهد. ميگويند باغ اگر درخت، آب و ديوار نداشته باشد، باغ نميشود! اين ديد من است، ولي آنكه مالك است ميگويد شما اين كارها را انجام بده و كاري هم به اين نداشته باش! ما ميگوئيم چشم.
* اما به نظر نميرسد مقدوراتي كه امام خميني (ره) براي جنگ ترسيم ميكردند غير از اين مقدورات بود؟ ابزار مورد نياز يا جايي كه از ايشان سؤال كرده بودند همان اوايل انقلاب كه ما اول برويم مهمّات جمع كنيم و اسلحه خانهها را بگيريم و ايشان يك تعبيري داشتند كه پيروزي ما پيروزي خون بر شمشير است! مقدورات ما مقدورات ديگري است و ابزار ما هم ابزار ديگري است، با اين پيش فرض و نگاه حضرت امام (ره)، چون ما هشت سال جنگيدم، با همين ناداريها و نداشتن زمينها ساختيم، جنگيديم و پيروز شديم.
ـ بله. شما دو تا بحث را مختلط ميكنيد و بعد هم ميخواهيد نتيجه بگيريد كه نميشود اين نتيجه را بگيريد! تمام مباحث نظاميگري، سياسي و اعتقادي قاعده خودشان را دارند، اينها بحثهايي است كه فكر ميكنند تا چيزي را كه خودشان ميخواهند از آن در بياورند، من نميدانم شما دنبال چه چيزي هستيد؟
* تفاوت اين پذيرش با عدم پذيرش بعد از بيتالمقدس چه بود؟
ـ 9 تا قطعنامه صادر شده و اگر همه را بخوانيد ميبينيد در آنها هيچ چيزي نيست! اين قطعنامه آخر كه تبادل اسرا و خيلي از مسائل را در آن گذاشتند يك قيمتي به هم زده، يعني طرف معامله آمده يك وجهي گذاشته كه شما اين را بپذيريد و حضرت امام (ره) هم اين را پذيرفته، اين قطعنامه 598 قيمت را خيلي بالاتر برده بود.
* امكان نداشت بعداً هم بالاتر از اين ببرد؟!
ـ اگر ميشد كه ادامه ميدادند بالاتر ميرفت.
* نقش آقاي هاشمي در جريان پذيرش قطعنامه 598 چه بود؟
ـ آقاي هاشمي هم مثل خيلي از استوانههاي سياسي، نظامي، اجتماعيِ و مذهبيِ زمان خودش امتحان خوبي را در زمان پذيرش قطعنامه داد؛ خطبههاي جمعه وي را ميتوانيد ببينيد واقعاً مثل يك شير عليه دشمن ميغرّد، حالا اينكه انتهاي زندگي من و شما و ديگران چه ميشود، بستگي دارد به خواستههاي ديگر، آن زمان ما آقاي هاشمي را بسيار خوب، زيبا و درخشان ميدانيم.
* گفتوگو از؛ محمدحسين رضايي