دوشنبه سی ام تیر 1393

صدای کودکان غزه را به گوش سازمان ملل برسانید

 
صدای کودکان غزه را به گوش سازمان ملل برسانید

 

از طریق ارسال پیام الکترونیکی خود به سازمان ملل صدای کودکان بی‌دفاع غزه را به گوش مسئولین خواب‌رفته این سازمان برسانید.

به گزارش فرهنگ نیوز ، حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی به مردم بی دفاع غزه نشان داد قصه ظالم و مظلوم هیچگاه کهنگی ندارد و در هر برهه ای از تاریخ ممکن است بزرگ ترین فجایع را رقم بزند. فجایع صورت گرفته به حدی است که از بیان آن ناتوان هستیم زیرا هیچگاه نمی توان داغ فرزند بر دل مادر و داغ یتیمی کودکان غزه را توصیف کرد!

سراج نوشت 24 :حملات خصمانه اسرائیل به مردم بی دفاع غزه رویداد جدیدی نیست! قصه ظلمی است  که بر تن کودکان بی دفاع غزه نقش بسته اما اینکه چرا مجامع بین المللی و مدعیان حقوق بشر که به مرگ حیوانات واکنش نشان می دهند در مقابل جنایات رژیم صهیونیستی در به قتل رساندن صد ها کودک بی گناه غزه سکوت کرده اند جای سوال دارد. سئوالی که باید افکار عمومی ، مجامع بین المللی و مدعیان حقوق بشر به عنوان ناظران این جنایت پاسخ دهند!

با کلیک بر" صدای کودکان غزه "(+لینک)  می توانید پیام های خود را به عنوان مطالبه افکار عمومی برای سازمان ملل متحد ارسال کنید تا شاید دبیر کل سازمان و مسئولان بین المللی از خواب غفلت بیدار شوند و صدای کودکان غزه را بشنوند!

راهنمای ارسال:

جملات پیشنهادی برای ارسال به سازمان ملل متحد:

?Do'nt you hear the sound of Gaza's children (آیا صدای کودکان غزه را نمی شنوید؟)

Stop attacking Gaza (حمله به غزه را متوقف کنید)

 Why the UN is silent in the face of crime in Israel?( چرا سازمان ملل در مقابل جنایت اسرائیل سکوت می کند؟)

Israel is criminal ( اسرائیل جنایت کار است)

Help the people of Gaza ( به مردم غزه کمک کنید)

Israel does injustice to the people of Gaza (اسرائیل  به مردم غزه ظلم می کند)

Your silent is partner in Israel's crime (سکوت شما شریک جنایات اسرائیل)

نوشته شده توسط آزاد در 14:54 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه سی ام تیر 1393

شلوار‌های آب‌رفته؛ انعکاس ذهن‌های خواب رفته

 

به گزارش خبرگزاری تسنیم، متن یادداشت روح‌الله متقی با عنوان «شلوار‌های آب‌رفته، انعکاس ذهن‌های خواب رفته» به شرح ذیل است:

درباره حجاب تا به امروز مطالب و مستندات فراوانی تولیده شده است و سخنرانی‌های گسترده‌ای صورت گرفته است ولی متأسفانه با یک مطالعه میدانی ساده این نکته حاصل می‌شود که نه تنها فعالیت‌های صورت گرفته نتیجه نداشته است، بلکه بدحجابی جای خود را به بی‌حجابی می‌دهد.

شرایط پیش آمده باید همه آن‌ها را که می‌خواهند در این حوزه فعالیت کنند بیدار کند، که ادامه مسیر گذشته توفیقی برای ما حاصل نخواهد داشت و اگر از امروز تلاشی در این حوزه می‌خواهد صورت پذیرد باید با شناخت "جامعه هدف" باشد.

شرایط گذشته این نکته را برجسته می‌کند که در خیلی از موارد نگاه به مقوله حجاب نشات گرفته از تعصب‌های فرهنگی بوده است. تعصب‌هایی که ناظر به تحولات نبوده و تنها "زدگی" ایجاد کرده است.

از سوی دیگر به نظر می‌رسد مشکل اصلی جوان امروز هم تئوری حجاب نیست زیرا همه ابنا بشر تعالی خود را در انسان بودن خود جست‌وجو می‌کنند و نمی‌پسندند دیگران به آن‌ها به خاطر زیبایی‌های مادیشان توجه کنند که اگر رابطه‌ای بر اساس مهیج‌های مادی برقرار شود دیگر عنوان رابطه انسانی را نمی‌توان بر روی آن گذاشت. پس اگر مشکل تئوری حجاب نیست چرا به قول نگارنده بد حجابی تبدیل به بی‌حجابی شده است؟

برای تحلیل این موضوع باید این نکته را پذیرفت که انسان دارای نیازهایی است که اگر به موقع به آن پاسخ داده نشود به گونه دیگری خودنمایی می‌کند. گاهی این نیازها در تقابل و رویایی یکدیگر قرار می‌گیرند. از سوی دیگر برخی از نیازها وابسته به زمان هستند. یعنی سن عامل اساسی در بروز این نیازهاست.

یک دختر ایرانی هم نیاز دارد مورد توجه قرار گیرد و هم بر نمی‌تابد کسی به عنوان کالا به او نگاه کند و هم به طور فطری نیاز به عفیف بودن را در وجود خود احساس می‌کند.

این مقدمه اگر فهم نشود نه تنها معمای حجاب، که معمای بسیاری از مشکلات جوانان حل نمی‌شود.

حالا یک دختر ایرانی را در نظر بگیرد که در نظام آموزشی آموخته که حجاب موجب عزت زن می‌شود و او را از تیررس چشم‌های آلوده نگه می‌دارد و ... اما این دختر وارد جامعه‌ که می‌شود تمام آموخته‌هایش زیر علامت سوال قرار می‌گیرد. پوشش بازیگران محبوبش را می‌بیند در تعارض با آن عفتی است که در وجودش احساس می‌کند، به بازار خرید می‌رود می‌بیند مانتوی مورد علاقه‌اش یا یاید نازک باشد یا کوتاه و آب رفته، به تعصب‌های خانواده که می‌رسد برای لجبازی با پدر یا مادری که او را مجبور به داشتن پوشش مورد علاقه آن‌ها کرده‌اند، برای مخالفت با نظر آن‌ها دقیقاً برعکس فطرت خویش، پوششی را انتخاب می‌کند که شاید در حالت عادی تمایلی به داشتن آن ندارد.

با نگاهی به مقدمه مطروحه؛ این دختر نیاز به دیده شدن دارد، نیازی که در ساده‌ترین شکل ممکن، یعنی عریان کردن بخشی از زیبایی‌های ذاتی‌اش یا آرایش اعضای بدنش و یا پوشیدن لباس‌هایی که جذابیت‌های ظاهری را نمایان می‌کند، به این نیاز خود پاسخ می‌دهد. دقت داشته باشید ما اصلاً با نگاه ارزشی به این مقوله نمی‌پردازیم و فقط در حال تشریح موقعیت هستیم.

کمی ریزتر شویم و به عقب برمی‌گردیم. البته نه خیلی دور، همین سال گذشته که پوشش ساپورت در میان جامعه زنان جایگاهی نداشت. در آن دوران کسی فکرش را نمی‌کرد که دختر با فرهنگ ایرانی بخواهد با چنین پوششی در جامعه حاضر شود. پس سوالی که باید پاسخ داد همین است که چرا این اتفاق فراگیر شد.

شاید یکی از دلایل اصلی این باشد که اهالی فن در حوزه طراحی لباس، پوشاکی را طراحی نکردند که در عین زیبایی کرامت‌های انسانی را رعایت کند و در این میان شیطنت برخی فرصت‌طلبان زیر سایه غفلت مسئولان را نیز نباید فراموش کرد.

نگارنده معتقد است در طول این سال‌ها به اندازه کافی بر سر جامعه هدف با الحان مختلف - درست یا نادرست به حق یا ناحق - داد زده‌ایم و حالا نوبت این است که بر سر افرادی داد بزنیم که دست روی دست گذاشته‌اند و به جای کار عملیاتی دائم سخنرانی می‌کنند.

باید به این افراد گفت عملکرد شما، آدم را یاد افرادی می‌اندازد که در بحبوحه جنگ ایران و عراق برای ادامه تحصیل به خارج کشور رفتند، به این بهانه که فردای ایران نیاز به افراد متخصص دارد...

واضح‌تر بگویم وقتی دشمن با تفنگ به شما حمله می‌کند، باید تفنگ در دست بگیری و از کیانت دفاع کنی، اگر در برابر تفنگ دشمن قلم به دست بگیری و دائم بنویسی که دشمن دارد جوان‌های ما را می‌کشد آیا تاریخ به عقل من و شما نمی‌خندد.

بلندتر فریاد می‌زنم اگر همان روز که امام خامنه‌ای تذکر دادند که به مسئله طراحی لباس اهمیت دهید توجه درخوری می‌دیدیم امروز دختر و پسرهای هم نسل من مجبور نبودند تحت کم کاری‌های صورت گرفته جذب لباس غربی‌ها شوند و به‌گونه ای در شهر ظاهر شوند که اگر به فطرت عفیفانه خود نگاهی از سر صدق بیاندازند شاید پوشش دیگری را انتخاب کنند.

صدایم گرفت، ولی با همین صدای گرفته می‌گویم که هنوز دیر نشده و هنوز فرصت باقی است. به مراسم‌ شب‌های قدر نگاه کنید. هم نسلی‌های مرا ببینید که چگونه روح خداجویشان به خروش آمده است. پس تا فرصت هست، دست به کار شوید و برای هم نسلی‌های من پوششی تولید کنید که در عین جذابیت‌های جوانی عفت آنان را محفوظ نگه دارد.

نوشته شده توسط آزاد در 14:12 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه سی ام تیر 1393

خودزنی بی‌بی‌سی برای فرار از اتهام سانسور

 

 سه‌شنبه شب در حالی که حدود 20 دقیقه از برنامه شبانگاهی بی‌بی‌سی فارسی می‌گذشت، این شبکه نسبت به تجمع گسترده‌ای که در مقابل دفترش برگزار شده بود، سکوت اختیار کرده بود!

اما صدای اعتراض تجمع کنندگان به‌ قدری بلند بود که عایق‌های صوتی استودیو بی‌بی‌سی نتوانست مانع ورود صدا به آنجا شده، و به دفعات هم در فواصل برنامه شنیده ‌‌شد.
 
به همین خاطر تنها برای لحظاتی کوتاه تصاویر مربوط به تجمع بر روی خروجی آنتن بی‌بی‌سی قرار گرفت تا مجری بی‌بی‌سی سعی کند در یک خودزنی و اعتراف دیرهنگام این شبکه را از اتهام سانسور حقایق نجات دهد.

با نفوذ صداها به استودیو مجری از روی ناچاری گفت: این سر و صداها به خاطر اعتراض به نحوه پوشش خبری ‌بی‌بی‌سی نسبت به حوادث غزه است.

این مجری در ادامه تاکید کرد: این اعتراضات نسبت به کل مجموعه بی‌بی‌سی است نه صرفا بی‌بی‌سی فارسی!

اگرچه این رسانه سلطنتی سعی کرد با پخش دیرهنگام تصاویر اعتراض به بی‌بی‌سی، بی‌طرف بودنش را به مخاطبان القا کند، اما صداهایی که وارد استودیو شد، پرده از بی‌آبرویی بی‌بی‌سی در محکمه افکارعمومی لندن برداشت.
 

"امیر موسوی"  کارشناس رسانه‌های بین‌الملل در گفتگو با  باشگاه خبرنگاران با بیان اینکه بی‌بی‌سی وابسته به وزارت خارجه انگلیس است، این اتفاق را مرتبط با جابجایی وزیر خارجه و بروز بی‌ثباتی در این ارگان عنوان کرد.

وی تاکید کرد: بی‌بی‌سی قصد دارد سیاست جدیدی را در روابط خود و رژیم صهیونیستی از سر بگیرد، لذا این بازی‌ها را در می‌آورند، تا زمینه برای اجرای آن سیاست‌ها فراهم شود.

این کارشناس رسانه‌های بین‌الملل درباره هدف دوم این اقدام گفت: سیاست شوم بی‌بی‌سی در راستای تقویت منافع رژیم صهیونیستی، ایجاد موج ایران هراسی و شیعه هراسی، تضعیف خط مقاومت و حزب‌الله لبنان است.

موسوی در پایان با اشاره به واژگان مورد استفاده رسانه‌های غربی در مورد "گروه تروریستی تکفیری بعثی داعش" ، "حزب‌الله" ، "حماس" و "مقاومت" گفت: چگونه است که آنها همواره از جنایتکاران داعش به عنوان "شبه‌نظامیان" نام می‌برند اما مبارزه آزادی خواهانه حماس و مقاومت را اقدامات تروریستی می‌نامند؟! بی‌شک این اقدامات در راستای تامین منافع رژیم صهیونیستی است.

منبع:باشگاه خبرنگاران

نوشته شده توسط آزاد در 14:11 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه سی ام تیر 1393

نامه تکان دهنده پزشک نروژی به رئیس‌جمهور آمریکا

 

 هر چقدر هم که درباره غزه بنویسیم و بخوانیم و بشنویم، نمی‌توانیم عمق فاجعه صهیونیست​ها را به تصویر بکشیم. باید در میان آتش باشیم تا سوزش درد بزرگ و فاجعه انسانی را لمس کنیم، همان طور که یک پزشک نروژی وقتی داوطلبانه برای کمک به مردم غزه به این منطقه سفر کرده، در نامه‌ای تکان‌دهنده به رییس‌ جمهور آمریکا می‌خواهد به این وضع پایان دهد.

 
متن نامه تاثرانگیز «مدز گیلبرت» را بخوانید:
 
دیشب افتضاح بود. «تهاجم زمینی» به غزه باعث شد تا انبوهی از فلسطینی ها از هر سنی با همه نوع مجروحیتی از راه برسند؛ نقص عضو، بدن های پاره پاره، خونریزی، رعشه و در آستانه مرگ. همه آنها هم غیرنظامی و بی گناه بودند.
 
قهرمانان در آمبولانس ها و تمام بیمارستان های غزه برای ۱۲ تا ۲۴ ساعت پشت سر هم فعالیت می کنند و صورت هایشان از خستگی و بار کاری ناجوانمردانه تیره شده است (آن هم بدون آن که در چهار ماه گذشته حقوقی دریافت کرده باشند).
 
آنها از بیمارها مراقبت می کنند، وضع آن ا را بررسی می کنند و سعی می کنند هرج و مرج غیرقابل درک پیکرها، اندازه ها، اعضا، راه رفتن یا نرفتن، نفس کشیدن یا نکشیدن، خونریزی کردن یا نکردن آدم ها را بفهمند.
 
آدم ها! همان آدم هایی که «اخلاق مدارترین ارتش جهان»[!] یک بار دیگر با آنها مثل حیوان رفتار کرده است.
 
بودنم در کنار «مقاومت» فلسطینی به من قدرت می دهد، هرچند که می خواهم فریاد بکشم، کودکی آغشته به خون را محکم به آغوش بکشم، بگریم و بوی پوست و موی او را استشمام کنم و هر دویمان یکدیگر را در آغوشی بی انتها محافظت کنیم، اما نه ما می توانیم این کار را کنیم، نه آنها.
 
صورت های خاکستری، آه، نه! باز هم محموله ای از بدن های پاره پاره و در حال خونریزی، نه، همین حالا هم دریایی از خون، کوهی از گوشت، بانداژهای آغشته به خون کف اورژانس را پوشانده است. آه، نظافتچی ها همه جا هستند، سریع زمین را از خون پاک می کنند و باندها، موها، لباس و هر چیزی که از کشته ها مانده را بیرون می ریزند... تا دوباره آماده شوند، تا همه چیز دوباره تکرار شود.
 
در ۲۴ ساعت گذشته، بیشتر از صد مورد به بیمارستان «شفا» آمده اند. اگر یک بیمارستان بزرگ و مجهز بود، اوضاع روبه راه بود، اما اینجا، تقریبا هیچ چیز نداریم: نه برق، نه آب، نه مواد یکبار مصرف، نه دارو، نه تخت، نه ابزار، نه نشانگرهای درمانی.
 
این جملات را در حالی برای شما می نویسم که روی تختی دراز کشیده و سیل اشک هایم جاری است؛ اشک هایی گرم، اما بی فایده درد و رنج و خشم و وحشت. همین حالا، سمفونی نفرت انگیز ارکستر ماشین جنگی اسرائیل دوباره شروع شد.
 
همین الان: صدای شلیک مداوم توپ قایق های نیروی دریایی در نزدیکی های ساحل، غرش اف ـ۱۶ها، پهپادهای تهوع آور و آپاچی های گوش خراش. بیشتر آنها ساخت آمریکا و خریداری شده با پول آمریکا هستند.
 
آقای اوباما؛ قلب داری؟ شما را دعوت می کنم، یک شب، فقط یک شب با ما در [بیمارستان] شفا باشی. شاید با لباس مبدل یک نظافتچی. من مطمئنم که این، ۱۰۰ درصد، تاریخ را تغییر می دهد.
 
امکان ندارد که کسی قلب و قدرت داشته باشد، یک شب در شفا بماند و پس از آن برای پایان دادن به سلاخی مردم فلسطین مصمم نشود.
 
نهرهای خون در شب های آینده هم جاری خواهند بود. می توانم حس کنم که آنها ابزارهای خود را برای کشتن آماده کرده اند.
نوشته شده توسط آزاد در 14:10 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه سی ام تیر 1393

دیروز: «نه غزه نه لبنان»؛ امروز: «جانم فدای غزه»

 

 گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو؛ علی مرادخانی ـ می گویند هنرمند جماعت حساس است. روحش لطیف است. هر اتفاق ریز و درشتی می تواند برایش شیرین و تلخ باشد. مثلاً اگر یک برگ از درخت بیافتد کف خیابان، یک شاعر می تواند ربطش بدهد به گذر عمر و یک کارگردان ازش قشنگی های فصل پاییز را بفهمد مثلا. هنرمند است دیگر. از یک اتفاق هزار و یک مدل برداشت می کند. کسی هم نمی تواند مؤاخذه ش کند. که هنرمند است و برداشت شخصی ش از یک اتفاق را روایت می کند....

 
حکایتِ بعضی آدم های معروف این سرزمین حکایت هنرمندان است. آدم های معروفی که لزوما هنرمند نیستند ولی به طرز هنرمندانه ای یک اتفاق را با هزار و یک راه و روش تفسیر می کنند و هزار و یک مدل نتیجه اخلاقی ازش اتخاذ می کنند.
 
آدم هایی که هم درشان هنرمند پیدا می شود. هم سیاستمدار. هم ورزشکار. هم شاید مجری تلویزیون. هم پیر سیاست. هم جوان سیاست. آدم هایی که هنرمند نیستند ولی بعضی موقع ها خیلی شبیه به هنرمند ها می شوند...!
 
آدم هایی که تنور داغ احساسات مردم برای شان خیلی مهم است. اگر یک موضوع سیاسی بین مردم داغ شده باشد یقیناً درباره ش اظهارنظر می کنند. اگر یک سریال پرطرفدار شده باشد می توانی آن ها را در پشت صحنه اش پیدا کنی. اگر یک نفر یک جایزه خارجی ببرد یقیناً او را جزو اولین تبریک گویندگان به آن جناب خواهی دید. اگر فرضاً امروزِ روز فلان شبکه اجتماعی بین مردم پر مخاطب شده، آن ها را در عنوان ........OFFICIAL پیدا می کنی که زیرش نوشته اند: من صفحه دیگه ای ندارم! اگر هم از جنسِ سیاستمدارش باشند می نویسند: « به منظور ارتباط مستقیم و رو در رو با مردم کشورم و برای احترام به مردم وطنم در این شبکه اجتماعی پاسخگوی شما عزیزان خواهم بود!» و فردا روزش اگر فرضاً عروسک فامیل دور توی جوان های مملکت طرفدار پیدا کرد، عکس آن ها را در شبکه اجتماعی شان می بینی که دست انداخته اند گردن عروسک فامیل دور!
 
حالا نمی دانم اسم این کار را بگذارم برداشت هنرمندانه یا موج سواری ماهرانه!
 
در هر حال حضرات خوب بلدند با مردم پیش بروند و پیش ملت ادای آدم محبوب ها را دربیاورند. ملت هم که خودمانیم بعضی وقت ها انقدر کم حافظه می شود که این برداشت های هنرمندانه متفاوت را یادشان نمی ماند و در لحظه از فلان موضع گیری آن آدم معروف ها خوششان می آید و طرفداری می کنند ازشان. و به همین راحتی است که یک آدم تعداد لایک هایش از صد هزار می گذرد و نرخ حضورش در فلان همایش به چند ده میلیون می رسد. چون محبوب است و مردمی!
 
این آخر ها هم آخرین موج مردمی و اجتماعی: موجی در حاشیه فاجعه غزه...
 
طبیعی هم هست. دیدن یک دانه عکس از فاجعه های این روزهای غزه برای هیچ آدم عادی طاقت نمی گذارد. حتی اگر آن آدم مسلمان نباشد. حتی اگر اسم آن آدم کریستیانو رونالدو باشد یا حتی تر ریحانا!
 
ولی همزمان با این همدردی های آزادمنشانه، بعضی ها در داخل هم شروع کردند به همدردی با غزه. یکی I hate war را به اشتراک گذاشت و دیگری هم stop killing… را. ولی...
 
نمی دانم چرا وقتی این همدردی ها را می بینم یک دفعه صدای فریاد های «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایرانِ» همین حضرات در سال88 در گوشم می پیچد. آخر غزه که همان غزه است. اسرائیل هم که همان قدر وحشی است. دنیا هم که همان. ایران هم که همان. پس چه شد که یک دفعه تنفر از غزه تبدیل می شود به اشک برای غزه؟!
 
اگر کریس رونالدو از غزه حمایت می کند، اگر کفش طلایش را تقدیم غزه می کند، کاری را می کند که همیشه انجامش می داده. فرقی هم نمی کند که 2009 میلادی باشد یا 2014 یا حتی 2018. کریس رونالدو و امثال کریس رونالدو کاری را می کنند که یک آدم شریف و آزاده می کند، فارغ از هر دین و آیینی.
 
این دقیقاً وجه افتراق کریس رونالدو است با برخی حضرات محبوب و بیش از حد مردمی خودمان. آدم های محبوبی که سال 2009 داد می زدند: نه غزه نه لبنان، سال 2010 ترجیح دادند سکوت کنند و به موضوعات فانِ دیگر بپردازند، و حالا که احساسات مردم را نسبت به فجایع غزه حساس می بینند یک دفعه احساس تکلیف می کنند و برای مظلومیت غزه گریه می کنند!
 
همین، دقیقاً وجه افتراق این حضرات با هنرمندان آزاده این مملکت هم هست. کسانی که فارغ از اختلاف نظر های سیاسی، درباره امور جاریه مملکت اظهار نظر می کنند. فرقی نمی کند در انتخابات 92 به قالیباف رأی داده اند یا به جلیلی. طرفدار ولایتی بوده اند یا روحانی. مهم این است که در چارچوب دین و نظام ممکلت تعریف شده اند. و مهم آن است که حرف دل خودشان را می زنند. نه موج سواری می کنند نه ژست آدم های خوب و مردمی را در می آورند. خودشان هستند. خودِ خودشان. و همین زلال بودن است که باعث می شود آدمیزاد از خواندن نظرهای اجتماعی و سیاسی شان دلزده نشود و صداقت را از خط به خط سوگواره های این روزهای غزه شان لمس کند. بر عکس حضرات موج سواری که حال آدم از تمام این خیمه شب بازی های مزورانه شان می گیرد.
 
رک باشیم. خداییش برای این ها نه غزه اهمیت دارد و نه حتی «نه غزه». این ها فقط دنبال دریوزگی نگاه مردم اند. راه دیده شدن را هم خوب بلدند. موج سواری را هم از آن بهتر. پس حالا که غزه مُد شده از اشک غزه می گویند و دیروز که فحش دادن به غزه مُد بود به غزه فحش می دادند. هیچ معلوم هم نیست که فردا روز چه موضعی دارند. کاملاً بستگی به اوضاع احساسات مردم دارد و صد البته بادهای موسمی!
 
حالا نمی دانم اسم این کار این حضرات محبوب نما ، برداشت هنرمندانه است یا موج سواری ریاکارانه. شاید هم اسمش « نان به نرخ روز خوری» باشد؛ نمی دانم!
نوشته شده توسط آزاد در 14:8 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه سی ام تیر 1393

لنکرانی: سرنوشت کشور را به مذاکرات گره نزنید

 

 عضو شورای مرکزی جبهه پایداری در همایش«خط قرمز» گفت: گلایه اصلی ما این است که برنامه‌ها و سرنوشت کشور را تنها به مذاکرات منوط کنیم. این همان چیزی است که غربی‌ها می‌خواهند.

به گزارش خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» از شیراز، کامران باقری لنکرانی عصر امروز در گردهمایی بزرگ نه به صنعت هسته‌ای دکوری و حمایت از مقاومت مردم غزه با عنوان «خط قرمز» که در سالن شهید اسلامی نسب مجموعه شلمچه شیراز برگزار شد، بیان کرد: اتفاقاتی تلخی که این روزها در غزه روی می‌دهد از جهاتی بسیار تأسف آور و از جهاتی بسیار عبرت آموز است.
 
وی در ادامه با بیان اینکه این اتفاقات تلخ برای وجه استکبار ضررهای بزرگی را ایجاد کرده است، عنوان کرد: وزیر خارجه آمریکا زمانی که سوریه بمباران شد، گفت: انسان نمی‌تواند پدر باشد و صحنه‌های دردناک کشته شدن این کودکان را ببنید اما امروز کودکان فلسطینی که به شهادت می‌رسند موجی از خودآگاهی را برای روسیاهی امریکا و اسراییل ایجاد کرده است.
 
عضو شورای مرکزی جبهه پایداری با اشاره به چرایی حمله اسراییل به فلسطین گفت: بخش مهمی از این حمله به عدم قدرتمندی اسراییل و استقلال آنان بر می‌گردد که به دنبال از بین بردن توان قدرتی در دنیا هستند.
 
لنکرانی با بیان اینکه ما به لحاظ خوی استکباری طرف مقابل در گذشته نتوانسته‌ایم امتیازاتی را از مذکرات بگیریم، خاطرنشان کرد: مذاکرات مربوط به دولت یازدهم نیست بلکه روندی مدوام در طی 35 ساله انقلاب بوده است و همواره چه با واسطه و چه بی واسطه مذاکره کرده‌ایم.
 
وی همچنین با اشاره به اینکه گلایه‌ای از تیم مذاکره کننده نداریم، تصریح کرد: گلایه اصلی این ما است که برنامه‌ها و سرنوشت کشور را تنها به مذاکرات منوط کنیم که این همان چیزی است که غربی‌ها می‌خواهند و موجب نگرانی ما است که آن را نقطه شکست قرار دهند.
 
 این استاد دانشگاه در خاتمه سخنان خود خاطرنشان کرد: در فرازهای و نشیب‌های سیاسی خط را گم نکنیم؛ چرا که امروز رهبر معظم انقلاب حجت خداوند بر ما است و  افراد باید با فکر خود کار کارشناسی ‌کنند اما آنجا که پای عمل به میان می‌آید تنها یک محور و رکن را که آن خط ولایت فقیه است، برای خود قرار دهند.
نوشته شده توسط آزاد در 14:6 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه سی ام تیر 1393

پای درس استاد اخلاق مرحوم آیت‌الله خوشوقت

 

مرحوم آیت‌الله خوشوقت:

وَ لِکُلٍّ دَرَجَاتٌ مِمَّا عَمِلُوا وَ مَا رَبُّکَ بِغَافِلٍ عَمَّا یَعْمَلُونَ * وَ رَبُّکَ الْغَنِیُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِنْ یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ وَ یَسْتَخْلِفْ مِنْ بَعْدِکُمْ مَا یَشَاءُ کَمَا أَنْشَأَکُمْ مِنْ ذُرِّیَّةِ قَوْمٍ آخَرِینَ *إِنَّ مَا تُوعَدُونَ لَآتٍ وَ مَا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِینَ * قُلْ یَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَى مَکَانَتِکُمْ إِنِّی عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ تَکُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدَّارِ إِنَّهُ لاَ یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ

 عمل انسان منشأ کمالات و درجات  

«أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ،  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، وَ لِکُلٍّ دَرَجَاتٌ مِمَّا عَمِلُوا» آیه شریفه از یک واقعیتی پرده بر می‌دارد، و آن این است که مقامات و درجات انسان‌ها در فضائل و کمالات منشأش اعمال انسان است، مردم هر کاری انجام می‌دهند مقامشان، درجاتشان از آن کار مشخص می‌شود، کار بد بکنند مقامات منفی و پست پیدا می‌کنند، اگر طبق دستور خدا کار خوب انجام بدهند، مقامات و درجات بالاتر پیدا می‌کنند.  این انسان در طول زندگی آزادانه هر کاری بخواهد می‌کند، توجه ندارد همین کاری که انجام می‌دهد پایه مقامات و درجات او را تشکیل می‌دهد، وقتی می‌میرد مشخص می‌شود، این کارهایی که در طول عمر کرده است چه مقامی به او در ایمان و یا در شرک داده است؛ بنابراین در اعمالی که انسان انجام می‌دهد، این اعمال اگر بخواهد نتیجه و درجه‌ای به بار بیاورد باید کاملاً دقت کند؛ منفی است یا مثبت، اگر منفی است عاقل نباید به ضرر خودش کاری بکند، لذا اعمال باید یک دست اعمال صالح باشد، «آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ»، این درجاتش بالاست، اما اگر«خَلَطُوا عَمَلاً صَالِحاً وَ آخَرَ سَیِّئاً»، مخلوطی از بد و خوب می‌شود و به درد نمی‌خورد.

بنابراین عمل کار ماست، آزادانه انجام می‌دهیم، منتهی توجه نداریم، چون آدم هر روز انجام می‌دهد برایش عادی شده است بدون مراقبت انجام می‌دهد، همین کارها درجات ساختمان ایمان انسان را معیّن می‌کنند، بنابراین ما اشتباه بزرگی می‌کنیم اگر از سر غفلت عمل انجام بدهیم، ‌هر کاری انجام می‌دهیم باید توجه داشته باشیم چه اثری در درجات مثبت و منفی ما خواهد داشت،‌ اگر درجه منفی برایمان درست می‌کند انجام ندهیم و اگر انجام بدهیم ضرر می‌کنیم، این را خیلی‌ها ندارند، سرشان گرم کارهای دیگر است در ضمن این کار را هم انجام می‌دهند توجه ندارند این چه کاری است می‌کنند، این حرفی که آدم می‌زند، این چه درجه‌ای برای آدم فراهم می‌کند، این نگاهی که آدم می‌کند چه درجه‌ای فراهم می‌کند، ‌این کار با دست و با پا انجام می‌گیرد چه درجه‌ای برای آدم ایجاد می‌کند، ‌منفی است یا مثبت، این را ما عادت کرده‌ایم هر روز انجام بدهیم آن هم جای خودش کارش را انجام می‌دهد اما به ضرر ما تمام می‌شود.

 مراقبت بر عمل صالح و اثرات آن

مراقبت را نباید فراموش کنیم مراقبت دو اثر مهم دارد یکی این که نمی‌گذارد گناه از دست آدم خارج بشود و دیگر این که درجاتش خوب می‌شود و آخر عمر خوشحال می‌شود و الّا آخر عمر خیلی خطرناک می‌شود، عاقبت ِدار یعنی دار دنیا، عاقبت یعنی مردن، وقتی می‌خواهیم بمیریم آن‌هایی که اعمالشان صالحه بوده است و با مواظبت کار کرده‌اند، و اعمال صالحه درجات بالا برایشان فراهم کرده است،«لاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لاَ هُمْ یَحْزَنُونَ»، اما گروه دیگر می‌ترسند، پشیمانند. می‌گویند چرا؟ بنابراین حالا که حضرت عزرائیل نیامده است و ما آزادیم باید حواسمان جمع باشد، کاری نکنیم که برایمان درجات منفی رقم بزنند. «وَ لِکُلٍّ دَرَجَاتٌ مِمَّا عَمِلُوا» منشأ درجه انسان آن اعمالی است که انجام می‌دهد،«إِنْ‏ خَیْراً فَخَیْرٌ وَ إِنْ شَرّاً فَشَرٌّ»، اما ما با عدم توجه شرّا فشرّش می‌کنیم، خیلی از کارها نتیجه‌اش شرّ است، درجات منفی برایمان درست می‌کند و ما توجه نداریم،‌ گاهی هم خیلی‌ها خوشحالند که آن کار را کرده‌اند نمی‌دانند که چه بلایی سر خودشان در آورده‌اند، به هر حال از سر غفلت نباید کار انجام داد و الّا خطر پیش می‌آید. باید با توجه از اعضاء و جوارح استفاده کرد و کاری که خدا دستور داده انجام بدهیم، در این صورت درجه‌ای که فراهم می‌کند درجه عالیه است و اسباب سلامت و سعادت دنیا و آخرت می‌شود.

عبارت کوتاه است اما خدا خیلی حرف‌ ها در این عبارت کوتاه گنجانده و برایمان بیان کرده است، هر کاری می‌کنیم این محصّل و محقّق درجات ماست. بد باشد بد است و خوب باشد خوب است، حالا که خدا عقل داده و ما می‌فهمیم کار بد درجات منفی برای ما درست می‌کند باید حواسمان جمع باشد بی خودی کار منفی نکنیم.

نوشته شده توسط آزاد در 13:49 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه سی ام تیر 1393

«رقیق‌سازی ۳۰۰۰ کیلو اورانیوم ۲ درصد» امتیاز بدون مابه ازای ایران به طرف غربی/ دلیل لاپوشانی توافق و

 

 

گروه بین الملل – رجانیوز: در حالی که مقامات وزارت امور خارجه توافق اخیر صورت گرفته با 1+5 را صرفا ادامه توافق ژنو عنوان کردند، اما بر اساس اخبار منتشر شده توسط مقامات غربی ایران برای تمدید 4 ماهه مذاکرات هسته ای، اجرای تعهداتی را پذیرفته است.

به گزارش رجانیوز، عباس عراقچی، مذاکره کننده ارشد ایران پس از پایان گفتگوهای ایران و 1+5 بدون اشاره مستقیم به تعهداتی که ایران در نتیجه توافق وین پذیرفته ، گفته است:

بعضی از ضایعات به اصطلاح مواد غنی شده و پسماندهایی که وجود دارد باز طبق برنامه جدول زمانی خودمان و طبق تصمیمی که خودمان داشتیم اینها را به مواداولیه اورانیوم طبیعی تبدیل می کنیم تا برای غنی سازی در مرحله بعدی آماده شود.

این بدین معناست که در پی تمدید 4 ماهه مذاکرات هسته ای، مقامات وزارت امور خارجه متعهد شدند که 3 تن ذخایر اورانیوم 2 درصد خود را رقیق کند. اما این اورانیوم 2 درصد چیست، چرا به آن پسماند گفته می شود و چه استفاده هایی دارد؟

در فرآیند غنی سازی اورانیوم 20 درصد، اورانیومی با غنای 2 درصد ایزوتوپ U235 به عنوان پسماند از سانتریفیوژ خارج می شود. آنگونه که در اخبار آمده، در نتیجه غنی سازی 20 درصد ایران، حدود 3 تن اورانیوم 2 درصد به عنوان پسماند حاصل شده است.

این اورانیوم 2 درصد را که از آبشار نخست خارج می شود، می توان به آبشار دوم تزریق کرده و اورانیومی با غنای حدود 10 درصد دریافت کرد. پسماند این فرآیند دوم، اورانیوم طبیعی یا همان غنای 0.7 درصد است.

آنگونه که از اظهارات آقای عراقچی مبنی بر «تبدیل پسماندهای مواد غنی شده به اورانیوم طبیعی» می آید، ایران تعهد کرده است که اورانیوم 2 درصد را به جای قراردادن در فرآیند غنی سازی مجدد، تا سطح اورانیوم طبیعی رقیق نماید. یعنی ایران کاملا یک مسیر معکوس را در جهت غنی سازی پذیرفته است.

ظاهرا غرب با این شرط خواسته است مطمئن شود که ایران فرآیند غنی سازی بیش از 5 درصد نخواهد داشت. یعنی از پسماند 2 درصد، اورانیوم 10 درصد نخواهد گرفت.

غربی ها بیش از این و در توافق ژنو با قبول طرف ایرانی امتیاز رقیق سازی و اکسید کردن تمامی اورانیوم 20 درصد را به دست آورده بودند تا به گفته خود زمان break out (فرار هسته ای) ایران را عقب بیاندازند.

تعهد دومی که ایران در نتیجه توافق وین پذیرفته است به اکسید کردن اورانیوم های رقیق شده 20 درصد مربوط می شود.

جان کری پس از توافق وین در این باره اظهار کرد:

«در برنامه مشترک اقدام، ایران نیمی از ذخایر هگزافلوراید اورانیوم با غنای 20درصد خود را رقیق کرده و باقی آن را به اکسید تبدیل کرد. در این تمدید هم ایران متعهد شد که یک گام جلوتر رفته و تمامی ذخایر 20درصد خود را به سوخت برای رآکتور تحقیقاتی تهران تبدیل کند. 25 کیلوگرم از این مواد تا پایان دوره تمدیدی، تبدیل خواهد شد.»

در واقع ایران بر اساس توافق صورت گرفته در وین، حدود 25 کیلوگرم از اکسید اورانیوم 20 درصد خود را در این مدت تبدیل به سوخت برای راکتور تهران خواهد کرد. توافق ژنو درباره اکسید سازی نیمی از مواد 20 درصد تعهداتی را برای ایران در نظر گرفته بود ولی درباره تبدیل آن به سوخت چیزی نمی گفت.

 

 

سومین تعهدی که ایران در وین پذیرفته قبول نظارت های بیشتر است. در همین راستا، روزنامه وال‌استریت‌ژورنال به نقل از شرمن به مدعی شده ایران پذیرفته است که تمامی ذخایر اورانیوم 20درصد خود را به اورانیوم طبیعی رقیق کرده و ضمنا نظارت‌های بیشتر بر فعالیت‌های تحقیقات و توسعه خود را نیز پذیرفته است.

اما در مقابل امتیازات ارائه شده از سوی طرف ایرانی در وین، عراقچی اعلام کرده است برخی از موضوعاتی که غرب باید در نتیجه توافق ژنو آن را انجام می داد ولی اجرای آن با مشکل مواجه شده بود، قرار است در 4 ماه آتی بدون مشکل اجرایی شود . از جمله این موضوعات نحوه پرداخت پول های آزاد شده و همچنین بیمه محموله کشتی هاست.

معنای این سخن این است که محموله های ایران در 4 ماه آینده خدمات بیمه ای دریافت خواهند کرد و پرداخت پول به ایران در 4 ماه آینده هم دچار هیچ اختلالی نخواهد بود. این گزاره ای است که باید منتظر ماند و نتیجه آن را دید. باید به این نکته توجه داشت که طرف غربی تعهد جدیدی بیش از آنچه که در ژنو توافق کرده بود نپذیرفته بلکه پس از گذشت 6 ماه از توافق ژنو قبول کرده برخی موانع اجرای تعهداتش را برطرف سازد، البته با توجه به تجربه توافق قبلی این موضوع نیز در هاله ای از ابهام قرار دارد.

همچنین بر اساس توافق وین قرار است ایران در 4 ماه آتی مبلغ 2/8 میلیارد دلار  دریافت کند. سوال این است که آیا این عدد در حالی که اولا ایران تعهدات قابل تمدید توافق ژنو را همچنان اجرا می کند، تمامی تعهدات خود را طبق توافق ژنو به طور کامل انجام داده و تعهدات جدیدی را هم پذیرفته است، منصفانه است؟ لازم است توجه شودکه امریکایی ها فقط از زمان اجرای توافق ژنو به این سو، حدود 30 میلیارد دلار از پول ایران را بلوکه کرده اند.

نوشته شده توسط آزاد در 13:46 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و نهم تیر 1393

مداحی میثم مطیعی علیه داعش
 
Get the Flash Player to see this player.
 
 
مداحی میثم مطیعی درباره حجاب و حیاء
 
Get the Flash Player to see this player.
نوشته شده توسط آزاد در 14:0 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و نهم تیر 1393

مناجات: چرا این آقا اینقدر گریه میکند!؟

 
 

اگر بچه ات پرسید: این آقا چرا اینقدر گریه میکند؟

 

به او بگو: هر کس دیگری بود می‌مرد ولی او که فقط  گریه میکند؛

بگو: یک عمر هر کاری کرده آدم نشده است.

اگر بچه ات پرسید: پس چرا خدا به او نگاه نمیکند؟

به او بگو …

 

 

نوشته شده توسط آزاد در 13:59 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و نهم تیر 1393

«رهبر ایران تصورات غرب را به هم ریخته است»

 

 کیهان نوشت:

یک روزنامه آمریکایی اذعان کرد رهبر ایران محاسبات غرب درباره اضطرار ایران برای مذاکره را به هم زده و اکنون برخلاف تصور قبلی معلوم شده ایران از توسعه ظرفیت غنی‌سازی دست نمی‌کشد.

روزنامه وال‌استریت ژورنال در این باره نوشت: فضای کلی مذاکرات از خوش‌بینی چند هفته گذشته به واسطه امتیازهایی که بنا بود ایران در خصوص راکتور آب سنگین اراک ارایه کند، به نوعی بدبینی در روزهای اخیر چرخش داشته است. بدبینی که ناشی از باقی ماندن شکاف‌های عمیق‌ بر سر موضوعات کلیدی مانند کمیت و کیفیت ظرفیت غنی‌سازی در ایران است.

این روزنامه می‌افزاید: سرنوشت مذاکرات به سه پرسش کلی‌تر در مورد ایران گره خورده است: آیا از نظر ایران توافق هسته‌ای حیاتی است؟ روشن است که ایران فکر می‌کند دستیابی به توافقی که موجب تعدیل تحریم‌ها شود، خوب است. در واقع دلیل محکمی وجود دارد که نشان می‌دهد دولت حسن روحانی به منظور دستیابی به توافق هسته‌ای و لغو تحریم‌ها تشکیل شده است. یکی از نشانه‌های جدید روحانی در مذاکرات، اعزام حسین فریدون، ‌برادر جوان‌تر و مشاور ویژه‌اش به پای میز مذاکرات وین بود. اما تفاوتی بین خواستن یک توافق و حیاتی ارزیابی کردن آن وجود دارد. آیا تهران تنها به دنبال کاهش فشار اقتصادی است یا اینکه شکست مذاکرات را تهدیدی موجودیتی برای خود می‌داند؟ مذاکرات تا زمانی که تهران بیش از طرف‌های مذاکره‌کننده توافق هسته‌ای را نخواهد، به نتیجه نمی‌رسد. این در شرایطی است که راهی برای تخمین زدن میزان اضطرار دستیابی به توافق هسته‌ای برای ایران وجود ندارد. به بیان دیگر تا زمانی که مذاکرات به دقیقه 90 نزدیک نشود، نمی‌توان گفت ایران چقدر این توافق را حیاتی می‌داند.

وال‌استریت ژورنال همچنین با ابراز ناخرسندی از اشراف رهبر معظم انقلاب نسبت به مذاکرات نوشت: رهبر عالی جمهوری اسلامی اخیراً تأکید کرد که ایران از توانایی غنی‌سازی اورانیوم دست نمی‌کشد و به طور حتم در جهت توسعه این ظرفیت حرکت خواهد کرد.

روزنامه آمریکایی تصریح کرد: با توجه به حجم ظرفیت غنی‌سازی ایران و تلاشی که در مذاکرات وین برای کاهش این ظرفیت در حال انجام است، این اظهارات رهبری عالی جمهوری اسلامی برای آمریکا و شرکایش راضی‌کننده نبود. با این حال هنوز هم تردیدهایی در مورد خط قرمزهای حداقلی و حداکثری ایران وجود دارد. چرا که مذاکره‌کنندگان ایرانی برای نخستین بار در روز دوشنبه اعلام کردند که علاقه‌مند به پذیرش کاهش نسبی ظرفیت غنی‌سازی اورانیوم هستند.

این روزنامه همچنین پرسیده که آیا ایران گمان می‌کند موقعیت استراتژیکش به سوی وخیم شدن پیش می‌رود؟ اینکه ایران موقعیت خود در منطقه به شدت بی‌ثبات خاورمیانه را چگونه ارزیابی می‌کند، تأثیر زیادی بر تصمیم‌گیری آن برای خروج از انزوا از طریق توافق هسته‌ای خواهد داشت.

برخلاف واقعیت‌های شکست آمریکا در سوریه و عراق، روزنامه مذکور این گونه القا کرده که موقعیت ایران در منطقه بی‌ثبات است و بنابراین باید در مذاکرات کوتاه بیاید.

رهبر معظم انقلاب در دیدار مسئولان ارشد نظام فرمودند: «ما امروز در محاسباتمان نباید دچار اشتباه بشویم. نگذارید دشمن در دستگاه محاسباتی شما اثر بگذارد، نگذارید اغوا کند. نگذارید تطمیع او یا تهدید او اثر بگذارد... آنچه امروز در مجموعه رفتار دستگاه استکبار مشاهده می‌کنیم همین است؛ هدف ایجاد اختلال در نظام محاسباتی و دستگاه محاسباتی من و شماست... محاسبات ما را نمی‌توانند عوض کنند. محاسبات جمهوری اسلامی از روز اول براساس منطق عقلانی بوده است.»

نوشته شده توسط آزاد در 13:10 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و نهم تیر 1393

گفت و شنود کیهان درباره وین 6

 
 
گفت: زمان مذاکرات هسته‌ای ایران و 5+1 برای 4ماه تمدید شد.
 
گفتم: که چه بشود؟! ایران که به قول مقامات آمریکایی به تمامی تعهدات خود در توافقنامه ژنو عمل کرده است، بنابراین در 4 ماه آینده باید به همان روال ادامه بدهد ولی 5+1 چی؟!
 
گفت: 5+1 هم اعلام کرده که در 4ماه آینده 2/8 میلیارد دلار دیگر از دارایی‌های مسدود شده ایران را آزاد می‌کند!
 
گفتم: ولی طی 6 ماه گذشته علاوه بر 100 میلیارد دلار قبلی، نزدیک به 30 میلیارد دلار دیگر از درآمدهای ما را بلوکه کرده‌اند و طی 4 ماه آینده هم به همین روال مبالغ کلان دیگری را مسدود می‌کنند.
 
گفت: این آمریکایی‌ها هم از توبره می‌خورند و هم از آخور، تازه طوری حرف می‌زنند که انگار خیلی لطف کرده‌اند!
 
گفتم: چه عرض کنم؟! قاضی به متهم گفت؛ اگر می‌گویی که فقط یک شاخه گل به سمت شاکی پرتاب کرده‌ای پس چرا سرش شکسته است؟ و متهم گفت؛ قربان گل رو با گلدون پرت کردم!
 
نوشته شده توسط آزاد در 13:9 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و نهم تیر 1393

عکس: آتش زدن پرچم اسرائیل در پاریس

 

 

نوشته شده توسط آزاد در 13:4 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و نهم تیر 1393

تصویب افزایش شهریه دانشگاه آزاد

 

در جلسه هیأت امنای دانشگاه آزاد اسلامی استان تهران افزایش نرخ شهریه در کل استان تهران برای تمامی رشته محل‌ها و تمامی واحدها، 15 درصد افزایش نسبت به سال 92 تصویب شد.
به گزارش بولتن نیوز دکتر میرزاده در این باره گفت: با تورم بالای چند سال گذشته، افزایش شهریه دانشگاه آزاد ضروری است و به همین دلیل اساس هیأت امنای مرکزی، افزایش میانگین 15درصدی شهریه دانشگاه آزاد در سال تحصیلی 94-93 را تصویب کرد.

وی ادامه داد: رشته‌های پزشکی در زمینه افزایش شهریه وضعیتی کاملاً متفاوت با دیگر رشته‌ها دارند زیرا میزان شهریه رشته‌های پزشکی در دانشگاه آزاد اسلامی، یک‌چهارم دانشگاه‌های دولتی است و همین موضوع تمامی واحدهای پزشکی دانشگاه آزاد را در چند سال گذشته زیان‌ده کرده است.

میرزاده با بیان اینکه به زودی موضوع افزایش شهریه رشته‌های پزشکی را در هیأت امنای مرکزی مطرح خواهیم کرد، افزود: با توجه به پایین بودن شهریه رشته‌های پزشکی در دانشگاه آزاد و هزینه بسیار بالای این رشته‌ها، شهریه این رشته‌ها به صورت مجزا و جداگانه در هیأت امنای مرکزی دانشگاه آزاد مطر خواهد شد تا حداقل میزان شهریه‌های دانشگاه آزاد در رشته‌های پزشکی برابر با دانشگاه‌های دولتی شود.

رئیس دانشگاه آزاد اسلامی با تاکید بر این موضوع که ظرفیت دانشگاه‌های کشور برای مقاطع دکتری و کارشناسی ارشد بسیار پایین است، ادامه داد: در سال 92 از 331 هزار نفر متقاضی دکتری تنها شش درصد موفق به جذب در دانشگاه‌های مختلف کشور شدند و در مقطع کارشناسی نیز از مجموع یک میلیون متقاضی تنها 260 هزار نفر موفق به حضور در دانشگاه‌ها شدند که 140هزار نفر آنها در دانشگاه آزاد ثبت‌نام کردند.
منبع: ایسنا
نوشته شده توسط آزاد در 12:55 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و نهم تیر 1393

آمار شهدای غزه به 357 تن رسید

 

منابع خبری گزارش دادند در ادامه تجاوزات وحشیانه رژیم صهیونیستی به نوار غزه تعداد شهدای فلسطینی به 357 تن رسید و تاکنون بیش از 2700 نفر نیز زخمی شده‌اند.
  در حملات توپخانه‌ای و هوایی شدید نیروهای رژیم صهیونیستی به اقصی نقاط نوار غزه در بامداد امروز (یکشنبه) 10 فلسطینی به شهادت رسیده و ده‌ها تن دیگر زخمی شدند.

همچنین پسر خلیل الحیه، از رهبران جنبش حماس به شهادت رسید و تعدادی از اعضای خانواده وی در حملاتی به شرق غزه زخمی شدند و بدین ترتیب تعداد شهدای فلسطینی ظرف 24 ساعت به 55 تن رسید.

در چهاردهمین روز حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی به نوار غزه تعداد شهدای فلسطینی به 357 تن رسیده است که 85 تن از آن‌ها کودک هستند و در این جریان بیش از 2700 تن دیگر نیز زخمی شده‌اند.

الجزیره درباره جدیدترین عملیات رژیم صهیونیستی به نوار غزه اعلام کرد که در حملات قایق‌های جنگی رژیم صهیونیستی به جنوب نوار غزه دو فلسطینی به شهادت رسیدند. دو کودک و یک زن نیز در حمله توپخانه‌ای به شرق غزه شهید شدند.

پیش‌تر نیز سه برادر در حمله هوایی که خانه آن‌ها را در شهر رفح در جنوب نوار غزه هدف قرار داده بود به شهادت رسیدند.

اشرف القدره، سخنگوی وزارت بهداشت در نوار غزه اعلام کرد که بر اثر این حمله 10 تن دیگر نیز زخمی شدند.

منابع آگاه اعلام کردند که در حملاتی که منطقه الشجاعیه در شرق شهر غزه را هدف قرار داده بود یک تن به شهادت رسید و یک تن دیگر نیز در حملات توپخانه‌ای به رفح شهید شد.

منابع خبری گزارش دادند که توپخانه رژیم صهیونیستی به شدت مناطق شرقی شهر غزه را هدف قرار داد که بر اثر آن تعداد بسیاری در این منطقه مجروح شدند و کادرهای امدادرسانی نیز قادر نیستند برای خارج کردن مجروحان وارد این منطقه شوند.

هم‌چنین رژیم صهیونیستی در حملات خود پایگاه آوارگان البریج را در مرکز نوار غزه هدف قرار داد که بر اثر آن چندین تن زخمی شدند و گروه‌های امدادرسانی نیز نتوانستند برای کمک به آن‌ها برسند.

همزمان گردان‌های عزالدین قسام، شاخه نظامی جنبش حماس اعلام کردند که کمینی را علیه سربازان اسرائیلی ترتیب دادند که در تلاش بودند به سمت شرق منطقه التفاح پیشروی کنند که بر اثر آن 14 سرباز اسرائیلی به هلاکت رسیدند.

پیش‌تر خبرنگار الجزیره گزارش داده بود که بیش از 10 فلسطینی در منطقه شمالی از نوار غزه هدف قرار گرفتند که 5 تن از شهدا از خانواده زبیدی و 3 تن از خانواده حمودی بودند.

همچنین در حمله‌ای که دیر البلح و دیگر مناطق را در مرکز نوار غزه هدف قرار داد دستکم سه تن شهید شدند.

همچنین در حمله‌ای که ظهر شنبه به منطقه مسکونی الزیتون در شرق شهر غزه صورت گرفت دو تن از یک خانواده به شهادت رسیدند.

اشرف القدره خاطرنشان کرد که در حملاتی که خانه‌ها را در رفح هدف قرار داده بود دو تن به شهادت رسیده که یکی از آن‌ها یک جوان 16 ساله است.

بالگرد‌های رژیم صهیونیستی نیز خانه‌هایی را در خان یونس در جنوب نوار غزه هدف قرار دادند که بر اثر آن یک جوان به شهادت رسیده و چند تن دیگر زخمی شدند.

منابع فلسطینی اعلام کردند که جنگنده‌ها، بالگردها و قایق‌های جنگی رژیم صهیونیستی در عملیاتی مشارکت دارند که به گفته سازمان‌های فلسطینی و بین‌المللی، بیشتر قربانیان آن غیرنظامیان هستند.

در همین حال هشدارهای بسیاری نسبت به فاجعه انسانی در نوار غزه در نتیجه تجاوزهای رژیم صهیونیستی داده شده است.

بیشتر بیمارستان‌های غزه با کمبود تجهیزات پزشکی و دارویی مواجه هستند.

حملات رژیم صهیونیستی همچنین باعث شده است تا خطوط انتقال برق از بین برده شود و جریان برق در تعدادی از مناطق در نوار غزه به ویژه در دو منطقه رفح و خان یونس قطع شود.

در همین حال، تعداد فلسطینی‌هایی که به مدارس آژانس کار و امدادرسانی آوارگان فلسطینی پناه برده‌اند دو برابر شده است و ظرف 24 ساعت تعداد آن‌ها به 40 هزار تن رسیده است.

برنامه‌ جهانی غذا امیدوار است که آذوقه را در میان 85 هزار تن ظرف روزهای آتی توزیع کند. سازمان‌های دفاع از حقوق بشر خواهان ایجاد گذرگاه‌های انسانی برای خارج کردن مجروحان و همچنین انجام ماموریت‌های کادرهای پزشکی شده‌اند.

از سوی دیگر، ارتش رژیم صهیونیستی امروز اعلام کرد که نیروهای زمینی، دریایی و هوایی این رژیم از زمان آغاز عملیات زمینی از پنج‌شنبه شب، 480 نقطه را در نوار غزه هدف قرار دادند.

ارتش رژیم صهیونیستی در بیانیه‌ای افزود: در مقابل نیز فلسطینی‌ها در غزه در این مدت 265 موشک به اسرائیل شلیک کرده‌اند که 190 موشک به اسرائیل اصابت کرده است و سامانه گنبد آهنین نیز حملات 63 موشک را خنثی کرده است.

ارتش رژیم صهیونیستی سرنوشت 12 موشک باقی مانده را روشن نکرد و افزود: ما 13 فلسطینی را از غزه بازداشت کردیم و آن‌ها برای بازجویی به اسرائیل انتقال داده شدند.

در این بیانیه آمده است: از زمان آغاز عملیات نظامی اسرائیل در غزه در هفتم ژوئیه جاری 1770 موشک از غزه به اسرائیل شلیک شده است.

از سوی دیگر، فعالانی از چپ‌گراهای اسرائیلی شنبه شب دو تظاهرات در مرکز تل‌آویو و در شهر حیفا در اعتراض به عملیات نظامی رژیم صهیونیستی به نوار غزه برگزار کردند.

روزنامه هاآرتص گزارش داد که فعالان چپ‌گرا از جمله تعدادی از شهروندان عرب اسرائیلی نسبت به عملیات نظامی رژیم صهیونیستی اعتراض کردند و در مقابل نیز فعالان راست‌گرا حمایت خود را از این عملیات اعلام کرده و شعار "مرگ بر عرب" را سر دادند.

پلیس رژیم صهیونیستی در صفحه رسمی خود در توئیتر اعلام کرد که بیش از 1000 شخص مخالف و موافق عملیات نظامی در حیفا تظاهرات کردند و نیروهای بسیاری از پلیس تلاش کردند تا دو طرف را از یکدیگر جدا سازند.

پلیس رژیم صهیونیستی نیز چهار تن از فعالان راست‌گرا را پس از حمله به فعالان چپ‌گرا بازداشت کرد.

خبرگزاری آناتولی ترکیه نیز گزارش داد که در برخی کشورها از جمله فرانسه، بلژیک و اتریش تظاهرات مردمی در اعتراض به حملات رژیم صهیونیستی به نوار غزه برگزار شد.
منبع: ایسنا
نوشته شده توسط آزاد در 12:55 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و نهم تیر 1393

اولین قرآن نامرئی جهان (+عکس)

 

محسن خنجری، پدیدآورنده نخستین قرآن نامرئی درباره ویژگی‌های این کتاب توضیح داد: این قرآن در ۳۰ جزء تهیه و از جوهر نانو در آن استفاده شده که کلمات آن زیر اشعه ماوراء بنفش آشکار می‌شود. کلمه «الله» تنها کلمه‌ای است که در این قرآن با رنگ طلایی نوشته شده و قابل رویت است.
خنجری درباره انگیزه خود از کتابت این قرآن اظهار کرد: چند سال پیش یک کشیش آمریکایی گفت که می‌خواهد قرآن‌ها را بسوزاند. من پس از شنیدن حرف‌های این کشیش تحت تاثیر قرار گرفتم و تصمیم گرفتم قرآنی را کتابت کنم که کلمات آن نامرئی باشد. اگرچه چنین اقدامی برای مبارزه با تندروان و افراطی‌ها کافی نیست اما تنها می‌خواستم بگویم که حتی اگر روزی تمام قرآن‌ها را هم بسوزانند باز مسلمانان راهی برای انتشار این کتاب آسمانی پیدا می‌کنند.

به گزارش بولتن نیوز به نقل از ایبنا، نخستین قرآن نامرئی جهان بر اساس رسم الخط عثمان طه به خط نسخ کتابت شده است و هر صفحه آن ۱۵ سطر دارد. این قرآن در بخش مکتوب بیست‌و‌دومین نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم به نمایش گذاشته شده است.













نوشته شده توسط آزاد در 12:53 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و نهم تیر 1393

خبرنگار «سی ان ان» صهیونیست‌ها را ارذال خواند و اخراج شد

 

شبکه «سی ان ان»، خبرنگار خود را به دلیل اینکه آندسته از صهیونیست‌هایی را که از بمباران غزه خشنود هستند، «اراذل و اوباش» خوانده بود، اخراج کرد. شبکه ان بی سی نیز دیروز خبرنگار خود در غزه را به علت انتشار تصاویر کشتار کودکان فلسطینی برکنار کرده بود.

به گزارش بولتن نیوز، ،به نقل از روزنامه آمریکایی هافینگتون‌پست، شبکه آمریکایی «سی ان ان» در اقدامی، «دایانا مگنی»، خبرنگار خود را به دلیل انتقاد از جنایات رژیم صهیونیستی علیه فلسطینیان اخراج کرد.

این خبرنگار سی ان ان در پیام توییتری خود نوشته بود: اسرائیلی‌هایی که از بمباران غزه خشنود هستند و او را تهدید کرده بودند، «اراذل» هستند.



طبق این گزارش، مگنی روز پنجشنبه از تپه‌ای که مرز  سرزمین های اشغالی و غزه را نشان می‌داد، در تلویزیون سی ان ان گزارش می‌کرد و در حالیکه در حال گزارش بود، صدای صهیونیست‌هایی به گوش می‌رسید که بعد از برخورد موشک‌هایی به غزه فریاد شادی سرمی‌دادند.

مگنی بعد از اینکه گزارش خود را به پایان رساند، در پیام توییتری نوشت: صهیونیست ها  که روی تپه بالای سدروت با فرود بمب‌ به غزه فریاد شادی سرمی‌دادند و ما را تهدید کردند که اگر یک حرف اشتباه بگوییم، خودرو ما را تخریب خواهند کرد، اراذل و اوباش هستند.

این پیام لحظاتی بعد حذف شد اما بیش از ۲۰۰ بار قبل از حذف شدن بازتوییت شده بود اما شبکه سی ان ان مجری خود را اخراج کرد.

اخراج این مجری سی ان ان یک روز بعد از آن انجام شد  که شبکه آمریکایی «ان بی سی»، «ایمن محی الدین»، خبرنگار خود در غزه را اخراج کرد.



ان بی سی اعلام کرد که این تصمیم به دلیل امنیتی بوده است اما همان زمان که محی الدین از غزه بیرون رفت، ان بی سی، «ریچارد انجل» را به عنوان خبرنگار به غزه اعزام کرد.

مالکان شبکه های عمده و جریان ساز امریکایی صهیونیست هستند و امیدوارند با برکناری خبرنگاران ی که به خوبی توجیه نشده اند و جایگزین کردن خبرنگاران توجیه شده، در پنهان ساختن جنایات صهیونیست ها و ارائه گزارش هایی به سود اشغالگران موفق باشند و خشم مالکان صهیونیست شبکه فروکش کند.

منبع: شبکه خبر
نوشته شده توسط آزاد در 12:52 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و نهم تیر 1393

در مقابل صهيونيسم و ساير جنايتكاران با مشت‏هاى گره كرده بايستيد

 

تقابل امام خمینی(ره) با اسرائیل، مثل تعارفات به اسم مبارزه‌ی رهبران بسیاری از کشورهای عربی نبود. منفعل نبود، از سر رفع تکلیف و ظاهرسازی نبود. برعکس، این مبارزه کاملا فعال و روش‌مند بود.

گروه سیاسی - مسئله‌ی فلسطین چیزی نیست که مختص به امروز و امسال و چند سال اخیر باشد. قدمت این مسئله به قدمت سن پدر و مادرهای ماست. ردپای این مسئله را می‌توان از همان اولین روزهای مقابله‌ی امام خمینی(ره) با دولت طاغوتی شاه دید. گو اینکه یک قدم این مبارزه در داخل ایران و علیه رژیم پهلوی بود و یک قدم دیگر آن، خارج از ایران و علیه رژیم غاصب اسرائیل بود.

به گزارش بولتن نیوز، اما تقابل امام خمینی(ره) با اسرائیل، مثل تعارفات به اسم مبارزه‌ی رهبران بسیاری از کشورهای عربی نبود. منفعل نبود، از سر رفع تکلیف و ظاهرسازی نبود. برعکس، این مبارزه کاملا فعال و روش‌مند بود. می‌خواست که حقیقتا دنیا را از شر اسرائیل رها کند. این مبارزه انگیزه داشت و سرشار از همت بود چون در تحلیل‌ها پیشینی خود به این نتیجه رسیده بود که داعیه‌داران تقابل با اسرائیل، نه انگیزه‌ی این کار را دارند و نه حال انجامش را.

مسئله‌ی فلسطین/1: در مقابل صهيونيسم و ساير جنايتكاران با مشت‏هاى گره كرده بايستيد

آنچه در ادامه می‌آید، تنها یک فراز از بیانات امام راحل است که در آن، وجود انگیزه و روش‌مند بودن این مبارزه موج می‌زند:

«و ما امروز مى‏بينيم كه در بلاد مختلفه مسلمين، ظلم‏هاست كه بر مسلمين دارد مى‏شود. در لبنان آن آتشى كه برافروخته‏اند، امريكا برافروخته، و آن لشكركشى‏اى كه از طرف امريكا و فرانسه و ساير اذناب آنها براى يك مشت مظلوم شيعه و مظلوم مسلمان در آنجا انجام مى‏گيرد، ساير مسلمين نشسته‏اند و تماشا مى‏كنند. غايتِ كارى كه امسال حكومت‏ها كردند اين بود كه عيد نگرفتند. كافى است اين؟ اين هم يك كارى است، اما آنها دارند ظلم خودشان را مى‏كنند، آنها دارند فوج فوج جوان‏هاى ما را در لبنان و فلسطين مى‏كشند. آنها دارند در افغانستان آن جنايات را مى‏كنند. آنها دارند در عراق آن جنايات را مى‏كنند، و آنها بر ايران آن جنايات را وارد مى‏كنند. مجرد اينكه امسال ما عيد نداريم، اين كار را درست مى‏كند؟ اين تكليف را از دوش اين دولت‏ها بر مى‏دارد؟ آنها با سرنيزه پيش مى‏آيند و با توپ و تانك پيش مى‏آيند و مظلومين هم تنها مانده‏اند و مع ذلك تو دهنى دارند به آنها مى‏زنند، لكن دولت‏ها نشسته‏اند تماشا مى‏كنند، و غايت امر اين است كه عيد را نمى‏گيرند. شما عيد نگيريد، عيد را امريكا مى‏گيرد، عيد را اسرائيل مى‏گيرد. بهتر از اين عيد چى كه شماها مرتبه‏تان به آنجا رسيده كه هيچ كارى از شما نمى‏آيد الّا اينكه عيد نگيريد. چه تأثيرى در دنيا دارد اين عيد نگرفتن؟ آنجائى كه دنبالش مشت‏هاى گره كرده در مقابل امريكا و در مقابل شوروى و در مقابل صهيونيسم و ساير جنايتكاران با مشت‏هاى گره كرده بايستيد و با آن همه امكاناتى كه داريد مقابله كنيد؛ آن وقت اين عيد نگرفتن هم يك اثرى دارد، والّا از آن طرف نفت را به رايگان بدهيد به آنها، از آن طرف كمك‏هاى معنوى را به آنها بكنيد، از آن طرف همه مسلمان‏ها را در بند خودتان نگه داريد و نگذاريد كه حتى آنها يك كلمه‏اى بگويند، آن وقت عيد نگيريد، اين عيد نگرفتن چه اثرى دارد؟ اينها انحراف است. اينها تعميه است. مى‏خواهند به ملتهاى خودشان و مسلمين جهان تعميه كنند كه ما الآن ايستاده‏ايم‏ مقابل اسرائيل. در مقابل توپ و تانك عيد نگرفتن كارى است؟ قدرت نداريد شما؟! شما نفت‏تان را اگر ده روز ببنديد به روى دنيا، دنيا خاضع شما مى‏شود.» (حيفه امام، ج‏18، ص: 157)

همان‌طور که می‌بینیم، امام خمینی(ره) در این فراز از بیانات‌شان دست بر روی نقطه‌ی حساس و ظریفی می‌گذارند و آن، ظاهری بودن ادعای بسیاری از کسانی‌ست که داعیه‌ی مبارزه با اسرائیل را دارند. مبارزاتی که در تعارف خلاصه می‌شود. مبارزاتی که بجای اقدام عملی، در کارهای سمبلیک خلاصه می‌شود. و این درحالی‌ست که یکی از ابتدایی‌ترین روش‌های به زانو درآوردن نه تنها اسرائیل که همه‌ی دنیای استکبار، پیش پای کشورهای اسلامی و عربی قرار دارد.

بستن پیچ نفت، که البته لازمه‌اش بستن چند روزه‌ی خواسته‌های دنیایی سران کشورهای عربی‌ست، کم هزینه‌ترین و کوچک‌ترین کاری‌ست که آنها می‌توانند انجام دهند. و البته این اقدام، موثر هم است. نمادی و خنثی نیست. اما حیف که ...

نوشته شده توسط آزاد در 12:52 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و نهم تیر 1393

افزایش فشار اصلاح‌طلبان تندرو به روحانی

 

رئیس جمهور گفت، آرای مناطق روستانشین است که نشان دهنده خواست عمومی است.این اظهارات روحانی به نوعی علیه ایده فتنه مبنی بر "آرای کیفی تهران و بالاشهر" در سال 88 است و خشم آنها را بر خواهد انگیخت.ضدانقلاب، سعی دارد که اعتدال را به ورطه ساختارشکنی بکشاند.
گاهی اوقات، نگاه مطلق کردن و از جنس "صفر- یکی" به برخی جریان های سیاسی، اشتباهی است که لطماتی به کشور و مردم وارد می کند. برخی از جریان ها و قبایل سیاسی، یکسره سیاه یا سفید نیستند و اگر به اشتباه، نگاه "طیفی" به آنها جای خود را به نگاه "صفر- یکی" بدهد؛ یک ضرر است.

شاید اصلاحات و اصلاح طلبان جزء آن دسته از جریان هایی باشند که باید آنها را یک طیف دید، از اصلاح طلبان میانه رو گرفته تا اصلاح طلبان ساختارشکن و برانداز و فتنه گر. این حداقل واقعیتی است که باید درباره این جریان در نظر گرفت، چیزی که ماحصل اقدامات و سابقه خودشان بویژه در پروژه های کوی دانشگاه، قتل های زنجیره ای و فتنه 88 است؛ نه برآمده از جبر بیرونی.

بیش از اینکه احتیاج باشد تا اصولگرایان، مسئولین یا افکار عمومی به این مسئله باور داشته باشند که باید به شکل طیفی به اصلاح طلبان نگاه شود؛ «دولت یازدهم» است که باید به این مسئله باور داشته باشد. در اینباره قضاوت نمی کنیم که این باور در حال حاضر وجود دارد یا نه، تنها تأکید می کنیم که جدی تر گرفته شود؛ اینکه بین مشارکتی ها، سازمان مجاهدینی ها، اعتماد ملی ها، مجمعی ها، تحکیم وحدتی ها، کارگزارانی ها، مردمسالاری ها و .... تفاوت است. این دست تفاوت ها عموماً به سوابق هر گروه و میزان جدی گرفتن اصل خودی- غیرخودی توسط آنها مربوط است.

ولی چرا این خط کشی تا این حد اهمیت دارد؟ بازیگرهای سیاسی با تغییر شرایط سیاسی، تغییر موضع و تغییر چهره می دهند. بنابر این، اکنون خیلی ها هستند که ادعا می کنند، حامی دولت هستند یا حمایت آنها در پیروزی «حسن روحانی» تأثیر داشته است؛ از "نهضت آزادی خارج نشین"[1] و ضدانقلاب متواری به لندن و لس آنجلس گرفته تا اصلاح طلبان میانه رو و تندرو و حتی برخی از نیروهای راست داخلی. بی تردید، هر یک از این دسته جات از تکرار مکرر این ادعای شان، اهدافی را دنبال می کنند. مهمترین هدف آنها از این ادعاها، تحت فشار گذاشتن دولت یا متقاعد کردن آن برای جامه عمل پوشیدن به خواسته های الویت دار آنهاست.

پذیرش ادعای آنها، احتیاج به راستی آزمایی دارد. اگر قرار باشد که دولت، همه مدعیان حمایت را به یک چوب براند؛ نتیجه این خواهد شد که باید به طیف گسترده ای از مطالبات پاسخ دهد که عموماً اجرای یکی، ناقض دیگری است؛ از اصلاح اوضاع اقتصادی گرفته تا اصلاحات تدریجی برای زمینه سازی براندازی یا استحاله از درون نظام.

بنابر این، لازم است که حلقه اول تصمیم گیری و تصمیم سازی در دولت «روحانی»، بخوبی بین مدعیان و مطالبات شان خط کشی کند؛ غربالگری دانه های سالم از ناسالم یک ضرورت همیشگی ست. این اقدام در وهله اول، بزرگترین کمک را به دولت خواهد داد تا چشم اندازها، استراتژی ها و تاکتیک های خود را ترسیم، الویت بندی و اجراء نماید. در غیر انیصورت، تصمیم گیران در دولت با یک هرج و مرج هدف شناختی و اقدام شناختی روبرو خواهند شد که باعث به هم ریختگی الویت ها و امور اصلی- فرعی می شود.

مقامات دولت، مکرراً اعلان می کنند که دولت در بهبود اوضاع سیاست خارجی و شرایط اقتصادی و همچنین وضعیت سیاسی در داخل؛ موفق بوده است. اگر حقیقتاً توفیقاتی وجود داشته، باید مشخص کرد که عوامل این توفیقات چه بوده است و هر عامل؛ چقدر بر این بهبودها تأثیر گذاشته است. آنها همچنین اعلام می کنند که دولت و عملکردش، تحت حمایت قوی رهبری نظام قرار دارد. نباید فراموش نمود که حمایت رهبری نظام از دولت و کلیت اقدامات آن نیز برآمده از برخی اصول باالویتی است که توسط دولت و بویژه شخص رئیس جمهوری رعایت شده است.

این یک موازنه سیاسی باید باشد، نظام جمهوری اسلامی از دولت جمهوری اسلامی ایران جدا نیست و هیچیک اهداف جداگانه ای را نمی پویند؛ همگی، اهداف معین و مشخصی را پیگیری می کنند و آنچه باید باشد تنها یک تقسیم کار است. ماه هاست که برخی اصلاح طلبان و از جمله رسانه های منتسب به اصلاح طلبان تندرو، از "تثبیت عصر حاکمیت یگانه" در ایران صحبت کرده و آن را تئوریزه می کنند[2]. نمی خواهیم بگوییم که ما نمی دانیم چرا برخی از آن تندروهای شان به پمپاژ این تئوری همت گمارده اند اما همه خوشحالیم که بالاخره همان تندروها هم بفهمند که حاکمیت یگانه؛ ضامن حفظ منافع ملی، مصالح ملی و رشد و پیشرفت دوچندان است.

روحانی، فتنه سبز را زمین گیر می کند؟/ تلاش فتنه برای ضد نظام سازی روحانی/ تلاش افراطیون برای قرار دادن روحانی مقابل نظام/

برخی از رسانه های اصلاح طلب از عصر حاکمیت یگانه در دوره روحانی سخن گفتند

آیا آنها واقعاً به این تئوری عمل می کنند؟

 

با این حال، همه بیشتر خوشحال خواهند بود، اگر آنهایی که در مقام سخن از حاکمیت یگانه در عصر «روحانی» دم می زنند، در مقام عمل نیز به راه اندازی سامانه فشار برای ایجاد دوگانگی در حاکمیت؛ مبادرت نورزند. برای مثال، بطور مستمر خواهان آزادی فتنه گرانی نشوند که منافع ملی، امنیت ملی و مصالح عمومی را برای ماه ها به خطر انداختند.

اوایل اردیبهشت ماه امسال بود که «روزنامه وال استریت ژورنال» - نزدیک به محافظه کاران آمریکا- تحلیلی را منتشر ساخت که سایت های اصلاح طلب و همچنین سایت های منتسب به فتنه گران؛ بخش هایی از آن را با تیتر: "مسائل داخلی آزمون حسن روحانی!"[3]، بازنشر کردند. «وال استرتیت ژورنال» نوشته بود: «به عقیده مقامات ایرانی، تأکید سیاست «روحانی» نشان می دهد که ... آزادی عمل لازم برای مذاکره را ]دارد[ اما برنامه داخلی وی ... محدود ... است. تحلیل گران می گویند، «روحانی» امیدوار است که با موفقیت در تبدیل توافق هسته ای موقت به یک توافق دائم که تحریم های فلج کننده را از بین می برد؛ بتواند از میزان فشارها در داخل بکاهد».

چند روز بعد، «سوزان مالونی» که عضو ارشد «مرکز سابان برای امور خاورمیانه در انستیتو بروکینگز» است و بعنوان یکی از کارشناسان امور ایران نزدیک به دولت «اوباما» بشمار می آید؛ طی تحلیلی برای «بروکینگز» نوشت: «تست واقعی "رهبری روحانی"، این نیست که او بتواند یک "توافق پایدار هسته ای" را بدست بیاورد، بلکه این است که بتواند؛ پیشرفت های خارق العاده سیاست خارجی خویش را در داخل کشور نیز به پیش برد»[4].

روحانی، فتنه سبز را زمین گیر می کند؟/ تلاش فتنه برای ضد نظام سازی روحانی/ تلاش افراطیون برای قرار دادن روحانی مقابل نظام/

سوزان مالونی؛ تست واقعی روحانی این است که بتواند موفقیت های خارجی را در داخل نیز پیش ببرد

ضدانقلاب امید دارد که روحانی دست به ساخت یک برنامه گلاسنوست بزند

 

گاهی رصد منابع خبری و تحلیلی ضدانقلاب این حسن را دارد که از آنچه آنها فکر می کنند، با خبر شوید. گاهی یک چیز بسیار عجیب است، اینکه رسانه هایی چون «BBC فارسی» سعی دارند تا بدنه اپوزیسیون و برخی از اصلاح طلبان تندرو را نسبت به ادامه حمایت از «روحانی» و درک مشقات راهی که از نظر آنها شروع شده؛ توجیه کنند.

روحانی، فتنه سبز را زمین گیر می کند؟/ تلاش فتنه برای ضد نظام سازی روحانی/ تلاش افراطیون برای قرار دادن روحانی مقابل نظام/

بی بی سی؛ وجود اختلاف بین رأس و بدنه اصلاحات نشان دهنده تأثیر رده های پایین بر سرنوشت است.

برای نمونه، دانشجویان شعار "خاتمی دروغگو، خجالت، خجالت" و "خاتمی دروغگو، توسعه سیاسی‌ات کو" سر ‌دادند

روحانی، فتنه سبز را زمین گیر می کند؟/ تلاش فتنه برای ضد نظام سازی روحانی/ تلاش افراطیون برای قرار دادن روحانی مقابل نظام/
 

بی بی سی؛رابطه دانشجویان با دولت خاتمی روندی از ستایش تا ستیز را طی کرد.

جنبش دانشجویی و دولت روحانی، شانس دارند که با تجربه خاتمی از تکرار باطل "ستایش تا ستیز" بپرهیزند

 

برای نمونه، «پایگاه المانیتور» - وابسته به اندیشکده شورای آتلانتیک- در توجیه عدم اقدام مناسب دولت درباره رفع حصر سران فتنه می نویسد: ««روحانی»، علیرغم اینکه در جریان مبارزات انتخاباتی قول داد که برای آزادی زندانیان سیاسی، به خصوص «موسوی» و (کروبی) تلاش کند؛ این روز ها سکوت کامل اختیار کرده است. برخی ناظران در ایران، معتقدند که مادامی که «روحانی» درگیر برنامه عظیم حل مشکل هسته ای است؛ جبهه جدیدی ... باز نخواهد کرد ... معذلک در فوریه امسال، «جواد ظریف» بدون اینکه نامی از «موسوی» و «کروبی» ببرد، گفت که «روحانی» به تعهدش در مورد آنان وفادار است ... هر گونه اقدام جدی برای آزادی رهبران جنبش سبز موکول به بعد از حل بحران هسته ای است»[5].

روحانی، فتنه سبز را زمین گیر می کند؟/ تلاش فتنه برای ضد نظام سازی روحانی/ تلاش افراطیون برای قرار دادن روحانی مقابل نظام/

المانیتور؛ هرگونه اقدام روحانی برای رفع حصر، فقط بعد از پیروزی هسته ای است

به بیان بهتر، اپوزیسیون خارج نشین و تندروهای داخلی گمان می کنند که عدم همراهی دولت با مطالبات آنها، به این دلیل است که «روحانی»؛ منتظر است تا بعد از پیروزی در سیاست خارجی، شروع به تغییرات ملموس مدنظر آنها در سیاست داخلی بکند. این انگاره عقلای اپوزیسیون نسبت به «روحانی»، باعث شده که سعی کنند تا بدنه های پایین تر و احساسی بخصوص قشرهایی که زود به "عبور از روحانی" روی می آورند را به استمرار خویشتنداری و حمایت از «روحانی»؛ مجاب کنند.

«روزنامه فایننشال تایمز» انگلیس طی گزارشی در این مورد می نویسد: ««سعید لیلاز» - تحلیل گر سیاسی اصلاح طلب- گفت: همه این حملات جدید (علیه دولت) بخشی از مبارزه قدرت است، چون تندروها می دانند که وقتی توافق هسته ای امضاء شود؛ با «روحانی»ِ خیلی متفاوت و خشنی مواجه خواهند شد»[6].

روحانی، فتنه سبز را زمین گیر می کند؟/ تلاش فتنه برای ضد نظام سازی روحانی/ تلاش افراطیون برای قرار دادن روحانی مقابل نظام/

فایننشال تایمز؛ بعد از توافق هسته ای، منتقدین دولت با روحانیِ خشن و متفاوتی مواجهند

صبر تندروها در برابر آرامش سیاسی دولت، به امید فردایی تجویز می شود که روحانی مقابل نظام قرار گیرد!!

آیا بالای قبری که شیون می کنند، مرده ای هست؟

 

به نظر می رسد که صبوری فتنه گران در برابر کم اهمیتی های «روحانی»؛ مشروط به امید آنها برای ساختارشکنی های «روحانی» بعد از پیروزی در میدان مذاکرات هسته ای است. آنها روی فرآیند گام به گامی درباره عملکرد «روحانی» حساب باز کرده اند که معلوم نیست، واقعیت داشته باشد یا نه؛ آیا «روحانی» واقعاً همان سرابی است که آنها در ذهن ساختند؟ معلوم نیست. چون معلوم نیست که در آینده چه چیزی انتظار سراب شان را می کشد، گه گاه تقلا می کنند از جمله اینکه به «روحانی» هشدار می دهند که دولت مدیون پایگاه اجتماعی آنهاست[7] یا به «روحانی» توصیه می کنند که اشتباه «خاتمی» در فاصله گرفتن از مطالبات آنها در سال های آخر ریاست جمهوری اش را تکرار نکند[8] یا توجیه اینکه راه «روحانی» همان راه آنهاست[9].

احیاناً سخت و تلخ است که معلوم شود، قبری که بالای آن شیون کرده اند؛ خالی بوده است. لذا اقدامات فوق، تقلایی است برای فرار از ابهامی که «روحانی» بوجود آورده است. البته منظور این نیست که غیر از اصلاح طلبان تندرو، دیگر بازیگران سیاسی و ناظران از این ابهام آفرینی خوشنود هستند. اما تا بحال، «روحانی» حداقل در ظاهر نشان داده که سعی دارد؛ فاصله نسبتاً معناداری با برخی جریان های تندروی اصلاحات داشته باشد. هر چند این فاصله، اصلاح طلبان تندرو و فتنه گران را نگران کرده اما نتوانسته نگرانی های احتمالی نیروهای آن سوی گود را نیز برطرف کند. پس این وضعیت، یک ابهام واقعی را برای اغلب بازیگران سیاست داخلی ایران بوجود آورده است.

گام برداشتن روی طناب نازک ابهام آفرینی؛ تا کی می تواند استمرار داشته باشد و بنفع ابهام آفرین باشد، سئوالیست که خود ابهام آفرین باید بدان پاسخ دهد اما تجربه نشان داده که بدنه اجتماعی؛ رفته رفته صبر خود در برابر ابهام را از دست خواهد داد. حداقل بخشی از اصلاح طلبان که نشان داده اند، صبوری شان رو به پایان است.

«روزنامه اعتماد» در اینباره نوشته بود: «نیازی نیست، خیلی گوش تیز کنیم تا صدای نارضایتی برخی حامیان دولت «روحانی» را بشنویم ... اعتراض ها و گلایه هایی که به گوش می‌رسد، زنگ خطری جدی برای دولت محسوب می شود ... بصورت طبیعی شهروندان تحول خواه ... تا مدت زمانی به دیده تساهل با اتفاقات برخورد کرده و اجازه می‌دهند که دولت کارش را به سلیقه خودش؛ پیش ببرد اما از نقطه ای به بعد، کاسه صبر لبریز شده ... بی تفاوتی به انتظارات بنفش پوشان، فاصله ایجاد می کند که تبعات ناگواری برای دولت خواهد داشت. در نتیجه دولتمردان، یک جایی باید قاطعانه به حامیان خود پیام دهند: ... به عهد خود پایبندیم»[10].

روحانی، فتنه سبز را زمین گیر می کند؟/ تلاش فتنه برای ضد نظام سازی روحانی/ تلاش افراطیون برای قرار دادن روحانی مقابل نظام/

روزنامه اعتماد زنگ خطر را برای روحانی به صدا درآورد

نارضایتی تندروها از کم اهمیتی روحانی به مطالبات سیاسی آنها، شدت گرفته است

 

چندی بعد، «خبرگزاری ایسنا» طی گزارشی از حضور رئیس جمهوری به مناسبت «روز دانشجو» در «دانشگاه شهید بهشتی» نوشت: «برخی دانشجویان، شعار "زندانی سیاسی، آزاد باید گردد" و "موسوی و کروبی، آزاد باید گردند" سر دادند ... رئیس جمهور در واکنش به این شعارها با بیان اینکه "دولت به همه وعده هایی که به مردم داده، پایبند است"، گفت: ما برای دستیابی به اهدافمان نیاز به ایجاد اجماع داخلی داریم»[11].

شاید آن روز، پیش بینی نویسنده «روزنامه اعتماد» مبنی بر اعلان تعهد دولت به وعده های مورد نظر آنها، چیزی حدود یکماه بعد و صرفاَ در مقام سخن؛ بوقوع پیوست اما امروز، بار دیگر «روحانی» از پایبندی دولت به وعده هایش سخن گفته؛ اینبار نه درباره تعهد به مطالبات سیاسی تندروها بلکه درباره پایبندی به مطالبات توده های مردمی و روستا نشینان: «رأی مردم از جمله آرای مردم ساکن روستاهای کشور در انتخابات، حاوی معانی ارزشمندی است که به روشنی خواست عمومی را منعکس می کند لذا دولت؛ خود را موظف می داند که پاسدار رأی مردم بوده و به وعده های خود وفادار باشد»[12].

«روحانی» و برخی دیگر از مقامات دولت وی از جمله «محمدباقر نوبخت» و «محمود علوی»، چندین بار درباره مشروعیت انتخابات در ایران و باور مردم به سلامت انتخابات؛ رسماً اعلان موضع کردند؛ بحثی که اصلاً به مذاق فتنه گران و تندروها خوش نیامده است. در شرایط فعلی، آرامش سیاسی می تواند زمان را بنفع «روحانی» بخرد، به نظر می رسد که «روحانی» این موضوع را بخوبی درک کرده است؛ موضوعی که تندروها و ساختارشکنان را آشفته خواهد کرد.

جالب اینکه «سایت ضدانقلاب کلمه»، چند روز پیش از اظهارات رئیس جمهور طی خبری از آشفتگی های تندروها، گفته بود: «یک ماه و چند روزی مانده است تا اولین سالگرد پیروزی «روحانی» در انتخابات ... این روزها، ضربان قلب تپنده امید در کشور دچار نوسان شده زیرا که دولت آنچنان که باید؛ به وعده های خود و مطالبات مردم جامه عمل نپوشانده است، مطالباتی که از جنس وعده های اقتصادی ... نبود بلکه ... مطالباتی در جهت رفع محدودیت ها و حصرها و همچنین رفع فضای امنیتی در حوزه های مختلف ... بخش عمده وعده های «روحانی» ... کماکان در بایگانی "شاید وقتی دیگر" نگهداری می شود و رئیس جمهور؛ هر ازگاهی تنها می گوید: به تمام وعده هایم پایبندم اما صبر داشته باشید! ... صریح بگویم صحبت از آمار و ارقام توفیقات اقتصادی و بین المللی، پشیزی برای مردم ارزش ندارد! ... اینکه منتخب ملت هر بار بگوید؛ به قول های خود پایبندم اما عجله نکنید! بی آنکه صبر مردم، نمود مشهودی در جامعه داشته باشد، تنها باعث دلسردی مردم نسبت به دولت می شود، جناب روحانی! ... گاهی خیلی زود دیر می شود»[13].

روحانی، فتنه سبز را زمین گیر می کند؟/ تلاش فتنه برای ضد نظام سازی روحانی/ تلاش افراطیون برای قرار دادن روحانی مقابل نظام/

خبر سایت کلمه (ظاهراً به نقل از روزنامه روزان)؛ آمار توفیقات اقتصادی و خارجی دولت پشیزی نمی ارزد؛ رفع حصر مهم است

 

باید باور کرد که بخشی از مطالبات سیاسی تندروها در تعارض با مطالبات توده های مردمی است، تنها باید وزن کشی کرد تا دید کدامیک در اکثریت هستند؛ مردمی که اهمیتی به حصر سران فتنه نمی دهند و خواهان بهبود اقتصاد و معیشت خویش هستند یا بخشی از مردم که آرزوی شان آزادی فتنه گران به هر قیمتی است. همه باید یکبار دیگر بر اساس واقعیت های جامعه، وزن کشی کنیم زیرا اهمیت دادن به رفع حصر سران فتنه؛ تا بحال، فقط در فضای مجازی بیشمار بوده است.

 

 
نوشته شده توسط آزاد در 12:50 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و نهم تیر 1393

ماجرای‌مخفی‌شدن‌میرحسین‌درخانه«آلادپوش»

 

نائب رئیس حزب موتلفه اسلامی گفت: هر شخصی می‌داند که میرحسین موسوی و آقای کروبی مجرم هستند و مسئول قتل این چند نفر هستند و حتی باید دیه خون آن‌ها را نیز بپردازند.

 مسیح مهاجری مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی که یکی از اعضای حزب جمهوری اسلامی به شمار می‌ر‌فت، با روزنامه خود گفت‌و‌گویی انجام داده و به دفاع از میرحسین موسوی پرداخته است.

وی در این گفت‌و‌گو خطاب به برخی از موافقان حصر موسوی گفته است که شخصی با «پیشانی پینه‌بسته» حرف‌هایی را به میر‌حسین موسوی نسبت داده‌اند که کذب محض است.

وی درباره «حسن آیت» در حزب جمهوری اسلامی گفته ‌است: «آقای «بهشتی» به دکتر «آیت» گفتند که ما آقای «موسوی» را به‌عنوان وزیر امور خارجه معرفی کردیم و شما حق ندارید در جلسه رای اعتماد مجلس با او مخالفت کنید؛ شهید «بهشتی» گفتند که شما در نظر خود می‌توانید مخالف باشید اما چون در تشکیلات حزب هستید حق ندارید مخالفت کنید و اگر مخالفت کنید من شما را محاکمه حزبی می‌کنم و از تشکیلات اخراج می‌کنم. اما آقای «آیت» حتی بعد از شهادت آقای «بهشتی» در جلسه رای‌گیری مجلس مخالفت کرد. درباره همین ماجرای آقای «آیت» در سال‌های اخیر، افرادی متاسفانه دروغ‌هایی به مهندس «موسوی» نسبت دادند که آدم اصلا تعجب می‌کند. بعضی از آنها پیشانی‌‌شان پینه بسته است ولی این دروغ‌ها را گفتند. من به بعضی از آنها نامه نوشتم که اگر کسی الان نیست که از خود دفاع کند، خدای او که هست! آیا اگر کسی گرفتار یک مشکلی شد، شما باید هر چه دلتان می‌خواهد بگویید؟»

اسدالله بادامچیان نائب رئیس شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی در واکنش به اظهارات مسیح مهاجری جوابیه‌ای را صادر کرد که می‌توانید متن این جوابیه را (اینجا) بخوانید.

اسدالله بادامچیان نائب رئیس حزب مؤتلفه اسلامی همچنین در گفت‌و‌گو با خبرنگار حوزه احزاب خبرگزاری فارس، به اظهارات مسیح مهاجری واکنش نشان داد و اظهار داشت: از این که متن پاسخ من را روزنامه جمهوری اسلامی منتشر کردند متشکرم اما آنان باز نوشته‌اند در متن مصاحبه آقای مهاجری اسمی از آقای بادامچیان برده نشده بود اما بخشی از مقاله را به خود گرفته و جوابیه داده به این دلیل است آنان متوجه نیستند که این مطالب خطاب به بنده بود و ذکر مجدد این مطالب نوعی ناشی‌گری است.

وی افزود: آقای مهاجری در مصاحبه خود گفته‌اند من می‌خواهم ایشان را نصیحت کنم و بنده نیز به نصیحت ایشان پاسخ دادم. اینکه آقای مهاجری گفته‌اند ما به جوابیه بادامچیان جوابیه نمی‌دهیم همان مطالب آغازین ایشان جوابیه است؛ شاید ایشان معنای جوابیه را نمی‌دانند.

نائب رئیس حزب موتلفه اسلامی خاطرنشان کرد: آقای مهاجری در حالی در مصاحبه خود می‌گویند که آنچه امام درباره آقای موسوی گفتند کاملا درست است که خود امام راحل بارها فرموده‌اند که میزان حال اشخاص است و امروز آقای موسوی باعث و بانی فتنه 88 است و همه از عمق آن اطلاع دارند.

وی به سخنرانی خود در زمان بنی صدر در کاشان اشاره کرد و گفت: من در این سخنرانی گفتم که حمایت امام از امثال شهید بهشتی صلاحیتی و از فردی چون بنی‌صدر مصلحتی است و جالب است که آقای مهاجری در همان ایام در روزنامه اطلاعات حاشیه زد که حمایت‌های امام صلاحیتی و مصلحتی است.

بادامچیان اضافه کرد: آمده‌اند گفته‌اند که آقای موسوی در کتابخانه ملی در پاستور غیبت داشته است، همه می‌دانند که ایشان سه روز در خانه آقای «آلاد پوش» مخفی شدند و همان جا مرحوم سیداحمد آقای خمینی به من زنگ زدند که امام با آقای موسوی کار دارد (آن زمان حساس‌ترین زمان بود چرا که صدام داشت ایران را بمباران شیمیایی می‌کرد) و ما نیز هرچه با آقای موسوی تماس می‌گرفتیم جواب نمی‌داد.

به گفته نائب رئیس جبهه پیروان، مرحوم سید احمد خمینی روز سوم با من تماس گرفتند و گفتند که امام نامه تندی برای موسوی نوشتند و اگر موسوی تا ظهر خدمت امام نیاید این نامه را به صدا و سیما می‌دهیم و دیگر نه دنیا برای وی می‌ماند نه آخرت و من هم این پیغام را دادم به افرادی که با آقای موسوی در ارتباط بودند و ایشان تا ظهر خود را به کتابخانه نخست وزیری رساند. آیا این تبعیت از امام است یا تمرد از امام است؟ ما هنوز از دنیا نرفته‌ایم و شاهد این کارها بوده و هستیم.

وی به این جمله مسیح مهاجری مبنی بر اینکه فقط قوه قضاییه حق صدور حکم دارد اشاره و بیان کرد: بله قوه قضاییه حق صدور حکم دارد و این حکم نیز به محض صدور باید اجرا شود اما در مورد فتنه 88 هر شخصی می‌داند که میرحسین موسوی و آقای کروبی مجرم و مسئول قتل این چند نفر هستند و حتی باید دیه خون آن‌ها را نیز بپردازند؛ امروز قوه قضاییه بنا بر هر دلیل و مصلحتی هنوز وارد محاکمه آنان نشده و آنان به جای تشکر زبان هم دراز می‌کنند.

نائب رئیس حزب موتلفه اسلامی درباره این جمله مهاجری در مورد شهید «آیت» مبنی بر اینکه شهید بهشتی به آیت گفتند که اگر شما مخالفت کنید شمار ا محاکمه حزبی می‌کنم، گفت:شهید بهشتی هیچ وقت با اعضای حزب آنگونه سخن نمی‌گفتند چرا که واژه «محاکمه حزبی» یک واژه کمونیستی است اظهار این واژه‌ها از زبان شهید بهشتی غیرممکن است.

نوشته شده توسط آزاد در 12:49 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و نهم تیر 1393

چرا توافق نشد؟ / شرط تغییرمحاسبات آمریکا در 4 ماه

 

در ۴ ماه آینده یک نبرد سهمگین رسانه‌ای و سیاسی برای تغییر محاسبات ایران آغاز خواهد شد. در این باره تردیدی وجود ندارد که کسانی در داخل کشور نیز سعی خواهند کرد پازل آمریکا را پر کرده و برای اثرگذاری فشارهای آن بر محاسبات ایران مقدمه‌چینی و کارسازی کنند.
وطن امروز در یادداشتی به قلم مهدی محمدی نوشت:  تمدید مذاکرات میان ایران و ۱+۵ اتفاق چندان با اهمیتی نیست. از بیش از یک هفته قبل روشن بود این مذاکرات تمدید خواهد شد و ۲ طرف در موقعیتی نیستند که یک توافق جامع را تا ۳۰ تیر نهایی کنند.

سوال اصلی این است که چرا چنین شد؟ به عبارت دیگر، مساله این است که دقیقا چه عواملی منجر به این شد که توافق جامع میان ۲ طرف نهایی نشود؟

مهم‌ترین نکته‌ای که در اینجا باید به آن توجه کرد این است که از حیث مذاکراتی، اتفاق ویژه‌ای رخ نداده است. مذاکرات به شکل سابق ـ والبته در چارچوب یک توافق موقت جدید ‌ـ ادامه پیدا خواهد کرد، با این تفاوت که دقیقه نودی که تصور می‌شود توافق نهایی در آن انجام خواهد شد، ۴ماه به تعویق افتاده است. آمریکایی‌ها از هم‌اکنون گفته‌اند تمدید دیگری در کار نخواهد بود. آقای ظریف هم اعلام کرده است موعد اصلی توافق از ابتدا، ماه نوامبر بوده است. همه این سخنان یک معنا بیشتر ندارد و آن هم تصویرسازی از ۲۴ نوامبر ۲۰۱۴ به مثابه روز سرنوشت است. در واقع هر دو طرف می‌گویند تا سپتامبر (شهریور) وضعیت مذاکرات را بازنگری خواهند کرد، سعی می‌کنند ایده‌ها و راه‌حل‌های جدید پیدا کنند و دوباره سر میز مذاکرات بازخواهند گشت با این تفاوت که این بار می‌دانند چاره‌ای جز توافق ندارند. این نوع نگاه به مساله دارای این ایراد جدی است که کل مساله را در اختلاف‌نظرهای فنی و مذاکراتی خلاصه می‌کند و این امر را نادیده می‌گیرد که آنچه در اصل مانع از نتیجه بخشی مذاکرات وین ۶ شد، الگوی راهبردی مذاکره آمریکا و نوع نگاه کلان آن به روندی است که در حال طی کردن آن با ایران است. مهم‌ترین پیام وین ۶ آنگونه که من می‌فهمم این است که در نوع نگاه آمریکا به مذاکرات، مشکلات راهبردی وجود دارد که تا تصحیح نشود، احتمال نتیجه‌بخشی آن همچنان بسیار پایین باقی خواهد ماند.

نکات زیر روایتی اجمالی از این مساله است.

۱ـ قبل از هر چیز، مساله این است که به رغم اعتمادسازی بسیار سخاوتمندانه انجام شده از سوی دولت آقای روحانی، آمریکا همچنان به فرآیند توافق جامع با ایران به عنوان نوعی «مجازات» ایران نگاه می‌کند. این موضوع بی‌نهایت مهم است. در یک هفته گذشته هم جان کری و هم وندی شرمن، بیش از یک بار به خبرنگاران گفته‌اند ایران نباید انتظار داشته باشد یک مذاکره پایاپای با آن انجام شود، چرا که ایران – به زعم آنها- بیش از ۲ دهه تعهدات هسته‌ای خود در قبال جامعه بین‌المللی را نقض کرده و بنابراین در واقع این ایران است که باید برای جبران گذشته خود یک روند سختگیرانه اعتمادسازی را بپذیرد و از جمله برنامه غنی‌سازی خود را در طول این مدت بشدت محدود کند. نکته کلیدی در اینجا این است که آمریکا در مذاکرات وین ۶ این موضوع را شفاف کرده است که همچنان کاملا به ایران بی‌اعتماد است، نیاز عملی ایران را مبنایی برای محاسبه ظرفیت غنی‌سازی آن در آینده نمی‌داند و مفهوم Break out را هم به این دلیل ابداع و به طرف ایرانی تحمیل کرده است که عقیده دارد ایران همچنان باید به دلیل گذشته‌‌اش مجازات شود. این یکی از مهم‌ترین مسائلی است که تا تعیین تکلیف نشود، از دل مذاکرات نتیجه‌ای بیرون نخواهد آمد. اگر آمریکا بخواهد به توافق جامع به عنوان نوعی مجازات علیه ایران نگاه کند، این توافق در بهترین حالت چیزی بیش از یک «صدقه جاریه» از آب درنخواهد آمد.

۲- مساله دوم این است که آمریکا حاضر به مذاکره درباره چشم‌انداز نیست. مذاکرات وین ۶ نشان داد آمریکا انرژی خود را بر این متمرکز کرده است که اولا برنامه فعلی ایران را تا حد یک برنامه سمبلیک محدود کند، ثانیا زمان توافق نهایی را چنان بلند ببیند که هیچ کس نتواند پیش‌بینی کند در پایان دوره‌ای چنین طولانی وضعیت سیاسی، اجتماعی و... ۲ طرف چگونه خواهد بود و ثالثا علاوه بر همه اینها، حتی در این شرایط هم حاضر نیست روشن کند در دورنما و چشم‌انداز، وضعیت برنامه غنی‌سازی ایران چگونه خواهد بود. ایران این موضوع را روشن کرده است که ۱۹۰ هزار سو غنی‌سازی را برای همین امروز نمی‌خواهد اما توافق درباره وضعیت اکنون برنامه غنی‌سازی را مشروط به این کرده است که آمریکا بپذیرد ایران در چشم‌انداز اجازه توسعه غنی‌سازی تا این حد را خواهد داشت. اصلی‌ترین اختلاف در وین ۶ – آن مقدار که با اطلاعات موجود می‌توان فهمید- این بوده است که ۲ طرف نه فقط درباره آن مقدار از وضعیت کنونی برنامه که می‌تواند حفظ شود اختلاف داشته‌اند، بلکه اختلاف بزرگ‌تر آنها درباره چشم‌انداز برنامه غنی‌سازی ایران بوده و اینکه آیا پس از طی یک دوره محدود اعتمادسازی، ایران اجازه غنی‌سازی بدون محدودیت را خواهد داشت یا نه.

آمریکایی‌ها تا امروز زیر بار چنین تعهدی نرفته‌اند و متاسفانه پاراگراف آخر توافق ژنو – که بشدت ضعیف و مبهم نوشته شده – هم در موقعیتی نیست که چنین مساله‌ای را تعیین تکلیف کند. رابرت آینهورن هفته گذشته به درستی گفت استراتژی ایران این است که محدودیت‌های موقت را بپذیرد تا بتواند زمانی در آینده عدم محدودیت دائمی داشته باشد. درست است که درباره میزان این محدودیت‌ها هم اختلاف جدی وجود دارد ولی اختلاف حادتر این است که آیا اساسا از دید آمریکا هرگز دورانی از عدم محدودیت برای برنامه غنی‌سازی ایران فراخواهد رسید؟ اطلاعات موجود نشان می‌دهد آمریکایی‌ها به دنبال دائمی‌کردن برخی محدودیت‌ها بر برنامه غنی‌سازی ایران هستند و حاضر نیستند هیچ «دورنمای فارغ از محدودیتی» را برای برنامه ایران بپذیرند. به لحاظ راهبردی معنای این موضع آمریکا این است که در برنامه هسته‌ای ایران اجزایی وجود دارد که هرگز درباره آن اعتماد ایجاد نخواهد شد و این به نوبه خود ناشی از دیدگاه بنیادی‌تری در آمریکاست که اساسا غنی‌سازی را بخشی از حقوق ایران طبق NPT نمی‌داند چه رسد که به ادعای برخی دوستان در داخل، آن را به رسمیت شناخته باشد. تا زمانی که آمریکا مبنای تفسیری خود از معاهده NPT را تغییر ندهد بسیار بعید است در ۲۴ نوامبر یا هر زمان دیگری توافقی جامع میان ایران و ۱+۵ حاصل شود.

۳ـ مساله سوم این است که آمریکا همچنان کل فرآیند را براساس استراتژی فشار- مذاکره استوار کرده و این راهبرد دست نخورده باقی مانده است. همین حالا که طرف ایرانی می‌گوید در نگارش متن توافق نهایی ۶۵ درصد پیشرفت حاصل شده، باز هم موتور محرکه مذاکرات از دید آمریکایی‌ها این است که دائما بگویند اگر توافق نشود ایران با تحریم‌های جدیدی مواجه خواهد شد. حتی آقای عراقچی هم وقتی خواسته اصلی‌ترین دلیل تمدید مذاکرات در قالب یک توافق موقت جدید را بیان کند گفته است اگر این کار انجام نمی‌شد تحریم‌ها به وضعیت قبلی بازمی‌گشت. حتی اگر سخنان مقام‌های دولتی را مبنا قرار بدهیم، این مقدار اعلام اضطرار در مقابل تحریم‌ها نه منطق مذاکراتی دارد و نه منطق سیاسی. هنوز ۲ هفته از روزی که آقای رئیس‌جمهور اعلام کرد کاسه تحریم‌ها ترک خورده و هیچ بندزنی را یارای تعمیر آن نیست، نگذشته است. اگر دولت به واقع نیازمند یک توافق خوب است یک بار برای همیشه باید ادبیاتش را با واقعیت منطبق کرده و این محاسبه را در ذهن آمریکایی‌ها اصلاح کند که (بنا بر ادعای آنها) هدف اصلی برای ایران لغو تحریم‌هاست نه حفظ برنامه هسته‌ای. تا زمانی که آمریکایی‌ها تصور کنند ایران بر سر دوراهی لغو تحریم و حفظ دستاوردهایش در زمینه هسته‌ای اولی را انتخاب می‌کند، دائما تلاش خواهند کرد به جای نگاه کردن به مقصد، چنین دوراهی‌ای را بر سر راه ایران ایجاد کرده و تقویت کنند. استراتژی یکی به نعل و یکی به میخ درباره نیاز یا عدم نیاز کشور به لغو تحریم‌ها، میزان پیوند آن با مذاکرات و میزان توان دولت برای اداره کشور بدون لغو تحریم‌ها، آمریکایی‌ها را در این باره که ایران فقط برای لغو تحریم مذاکره می‌کند دچار سوءتفاهم بیشتری خواهد کرد و در این وضعیت لغو تحریم دقیقا همان چیزی خواهد بود که دولت به آن نمی‌رسد.

۴ـ در ۴ ماه آینده یک نبرد سهمگین رسانه‌ای و سیاسی برای تغییر محاسبات ایران آغاز خواهد شد. در این باره تردیدی وجود ندارد که کسانی در داخل کشور نیز سعی خواهند کرد پازل آمریکا را پر کرده و برای اثرگذاری فشارهای آن بر محاسبات ایران مقدمه‌چینی و کارسازی کنند. خدمت و خیانت جریان‌ها و نیروهای سیاسی در این بازه زمانی؛ در تاریخ به ثبت خواهد رسید و برای همیشه ماندگار خواهد شد. اگر ایرانیان به واقع اراده کنند تغییر دادن محاسبات و پیشنهادات آمریکا در این مدت نشدنی نیست به این شرط که عده‌ای بالاخره تکلیف خود را روشن کنند که کدام سوی میدان ایستاده‌اند.
نوشته شده توسط آزاد در 12:48 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و نهم تیر 1393

چطور می‌شود در بحبوبه‌ی تجاوزگری از خود دفاع کرد؟

 

در این روزها که اسرائیل دوباره غزه را آماج حملات خود قرار داده است یکی از استراتژی‌های پروپاگاندای اسرائیل مانند همیشه این است که خود را یک ماهیت دفاعی جلوه دهد (حتی ارتش اسرائیل هم نیروی دفاعی اسرائیل یا IDF نام دارد) در حالی که سیاست این کشور اساسا مبتنی بر تجاوز و اشغال است.

به گزارش رجانیوز به نقل از پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی، این کار باعث می‌شود نوعی وجاهت اخلاقی برای اسرائیل ایجاد شود، چیزی که اسرائیل به آن نیاز ویژه‌ای دارد. رسانه‌های دوست اسرائیل هم او را در این پروپاگاندا همراهی می‌کنند: در پوشش خبری وقایع مربوط به فلسطین و اسرائیل سلسله‌ی وقایع تاریخی به گونه‌ای برش داده می‌شود که آغاز و پایان وقایع به سود اسرائیل به نظر برسد. به این ترتیب این طور به نظر می‌رسد که اسرائیل همیشه در پاسخ به چیزی رفتار می کند و تحرکات آن اساسا دفاعی است.

حضور و نفوذ گروه‌ها و افراد نزدیک به اسرائیل در شبکه‌های اصلی تولید و نشر خبر در جهان محسوس و پررنگ است. اما به هر حال به عنوان یک نمونه‌ی آشنا و دم دست اگر می‌خواهید بدانید چطور می‌شود کشوری مانند اسرائیل بتواند در بحبوبه‌ی تجاوزگری از خود دفاع کند به پوشش خبری بی‌بی‌سی فارسی بیشتر دقت کنید.بی بی سی همیشه سعی کرده خود را رسانه ای حرفه ای و بیطرف در پوشش وقایع نشان دهد اگر چه بارها در این تلاش ناموفق بوده است. به تیترهای زیر دقت کنید:

 

بی‌بی‌سی فارسی: «حماس، شهرهای اسرائیل را با راکت هدف قرار داد.»

(تیتر این‌طور القا می‌کند که راکت‌های حماس در شهرهای اسرائیل فرود آمده و خرابی به بار آورده. اما این چنین نیست. خبرنگارهای ساکن تل‌آویو می‌گویند که اسرائیلی‌ها شادمان‌اند که سپر دفاع موشکی‌شان اجازه‌ی فرود حتی یک راکت را نداده است. تماشای راکت‌های حماس در آسمان برای بعضی از اسرائیلی‌ها تبدیل به تفریح دسته‌جمعی شده است.)

بی‌بی‌سی فارسی: «تشدید حملات متقابل اسرائیل و حماس.»

(جوری نوشته‌اند «حملات متقابل»، انگار که دو طرف دارند در یک نزاع برابر با یکدیگر می‌جنگند. اما جنگی در کار نیست. یک طرف با استفاده از پیشرفته‌ترین سلاح و حمایت قدرت‌مندترین دولت‌ها چند دهه است که یک ملت را به گروگان گرفته، سرزمین‌های‌شان را دزدیده، آواره‌شان کرده و آن‌ها را می‌کُشد. طرف دیگر دارد مقابل استعمار مقاومت می‌کند.)

بی‌بی‌سی فارسی: «ادامه‌ی درگیری بین اسرائیل و فلسطینیان در غزه…»

(طوری از «ادامه‌ی درگیری» نوشته‌اند انگار یک زد و خوردِ عادیِ دو طرفه در حال وقوع است. این چنین نیست. فلسطینی‌ها اصلن ارتش ندارند که بتوانند در غزه «درگیری» ایجاد کنند. آن‌ها فقط کشته می‌شوند. این نهایت درگیری‌شان است.)

نوشته شده توسط آزاد در 12:48 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و نهم تیر 1393

آقایان اصلاح‌طلب! سابقه ناطق نوری یادتان نرود

 

 کیهان نوشت:

«چشم‌اندازی که چپ‌ها از ریاست جمهوری ناطق نوری در سال 76 ترسیم می‌کردند تفاوتی با هراس اصلاح‌طلبان از ریاست جمهوری سعید جلیلی در سال 92 نداشت».

یکی از اصلاح‌طلبان فراری و آشوب‌طلب ضمن انتشار این مطلب در سایت خودنویس نوشت: آیا ناطق نوری که نگاهی منفی به سازمان مجاهدین انقلاب و حزب مشارکت دارد، اصلاح‌طلب شده؟ آیا تغییرات نسبی رئیس مجلس پنجم او را در محدوده رجال سیاسی معتقد به دموکراسی و حقوق بشر قرار می‌دهد؟ مصاحبه سعید حجاریان با خبرگزاری مهر فرصت مناسبی برای ارزیابی جایگاه جدید علی اکبر ناطق نوری است. آیا واقعاً برچسب شیخ معتدل، یک برخورد سیاسی است یا پایی در واقعیت دارد؟ سعید حجاریان در این مصاحبه تأکید کرده ناطق نوری اصلاح‌طلب نیست اما مواضعش به آنها در قیاس با گذشته نزدیک شده است.

علی افشاری افزود: آنچه حجاریان به آن توجه نمی‌کند موضع منفی ناطق نوری نسبت به سازمان مجاهدین انقلاب و حزب مشارکت است. ناطق آنها را تفریطی در برابر افراط احمدی‌نژاد توصیف می‌کند. در واقع از دید ناطق نوری، مشکل اصلاح‌طلبان سر بر آوردن چهره‌هایی چون مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب از بین آنها است.

وی ادامه می‌دهد: ناطق نوری در کتاب خاطراتش از رایزنی‌های متعددش با مهدی کروبی و اقناع وی برای جدایی از مجاهدین انقلاب و مشارکت پرده برمی‌دارد. او نیز مشابه دیگر بخش‌های اصول‌گرایان سنتی اصلاح‌طلبان پیش‌رو را دارای نظراتی مشابه سازمان مجاهدین خلق و بی‌اعتنایی به روحانیت می‌دانست.

وی خاطرنشان کرد: شکل‌گیری شکاف بین جناح چپ و راست در بین ائتلاف خط امام در سال 1360 باعث شد تا ناطق نوری از یک سو موقعیت بالایی در جناح راست بدست آورد و از سویی دیگر مورد بغض و خشم جناح چپ قرار بگیرد. برخلاف سخنان امروز حجاریان و مواضعی که خاتمی و دیگر اصلاح‌طلبان در نزدیکی به ناطق نوری در سالیان اخیر اتخاذ کرده‌اند، ناطق در دهه شصت و هفتاد از بزرگترین خصم‌های جناح چپ و اساساً نقطه عزیمت جناح چپ در مخالفت با کاندیداتوری ناطق نوری در انتخابات میان دوره‌ای مجلس دوم بود. اوج مخالفت با ناطق در جریان انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری در سال 1376 رخ داد. چشم‌اندازی که جناح چپ از ریاست جمهوری احتمالی ناطق ترسیم کرد چندان تفاوتی با هراس‌ها از ریاست جمهوری سعید جلیلی در سال 1392 نداشت.

افشاری می‌نویسد: ناطق نوری دارای رابطه نزدیکی با رهبری در دهه شصت و هفتاد بود. وی زمانی در ضرورت پایبندی به اوامر ولایت‌فقیه خواستار ذوب در ولی فقیه شد. 

عضو شبکه آشوبگران در تیر 78 می‌نویسد: ناطق در دوران اصلاحات نیز از تکیه‌گاه‌های مقابله با برنامه اصلاحی بود. او در جریان جنبش اعتراضی 18 تیر وزارت کشور و اصلاح‌طلبان را به توطئه متهم کرد. همچنین خواستار برخورد سنگین امنیتی و قضایی با ملی مذهبی‌ها شده بود.

وی در عین حال نوشت: ناطق نوری از سال 1384 به بعد تغییرات تدریجی را طی کرده و اکنون در موقعیتی متفاوت با گذشته خود قرار دارد. اما این تفاوت زیاد نیست. او کماکان به نظام ولایت فقیه باور دارد. دیدگاه مثبتی به مشارکت دگراندیشان ندارد. در حوزه فرهنگی با دیدگاه‌های باز هم‌دل نیست... در مجموع می‌توان گفت ناطق نوری تفاوت‌های قابل ملاحظه‌ای با گذشته خود پیدا کرده است. ناطق نوری که کتاب خاطراتش توصیف می‌کند فردی تندرو، اقتدارگرا و خشونت‌طلب است. اما چهره جدید ناطق نوری از چهره موجود در کتاب خاطرات و عملکرد گذشته او فاصله گرفته است. ولی اعتدال و مطلوبیت مواضع وی کماکان در محدوده مرزهای سیاسی و عقیدتی نظام است. خارج از این محدوده، مواضع وی ارزش مطلق ندارد و بیشتر کاهش در تندروی را بازتاب می‌دهد. ناطق نوری کماکان در محدوده رجال سیاسی معتقد به دموکراسی و حقوق بشر نمی‌گنجد.

نوشته شده توسط آزاد در 12:47 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و نهم تیر 1393

اخراج خبرنگار سی ان ان از سرزمین های اشغالی

 

 خبرنگار شبکه خبری سی.ان.ان پس از انتقاد از رژیم صهیونیستی و اعلام اینکه از سوی نظامیان این رژیم در مورد نحوه پوشش اخبار موشک باران غزه تهدید شده، از سرزمین های اشغالی خارج شد. 

 به نقل از هافینگتون پست، "دایانا ماگنای" خبرنگار شبکه خبری سی ان ان در فلسطین اشغالی به دلیل نحوه پوشش اخبار حملات به نوار غزه مجبور به ترک این منطقه شد. 
 
ماگنای روز پنجشنبه از روی تپه ای در مرز سرزمنی های اشغالی و غزه در حال پوشش خبری حملات موشکی رژیم صهیونیستی به غزه و به تصویر کشیدن شادی ساکنان سرزمین های اشغالی از اصابت موشک ها به مناطق فلسطینی بود اما پس از مدتی تهدید شد که اگر خبرهای ارسالی وی در انتقاد از تل آوبو باشد وی و همراهانش جان خود را از دست می هند. 
 
همین امر باعث شد تا ماگنای شادی ساکنان سرزمین های اشغالی از موشک باران غزه و همچنین تهدید شدن خود را در توئیتر منتشر کند. هر چند توئیت های وی بواسطه فشار تل آویو حذف شد اما وی مجددا پیام هایی را در این خصوص منتشر کرد. 
 
همین امر موجب شد تا رژیم صهیونیستی با فشار بر سی ان ان خواستار خروج این خبرنگار از منطقه شود. 
 
این دومین خبرنگار غربی است که به دلیل انتقاد از اقدامات رژیم صهیونیست مجبور به ترک سرزمنی های اشغالی می شود.
نوشته شده توسط آزاد در 12:47 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393

روایت کارگردان«ما ایستاده‌ایم»از دیدار با رهبر

 

به گزارش پایگاه 598 به نقل از فارس، محمد باقر مفیدی‌کیا کارگردان کلیپ «ما ایستاده‌ایم» که شنبه شب همراه با شعرا در دیدار با رهبر معظم انقلاب اسلامی حضور داشت مطلبی را نوشته و به روایت این روز و تشویق رهبری به ادامه روند کاری این گروه جوان پرداخته است.
از سفر نرسیده داشتم آماده می شدم بروم مراسم حلقه هنر و بعد افطاری هیئت هنر که رفیق شفیق پرسید افطار که جایی دعوت نیستی؟!
 
...
 
چند لحظه ای که در حلقه هنر نشستم تمام فکر و ذکرم این بود که حالا این همه راه برویم و راهمان ندهند چه!
 
...
 
راهمان دادند. هماهنگ شده بود، به لطف مدیر فرهنگی محترمی. همزمان با استاد میرشکاک هم وارد شدیم. یک ساعتی مانده بود تا افطار و جماعت شاعر توی حیاط کوچکی سمت چپ حسینیه امام، صف چین نشسته بودند منتظر آقا برای خوش و بش قبل از نماز مغرب. فضای باصفایی بود. اصلن من از همان اولش هم قاطی شدن با شعرا را خیلی بیشتر از حضور بین سینمایی ها دوست داشتم. بخصوص شاعران انقلاب را . هرچند که در این جمع فعلن ما با پارتی بازی حاضر شده بودیم اما بالاخره از حق و حقوق نیمچه شاعریمان برای قیافه حق به جانب گرفتن بهره برداری کردیم.
 
از آنجایی که مهدی قزلی مدام این ور و آن ور می پرید و یادداشت برمی داشت از حواشی، خیالم راحت است بعدن مفصل تر و شیرین تر، حاشیه نبشت های شب نشینی آقا با شعرا را خواهید خواند.
...
 
نماز تمام شده بود. عده ای داشتند می رفتند طرف ساختمان محل افطار و عده ای هنوز دور و بر آقا را گرفته بودند. من و محمد رضا هم دنبال مفری میگشتیم که از لابلای جمعیت هرچه زودتر برسیم به سفره افطار. محمدرضا از روی شمشاد ها رد شد تا جمعیت را دور بزند. من اما یکهو الکی مبادی آداب شدم و دور زدم از همان لای جمعیت بروم. ایستاده بود تا محمد رضا حلقه جماعت دور آقا را دور بزند و بیاید اما رفیق شفیق گویی تازه متوجه شده بود که آقا دارند درست می روند همان سمتی که او ایستاده. طبیعی بود که افطار یادش برود. حقش هم بود. بخصوص بابت آن ملاقاتی که ناجوانمردانه و کوته نظرانه محرومش کرده بودند از دیدار، بدجور حقش بود که خوب آقا را سیاحت کند. همینطور که آقا به طرف اندرونی خودشان می رفتند، محافظ ها یکی یکی از افراد حلقه کم می کردند. آقا که به محمد رضا نزدیک تر شدند، تقریبن دورشان خلوت بود. محمد رضا ابتدا برای دست بوسی رفت و زود کشید عقب. داشتم از لای دست محافظ ها لبخند رضایتمندانه رفیق شفیق را می دیدم و لذت می بردم. محمد رضا ناگهان گویی چیزی یادش آمده باشد، دوباره به آقا نزدیک شد و چیزی به ایشان گفت. آقا ایستادند. با لبخند تایید کردند و جوابی دادند. محمد رضا همینطور که حرف می زد یکهو به من اشاره کرد که حالا ناخودآگاه از کنار دو محافظ اول که راه را بسته بودند رد شده بودم. محمد رضا گفت کارگردانش ایشون هستند. آقا برگشتند سمت من و نگاه کردند..
 
کات!
 
روایت از زاویه رفیق شفیق:
 
محمدرضا می گفت به آقا عرض کردم: آقا اون کلیپ ایستاده ایم بود که.. بچه ها توی میدان آزادی..
 
آقا بلافاصله فرمودند: آآآ.. خیلی خوب بود! خیلی خوب بود! ... شما ساختید ؟ ..
 
محمدرضا گفته بود: کار ما بوده.. کارگردانش هم اینجاست.. ( اینجا همانجایی بود که محمدرضا به من اشاره کرد و من که فهمیدم ماجرا از چه قرار است و بدون توجه به محافظ ها خودم را رساندم به آقا ! )
 
مثل دفعه قبل باز هم همان حال شده بودم.. گنگ و حیران.. داشتم دست آقا را می بوسیدم که محمد رضا گفت: آقا، پنج روز زیر آفتاب پوست انداختند تا کلیپ را بسازند.
 
سرم را که بلند کردم درست خاطرم نیست آقا میانه لبخند چه فرمودند...
 
اما تنها توانستم در جواب لطفشان عرض کنم: .. وظیفه مان بود..
 
آقا با لبخند ادامه دادند: خیلی خوب .. خیلی خوب..
 
بعد به نشانه تاکید دستشان را بالا آوردند که: فقط.. حواستان باشد.. این ادامه داشته باشد ! .. همینجور کار با خلاقیت بسازید.. این ادامه داشته باشد.. متوقف نشوید..
 
و راه افتادند..
 
محمدرضا بلافاصله گفت: دومی اش هم در راه است ان شالله..
 
آقا لبخند زدند و رفتند..
 
خلوت مختصر تهیه کننده و کارگردان کلیپ ایستاده ایم با آقا که تمام شد دوستانی که از دور این صحنه را دیده بودند بلافاصله آمدندکه بشنوند، حالا این وسط هرچه می گشتیم، یک جای خالی در سفره افطار پیدا نمی شد! :) هرچند برای من و محمد رضا که دیگر توفیری نمی کرد..
 
ما افطار کرده بودیم..
 
یک افطار با حلاوت بسیار ...
 
افطار با بوسه بر دست مجروح آقا ...
نوشته شده توسط آزاد در 14:28 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393

خوش و بش هاشمی با مجرم امنیتی/ توجیه خفقان سازندگی

مراسم ضیافت افطاری رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اصحاب رسانه و فعالان فرهنگی کشور شب گذشته در ساختمان قدس مجمع تشخیص مصلحت نظام برگزار شد.
 

  پایگاه امید نوشت: فواد صادقی که مجری این مراسم بود یاد سه خبرنگار زن بازداشتی یعنی صبا آذرپیک،مرضیه رسولی و ریحانه طباطبایی را گرامی داشت و اظهار امیدواری کرد با پیگیری‌های رئیس جمهور و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام این سه خبرنگار اصلاح طلب به زودی آزاد شوند.

در این دیدار که مهدی خزعلی و مهدی هاشمی رفسنجانی نیز حضور داشتند ، آیت الله هاشمی رفسنجانی وقتی با مهدی خزعلی که بعد از چند روز اعتصاب غذا آزاد شده بود رو به رو شد با اظهار خشنودی از آزادی خزعلی به شوخی به وی گفت: چند روز صبر می کردی و بعد دوباره شروع می کردی .از دست عزرائیل فرار کردی و حالا در کاخ هستی!

علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در سخنانی در این افطاری شایعه اخیر مبنی بر نارضایتی شدید رهبرمعظم انقلاب از وی در مراسم افطار رهبری با شاعران را رد کرد و از برگزاری جلسات منظم با رهبری خبر داد.

در برخی سایتهای خبری شایع شده بود که رهبری هنگام دیدار وزیر ارشاد در مراسم افطار شاعران به وی اعتراض گونه ای گفته بودند:من با شما حرفهای جدی دارم.

علی جنتی همچنین با تاکید بر تلاش دولت برای توقیف نشدن هیچ روزنامه ای گفت: ما در هیات نظارت بر مطبوعات فقط دو رای داریم و همواره تلاش کرده ایم هیچ روزنامه ای توقیف نشود.

بعد از اتمام ضیافت افطار یکی از چهره های سیاسی به نزد جنتی رفت و نسبت به سخنان اخیر پدر وزیر ارشاد(آیت الله جنتی) در خطبه های نماز جمعه تهران انتقاد کرد که جنتی به شوخی به این چهره سیاسی گفت: برو خدا را شکر کن اسمت را در نماز جمعه نگفت.

هاشمی رفسنجانی نیز بعد از شنیدن سخنان اصحاب رسانه از عدم شفافیت و صراحت آنان در بیان مشکلات انتقاد کرد و به بیان دیدگاههای خود درمورد اوضاع کشور پرداخت که لحن صریح و انتقادی وی موجب تعجب بسیاری از حاضران شد.

هاشمی در بخشی از این سخنان در پاسخ به سئوالی مبنی بر عدم اجرای قانون اساسی با خنده گفت: من اگر توان داشتم و می توانستم در زمان ریاست جمهوری خودم قانون اساسی را اجرا می کردم ولی با ده نوع سانسور مواجه هستیم.

نوشته شده توسط آزاد در 14:27 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393

نظرعضو ستادروحانی درباره‌همایش "خط قرمز"

باید از خوشبینی به دشمنان قسم خورده این ملت پرهیز کنیم- توافقنامه‌ای را امضا نکنیم که نفرین آیندگان پشت سرمان باشد امیر حسین جوانشیر مسئول ستاد حسن روحانی در شمال تهران در گفت‌وگو با فارس، به همایش خط قرمز که عصر دیروز برگزار شد، اشاره و اظهار کرد: بنده و تعدادی از اعضای ستاد آقای روحانی در این مراسم شرکت کردیم و از مواضع و اظهارات سخنرانان این مراسم قاطعانه اعلام حمایت می‌کنیم. وی افزود:‌ معتقدیم در همایش خط قرمز حرف‌های به حقی زده شد و فکر می‌کنم تمام دلسوزان و دغدغه‌مندان نظام هم حرف‌شان، حرف سردار حاج سعید قاسمی بود. این مسئول ستاد روحانی در انتخابات سال گذشته تاکید کرد:‌ ما باید دشمن‌شناس، پیرو خط امام باشیم و از ساده لوحی، ساده اندیشی و خوشبینی به دشمنان قسم خورده این ملت پرهیز کنیم و به خاطر بیاوریم که آنان سال‌های سال به منافع و منابع ما دست‌اندازی کردند. بنابراین خوشبینی به آنان یک اشتباه استراتژیک است. جوانشیر خطاب به رئیس‌جمهور و تیم مذاکره کننده هسته‌ای کشورمان گفت: آقایان توجه داشته باشند که مبادا توافقنامه‌ای را امضا کنند که نفرین آیندگان را به دنبال داشته باشد، بنابراین قبل از هر تصمیم امام و شهدا را به خاطر بیاورند و بدانند که دلسوزان این کشور همه چیز را به دقت رصد می‌کنند

نوشته شده توسط آزاد در 14:27 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393

نگرانی آیت‌الله مکارم‌ از آمارهای کاهش‌جمعیت

 

آیت‌الله مکارم‌شیرازی با بیان این‌که «جمعیت با استعداد، لایق و باهوش سرمایه اصلی کشور است» گفت: متاسفانه آمارهایی به نقل از مطبوعات داده می‌شود که نگران کننده است.

به گزارش پایگاه 598 به نقل از ایسنا، این مرجع تقلید در دیدار مدیرکل دفتر سلامت خانواده، جمعیت و مدارس وزارت بهداشت؛ ضمن ابراز خرسندی از آمارها و فعالیت‌های ارائه شده در این جلسه درخصوص افزایش جمعیت، اظهار کرد: متاسفانه آمارهایی به نقل از مطبوعات داده می‌شود که نگران کننده است.

وی افزود: یکی از آمارهایی که بارها گفته شده این است که 35 درصد از خانواده‌ها تک فرزند می‌باشند، آمار دیگری که ارائه می‌شود بالا رفتن سن و پیرو آن افزایش ابتلا به سرطان، افزایش آمار طلاق و کاهش آمار ازدواج که همه نگران کننده است.

به گزارش ایسنا به نقل از حوزه نیوز، مکارم‌شیرازی گفت: اگر قانونی در این خصوص در مجلس شورای اسلامی مصوب می‌شود جبهه‌گیری‌های صحیح در مقابل آن انجام نمی‌شود و مخالفت‌هایی که انجام می‌شود، به گونه‌ای نباشد که تصور شود دولت موافق کنترل جمعیت است، باید این ذهنیت‌ها اصلاح شود.

وی ضمن اشاره به این مطلب که استفاده از وسایل کنترل جمعیت فقط وقتی استفاده شود که جان مادر یا فرزند در خطر باشد، بیان کرد: درخصوص سقط جنین زیر چهار ماهگی هم این مطلب وجود دارد ولی این موضوع، موارد خاص و استثنایی مساله است ولی اینکه این مساله را آزاد کنیم مساله دیگری است.

این مرجع تقلید اظهار کرد: بخش مهم، فرهنگ سازی است، ولی در کنار این فرهنگ سازی هم باید فکری کرد و شما با شفافیت اعلام کنید به شکل مطلق مساله کنترل به طور آزاد در تشکیلات نظام بهداشت و درمان وجود ندارد و فقط جنبه درمانی برای بیماران است.

مکارم‌شیرازی افزود: همچنین اعلام کنید ما با مجازات طبیبانی که بی مورد و داوطلبانه عقیم می‌کنند مخالف نیستیم، بگویید مجازات را تبدیل به مجازات مناسبی کنیم و ما طرفدار این هستیم که خانواده‌هایی که تک فرزند هستند باید از تک فرزندی در بیایند و جوانانی که در آستانه ازدواج هستند، ازدواج کنند اینها را شفاف اعلام کنید تا سوء تفاهمات برطرف شود.

این مرجع تقلید خاطرنشان کرد: ما چون علاقه مند به پیشرفت کشور و دولت هستیم شفاف مسائل را گفتیم شما هم شفاف بفرمایید تا به جای مشترکی برسیم؛ امیدوارم که ان شاءالله در برنامه‌هایتان موفق و پایدار باشید.

نوشته شده توسط آزاد در 14:26 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393

خانم آمریکایی: من می‌گویم ایران بهشت است

 

گروه فرهنگی جهان نیوز:  ماه مبارک رمضان که فرا می‎رسد، تعداد زیادی از مسلمانان در سراسر دنیا، در یک ماه، همزمان یک عمل واحد را انجام می‎دهند. این ماه بیشترین زمانی است که جدا از نژاد یا مذهب در کنار یکدیگر خداوند را صدا می‎زنیم. ماه مبارک در هر کشوری رسوم خاص خود را دارد؛ اما مسلمانانی که در کشور‎‎های غیرمسلمان زندگی می‎کنند، زندگی متفاوتی دارند. 

به همین دلیل با خانم مرضیه هاشمی که مدت زیادی در آمریکا زندگی کرده‎ و تا سنین جوانی مسیحی بوده، گفت‎وگویی صورت داده‎ایم. وی حدود شش سال است که در ایران ساکن شده و به گفته خودش به برکت امام خمینی (ره) مسلمان و شیعه شده‎است. در این گفتوگو می‎خواستیم بیشتر از سبک زندگی اسلامیاش در میان یک زندگی مدرن لیبرال مطلع شویم.
 
شما در کشوری غیرمسلمان زندگی کردهاید، آنجا ماه مبارک رمضان به چه صورت بود؟ برنامه‎‎های خاصی داشتید؟ 
من در کشور آمریکا به دنیا آمدم و سال‎ها در آنجا زندگی کردم. همیشه قبل از شروع ماه مبارک، ذوق و ترسی در وجودمان ایجاد میشد. ذوق به جهت فواید این ماه عزیز و ترس به‎دلیل مشکل بودن روزه در کشور غیراسلامی با سبک زندگی متفاوت. در ایران یک مدیر به‎دلیل دیدگاه مذهبی و انصافی که دارد، می‎تواند درک کند که به هر حال با گذشت ساعات روز انرژی کاهش می‎یابد و توان بدنی نیز کم می‎شود. درحالی‎که در آنجا روال کار، دانشگاه و... هیچ تغییری نمی‎کند مگر بعضی جا‎های خاص که تعداد محدودی هستند.
 
در هر شهر عده‎ای شوق دیدن هلال اول ماه را دارند ولی جدای از این، دیدن هلال به عهده خود ما بود؛ لذا عده‎ای آدم متخصص به کوه و جا‎های مختلف می‎رفتند و پس از تبادل نظر با سایر دوستان مسلمان در سایر شهرها، سعی می‎کردند به نتیجه واحدی برسند. این در ‎حالی است که در کشور‎های اسلامی مسئولین و موسساتی برای تعیین این مهم وجود دارد و نیازی نیست تک تک آدم‎ها در آن دخیل باشند.
 
در کشور غیراسلامی ارتباط مسلمانان به چه صورت است؟ به راحتی یکدیگر را پیدا می‎کنند؟ 
 
ارتباط ما در مقایسه با ۲۰ سال پیش خیلی بهتر شده و ما نسبت به گذشته با سهولت بیشتری به یکدیگر دسترسی داریم. الان با وجود اینترنت این امکان راحت‎تر فراهم شده است. گرچه آن زمان هم به هر طریقی شیعیان را در آنجا پیدا می‎کردیم. 
 
در آنجا نیز همانند ایران هرکس در منزل خودش افطار می‎کرد، منتها ما در شهر خودمان، در مسجد به‎عنوان مرکزی که همگی در آن جمع می‎شدیم افطاری می‎دادیم و تقریبا هرشب را دور هم می‎گذراندیم. مرکز ما همه شیعه بودند ولی با مراکز اهل تسنن هم در ارتباط بودیم. 
 
زمانی که من مسلمان شدم در منطقه ما یک مرکز شیعه و یک مرکز سنی وجود داشت ولی الان به ۱۵ مرکز رسیده است و ثبات خاصی وجود دارد و همه سعی می‎کنند، نماز عید فطر در آنجا جمع شوند. 
 
چه محدودیت‎‎هایی برای روزه‎داری داشتید؟ 
 
ماه رمضان در کشور غیراسلامی فرصتی برای تبلیغ است. بچه‎‎های مسلمان آنجا باید واقعا محکم باشند چون باید دائما بابت روزه‎ای که هستند توضیح دهند. مجبورند در مدرسه، محل کار و جا‎های گوناگون دلیل غذا نخوردن خود را توضیح دهند. 
 
در کشورهای غیراسلامی که ادعای حقوق بشر دارند و قوانین خاصی اجرا می‎شود، برای روزه داری باید خیلی محتاط عمل کرد وگرنه با دستگاه‎‎های دولتی دچار مشکل خواهیم شد. به‎طور مثال یک دختر ۹ساله‎ای که روزه می‎گیرد اگر احیانا جمله‎ای بگوید، احساس گرسنگی‎اش را بیان کند یا شکایتی بکند، آن‎ها می‎گویند شما کودک آزاری کردید! و به همین دلیل با دولت درگیر خواهیم شد. لذا برای جلوگیری از این موضوع باید دلیل روزه داری و حالاتی که در اثر روزه داری ایجاد می‎شود را از سنین کودکی تفهیم کنیم و بچه‎ها نیز هماهنگ باشند تا با این معضلات مواجه نشویم.
 
البته من فکر می‎کنم که در این شرایط بچه‎ها محکم‎تر می‎شوند و آنگاه دیدگاه و اعمال آن‎ها صرفا به‎دلیل تبعیت از اسلام است نه به‎دلیل اینکه پدر یا مادرشان مسلمان هستند. آنها روزه را دوست دارند چون خدا به آن‎ها دستور داده است. از آنجایی که دائما مورد سوال قرار می‎گیرند، فرصتی ایجاد می‎شود که خودشان تفکر کنند و کسانی که در مقابل فشار‎های به‎وجود آمده مقاومت می‎کنند، انسان‎‎های محکمی می‎شوند. 
 
بچه‎‎های مسلمان در آنجا دوست دارند که مردم را با اسلام و شیعه آشنا کنند و شوق خاصی در آن‎ها وجود دارد.
 
در مدتی که شما ایران بوده اید در مجموع این ماه مبارک در ایران چه تفاوت‎‎هایی با آمریکا دارد؟ 
 
در ایران بزرگ‎ترین فرق این است که یک عده‎ای وجود دارند که مسئولیت کار‎های لازم برای برنامه‎‎های خاص در ماه مبارک را به عهده دارند. مسجد و مکان‎‎های خاصی وجود دارد و نیازی به تلاش نیست و همه چیز آماده است. به راحتی در مجلس و منبر روحانی شرکت می‎کنیم و بهره می‎گیریم در صورتی که در آمریکا برای برگزاری چنین مراسمی بچه‎ها همه خودشان کار‎هایی را انجام می‎دهند؛ از جمله تهیه غذا، سالاد، برنامه‎ریزی برای بازی کودکان، ارائه بحث و... . هرکسی احساس مسئولیت می‎کند که این مرکز متعلق به ماست و وظایفی را عهده دار می‎شود. 
 
البته طبیعی است کسانی که تحت فشار قرار دارند برخوردشان با مسائل متفاوت است. برای رسیدن به اهدافشان و حفظ دین خود دائما در حال تلاش بی‎وقفه هستند و هرکاری را ولو طاقت فرسا، با جان و دل می‎پذیرند. مثل حالتی که در زمان جنگ در ایران برقرار بود. 
 
این تفاوتها در عید فطر چطور بود؟ 
 
من از زمانی که مسلمان شدم، ماه رمضان و عید فطر برایم از اهمیت خاصی برخوردار بود و همیشه عید فطر را خیلی با شکوه برگزار می‎کردیم. درحالی‎که بزرگ‎ترین عید نزد ایرانی‎ها عید نوروز است و وقتی به ایران آمدم، تعطیلی دو هفته‎ای نوروز برایم تعجب برانگیز بود درحالی‎که عید فطر فقط یک روز تعطیل است و گا‎هی هم با تعطیلی جمعه یکی می‎شود.
 
در ایران، از جمله کار‎هایی که در عید فطر انجام می‎دهند شرکت در نماز عید فطر است ولی ما در آمریکا برای عید فطر همان ذوق دیدن ماه را داریم که قبل از شروع ماه مبارک داشتیم و همه چیز را برای صبحانه روز عید تدارک می‎بینیم. نماز را در جای بزرگی برگزار می‎کنیم و پس از آن به یک مرکز بازی و فضای باز می‎رویم، به یکدیگر هدیه می‎دهیم. من همیشه هدایای خوبی برای بچه‎ها تهیه می‎کردم. چون از خانوادهای مسیحی بودم و به‎دلیل اهمیت خاص کریسمس در خانواده‎ها و دادن هدایای خاص، دوست داشتم که عید فطر را نیز خیلی زیبا برگزار کنیم و به یکدیگر هدیه دهیم.
 
اکنون در ایران نیز با خانواده، این مراسم را تقریبا به همین نحو برگزار می‎کنیم، هدایای خاص تهیه می‎کنیم، سعی میکنیم روز عید فطر به مسافرت برویم و با شکوه هرچه بیشتری این عید را برگزار کنیم. با وجود این در ایران، بیشتر در روز عید فطر تمرکز روی برنامه‎‎های تلویزیونی و جشنهاست. ما باید یاد بگیریم روش شادیای که غرب تعریف می‎کند روش درستی نیست. وقتی به سبک آن‎ها شادی میکنیم یعنی اعتماد به نفس لازم را نداریم. باید روش‎‎های درست و مختص خودمان را داشته باشیم.
 
به علاوه بین ما شیعیان شب‎‎های قدر اهمیت خاصی دارد و مخصوصا شب شهادت امیرالمومنین (علیه‎السلام) اثر دیگری ایجاد می‎کند که باعث می‎شود، روش برخورد ما در این شب‎ها تغییر کند. 
 
 
در شهر شما محله مسلمان نشین وجود داشت؟ 
 
در شهر ما مسلمان‎ها در محله‎‎های مختلف زندگی می‎کردند. البته چند خانواده خودشان دور هم جمع شدند و در یک محل خانه خریدند و برای برگزاری برنامه‎‎های خاص راحت‎تر در ارتباط بودند. 
 
امام عبدالعلی موسی که آمریکایی است، در بدترین محله در آمریکا که تا قبل از آن محل خرید و فروش مواد مخدر بود، مرکز اسلامی ساخت. او در ماه مبارک رمضان و سایر مناسبت‎‎های مذهبی مردم محله را به آنجا دعوت می‎کند. حتی غیرمسلمانانها را هم به افطار دعوت می‎کنند و محل کاملا پاکسازی شده است
ما آنجا غذا‎های مخصوص ماه مبارک را درست می‎کردیم و به غیرمسلمانانی که با آن‎ها در ارتباط بودیم، می‎دادیم و برایشان راجع به ماه رمضان توضیح می‎دادیم. حتی یکبار دوستان دخترم در دبیرستان، وقتی متوجه شدند که دخترم روزه است، در مقابل او غذا نخوردند و احترام قائل شدند... 
 
همین طور یکی از دوستان دخترم تمایل داشت که یک روز مثل ما روزه بگیرد! 
 
مگر مسیحی‎ها در دین‎شان روزه ندارند؟ 
 
در گذشته داشتند ولی الان فرق کرده و بستگی به این دارد که کدام فرقه مسیحیت باشند ولی در کل ندارند و فقط جمعه روز قبل از عید پاک تا ظهر روزه نگه می‎دارند. شش هفته قبل از روز پاک یک برنامه‎ای هست که کمتر بخورند و کمتر خوشی کنند. در آن ایام اصلا گوشت نمی‎خورند و به جای آن ماهی می‎خورند. یهودی‎ها از این‎گونه مراسمها بیشتر دارند. 
 
کسی که با دین اسلام آشنایی ندارد این‎طور به مسئله نگاه می‎کند که چه معنی دارد از چهار صبح تا ۹ شب چیزی نخوریم؟ در کشور‎های غیراسلامی همه می‎بینند که مسلمانان شاد هستند و با وجود اینکه کمی خسته می‎شوند این ماه را دوست دارند. خیلی از افراد جذب این شدند که چطور جوانی با سن کم، در آمریکا همه چیز را کنار گذاشته و روزه گرفته است. او چه‎ چیزی را دوست دارد؟ ما بعضی اوقات توضیح می‎دهیم که ما حیوان نیستیم، ما خودمان را می‎توانیم کنترل کنیم. در مرکز لندن، در ماه مبارک رمضان غیرمسلمان‎‎های زیادی می‎آیند تا مسلمان شوند و ماه دیگری که مراجعه به این مرکز زیاد می‎شود، ماه محرمالحرام است. این مراکز وظیفه بزرگی دارند. 
 
بعضی‎ها وقتی روزه می‎گیرند آنقدر بداخلاق و عصبی می‎شوند که کسی سمت آن‎ها نمی‎آید. این اخلاق، اسلامی نیست و کسی نیز جذب این اخلاق و مسلک نمی‎شود. این واقعیت وجود دارد که اسلام به‎طور کامل به برخی جوانان ابلاغ نشده است، حتی در کشور‎‎های اسلامی و گا‎ها جوان‎‎هایی وجود دارند که از بطن اسلام بی‎اطلاعند گرچه از لحاظ شناسنامه‎ای مسلمانند. 
 
ما در اسلام با صندوق پر از جواهری روبه‎رو هستیم که باید آن را گشود تا فهمید این دین در واقع چیست و اهل بیت عظیمالشأن (علیهم‎السلام)، چه سرورانی هستند؟ در این صورت مشکلات در سایه اهل بیت (علیهم‎السلام) و قرآن حل می‎شود. منتها باید بدانند که این صندوق وجود دارد چون که از غرب تبلیغات گسترده‎ای علیه اسلام انجام می‎شود. 
 
اگر به‎طور کامل به احکام عمل شود، بسیار زیباست، آن هم در دنیای مادی که کلا ذهن مشغول چیز‎های بی‎اهمیت است. باید با پرسش از خود بر روی این موضوع تمرکز کنیم که وظیفه ما چیست؟ ارتباط با خدا چگونه است؟ و چطور می‎توان این ارتباط را قوی کرد؟ باید از این دنیایی که چیزی جز حصر نیست جدا شد و درس‎‎های زیادی از روزه گرفت. باید این پاکسازی انجام شود و حیف است که این فرصت‎ها را از دست بدهیم. الان ایران جای بسیار خوبی برای مسلمانان است. یک مسلمان نیجریه‎ای می‎گفت جوانان در ایران به خوبی درک نمی‌کنند که کشورشان بهشت است. اگر این جمله را به جوانان ایرانی بگوییم، جدی نمیگیرند و تصور میکنند این نظر فردی از یک کشور آفریقایی است. این همان دیدگاه منفی غربزده است که در اذهان عمومی القا کرده‎اند. من به‎عنوان یک آمریکایی میگویم «کشور ایران بهشت است» ولی ما قدر نمی‎دانیم و وقتی همه چیز داریم دائما دنبال خوشی‎‎های بیشتر هستیم. اگر نگاهی به کشور‎های همسایه مثل عراق، سوریه، بحرین و... بیندازیم، میفهمیم که در ایران فشار کشور‎‎های دیگر را نداریم و باید این را قدر بدانیم. من اعتقاد دارم که می‎توانیم و باید بهتر باشیم، ولی نباید از داشته هایمان غافل شویم. 
 
به‎عنوان آخرین سوال می‎پرسم چرا فکر میکنید ایران مکان بهتری برای زندگی است؟ 
 
امنیت. این امنیتی که در ایران وجود دارد کمتر جایی می‎توان پیدا کرد. در اینجا ساعت ۱۲ نیمه شب بچه‎ها به پارک می‎روند درحالی‎که در آمریکا جرات چنین چیزی وجود ندارد. آیا حتی در کشور‎های همسایه چنین چیزی امکانپذیر است؟ 
 
اگر امنیت نباشد هیچ چیزی ارزش ندارد. الان در عراق و سوریه دائما خانواده‎ها گوشزد می‎کنند که بیرون نروید. پدر و مادر‎ها نگران فرزندانشان هستند. الحمدالله ما در ایران از این مشکلات نداریم. بالاتر از این باید پرسید چرا ما این مشکلات را نداریم؟ این زحمت ۳۵ساله کشور امام زمان (عجل‎الله‎تعالی‎فرجه‎الشریف) است. خون شهیدانی که در راه خدا اهدا شد، باعث راحتی زندگی ما شده است. ما باید قدردان این‎ها باشیم. سایر مشکلات ما در حاشیه‎اند. ارزشهای ما نادیده گرفته می‎شود، درحالی‎که ما اصل را داریم و تکتکمان می‎توانیم در جهت بهبودش تلاش کنیم. راحت نیست ولی وظیفه ماست؛ پس تلاش لازم را خودجوش انجام می‎دهیم.
نوشته شده توسط آزاد در 14:20 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393

پرداخت وام‌های ازدواج بعد از عید فطر

 

سخنگوی دولت از آغاز پرداخت وام‌های ازدواج بعد از عید فطر خبر داد.

به گزارش فارس، محمدباقر نوبخت سخنگوی دولت ظهر امروز(چهارشنبه) در حاشیه جلسه هیأت دولت در جمع خبرنگاران اظهارداشت: در یک تصمیم همکاری مشترک با بانک مرکزی و وزارت اقتصاد مقرر شد از بعد از عید فطر پرداخت وام‌های ازدواج آغاز شود.
 
سخنگوی دولت در ادامه سخنان خود با تأکید بر اینکه مگر می‌شود 4.1 میلیارد دلار از صندوق توسعه ملی برداشت شود و 6 وزیر ما استیضاح نشوند، گفت: با آقای نادران صحبت می‌کنم تا ببینم برچه اساس این را برداشت دولت تلقی کرده‌اند.
 
وی با تأکید بر اینکه رهبری در دیدار با هیأت دولت بر بحث فرهنگ تأکید داشتند، افزود: مسائل ارزشی و هنجاری نظام برای دولت مهم است اما شیوه برخوردها متفاوت است.
 
نوبخت همچنین تأکید کرد: از محل افزایش قیمت‌های حامل‌های انرژی به خدمات درمانی، تولید و اقشار محروم جامعه کمک می‌کنیم.
 
سخنگوی دولت با بیان اینکه دولت از کارهای وزیر علوم و ادامه فعالیت وی در این سمت حمایت می‌کند، گفت: اگر مسئله‌ای برای رعایت کردن باشد، حتماً خودش تشخیص می‌دهد.
 
وی در ادامه سخنان خود گفت: ما نمی توانیم ملت را بی پناه در مقابل افزایش قیمت‌ها قرار دهیم و این را در بحث افزایش قیمت خودرو دیدید.
 
نوبخت یادآورشد: دولت در پاره‌ای از موارد مخالف افزایش قیمت‌هاست اما تصمیم در جای دیگر گرفته می‌شود.
 
 
نوشته شده توسط آزاد در 14:17 |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر